نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار علوم سیاسی پیام نور، تهران، ایران

چکیده

رفتار غرب و دستگاه دیپلماسی و تبلیغاتی غرب در قبال جمهوری اسلامی نشان می­دهد که ایالات متحده در برخورد با این نظام سیاسی، دست کم پنج راهبرد را پشت سر گذاشته­اند: راهبرد اول تلاش برای جلوگیری از وقوع انقلاب در سالهای منتهی به پیروزی آن در ایران است. راهبرد دوم، ارتباط گیری موثر با جریانات انقلابی موسوم به جریان معتدل در ماه­های اولیه بعد از پیروزی (جریان ملی­گرایی بازرگان) است. راهبرد سوم،  تلاش برای تغییر قهری نظام انقلابی از طریق جنگ سخت است، راهبرد چهارم، تلاش برای تغییر نرم نظام اسلامی است. راهبرد پنجم، تمرکز بر تغییر رفتار انقلابی ایران به جای تغییر نظام سیاسی است. راهبرد اخیر، زمانی ظهور و بروز می­یابد که چهار راهبرد قبلی در کوتاه مدت، مجال عملیاتی شدن نمی­یابند. با این وصف، پرسش اصلی مقاله آن است که هدف نهایی آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران، پیگیری عملی و موثر کدام راهبرد است: تغییر نظام یا تغییر رفتار؟ فرضیه اصلی مقاله، در چارچوب رویکرد منظومه­ای لاکلاو و موف در تحلیل گفتمان، آن است که حتی در صورتی که در رویکرد خوشبینانه تغییر رفتار را راهبرد آمریکایی­ها مفروض بگیریم، این تغییر رفتار به تغییراتی در نقطه کانونی گفتمان انقلاب اسلامی و شالوده شکنی تدریجی آن به رغم حفظ سبک و سیاق ظاهری آن به عنوان نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید و بنابراین تغییر واقعی رفتار جمهوری اسلامی لاجرم به  عملی شدن سناریوی تغییر نظام نیز خواهد انجامید.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

.US strategy towards the Islamic Republic of Iran: from changing the system to changing its’ behavior(Narrative of Farsi Media Opposition)

نویسنده [English]

  • Reza Soleimani

Assistant Professor of Political Science Payam Noor, Tehran, Iran

چکیده [English]

The West's behavior and the Western diplomacy and propaganda system toward the Islamic Republic of Iran show that the United States has gone through at least five strategies in dealing with this political system: the first strategy was to prevent a revolution in the years leading up to its victory. The second strategy is making an effective communication with revolutionary flows called the moderate action in the early months after the victory (the group of Bazargan nationalism). The third strategy is an effort to change the revolutionary system through hard war. The fourth strategy is an attempt to change through the soft war. The fifth strategy focuses on changing Iran's revolutionary behavior rather than changing the political system. The recent strategy emerged when the four previous strategies did not become operational in the short run. However, the main question of the article is that the ultimate goal of the United States in dealing with the Islamic Republic of Iran is the effective follow-up of which strategy: changing the system or changing behavior? The main hypothesis of the paper, in the context of Laclau and Mouffe’s approach to discourse analysis, is that even if in the optimistic approach we suppose that behavior change was the American strategy, this change of behavior is subject to changes in the focal point of the discourse of the Islamic Revolution and its gradual defeat in spite of maintaining its appearance and style, and therefore the real change in the behavior of the Islamic Republic will inevitably lead to the implementation of the scenario of regime change.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic Revolution
  • Discourse
  • Changing System
  • Change Behavior
  • US Strategy

  1.  1.   سلیمانی، رضا(1388)، سیاست خارجی دولت خاتمی: دیپلماسی تنش زدایی و گفت و گوی تمدنها (1376 - 1384). تهران: نشر کویر.
  2.  2.   عبداله خانی، علی (1385)، رویکرد‌ها و طرح­‌های آمریکایی درباره ایران. تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌ المللی ابرار معاصر.
  3.  3.   مالون، سوزان (1383) روابط ایران و ایالات متحده از دیدگاه شورای روابط خارجی آمریکا. تهران: انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر.
  4.  4.   نقیب زاده، احمد(1388). تاریخ دیپلماسی و روابط بین الملل (از پیمان وستفالی تا امروز). تهران: نشر قومس. چاپ هشتم.
  5.  1.   سریع‌القلم، محمود (زمستان 1381)، «مبانی نظری سیاست خارجی دولت بوش». فصلنامه مطالعات منطقه‌­ای: 1 - 22.
  6.  2.   سلیمانی، رضا (پاییز 1385) «آشفتگی معنای تروریسم در گفتمان علمی و سیاسی»، راهبرد، ش 41: 261 - 276
  7.  3.   سلیمانی، رضا (بهار 1391)، «رویکرد تئوریک به سیاست آمریکا در قبال انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی در خاورمیانه»، پژوهشنامه انقلاب اسلامی، سال اول، شماره 2: 93 - 119.

 1. -Clawson, Patrick (2006), Deterring and Containing Iran: A near Inevitable Task, the Washington Institute. June 8.

 2. -Derrida, Jacques (1982) Difference: Margins of Philosophy. Translated by Alan Bass. Chicago: Chicago University Press.

 3. -Howarth, David and Others (2000) Discourse Theory and political Analysis: Identities and social change .Manchester: Manchester University press.

 4. -Kagan, Robert (2006) “It’s the Regime, Stupid”, Washington Post. Jan 29.

 5. -Kemp, Geoffrey (2004), “U.S and Iran: The Nuclear Dilemma: Next Steps”, Washington: Nixon Center.pp:2-28

 6. -McFaul, Michael, Milani, Abbas (2006), To Tame Tehran. The Washington Post. January 28.

 7. -Rubin, Michael (2006) “Can Iran be Trusted?” Middle Eastern Out Look. American Enterprise Institute. September.

 8. -Takeyh, Ray (2007), “Time for Détente with Iran”, Foreign Affairs 86, No.2.April 3.