نویسنده = رحیمیان، محمد
تعداد مقالات: 3
بررسی تطبیقی توسعه سیاسی در دوره ثبات پهلوی دوم (1332-1357) با دوره ثبات جمهوری اسلامی (1368-1401)

بررسی تطبیقی توسعه سیاسی در دوره ثبات پهلوی دوم (1332-1357) با دوره ثبات جمهوری اسلامی (1368-1401)

دوره 13، شماره 1، بهار 1403، صفحه 279-300

ناصر جمالزاده، علی یاسمی، محمد رحیمیان

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تطبیقی توسعه سیاسی در دوره ثبات پهلوی دوم با دوره ثبات سیاسی جمهوری اسلامی است. نویسنده به دنبال پاسخ به این سوال است که مؤلفه‌های توسعه سیاسی در دوره ثبات محمدرضا پهلوی و دوره ثبات جمهوری اسلامی چه وجوه اشتراک و افتراقی با یکدیگر دارند. روش مورد استفاده در این مقاله، تطبیقی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. توسعه سیاسی در دوره ثبات پهلوم دوم با دوره ثبات جمهوری اسلامی بر اساس چهار مولفه نهادمندی انحصار قدرت سیاسی، نهادمندی کسب قدرت سیاسی، نهادمندی اعمال قدرت سیاسی و نهادمندی ادغام قدرت سیاسی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. در این راستا یافته های پژوهش حاکی از آن است که در خصوص مولفه نهادمندی انحصار قدرت سیاسی در دوره پهلوی دوم، کاهش انحصار قدرت سیاسی پهلوی دوم و شکل‌گیری خشونت آشکار بر ضد حکومت پهلوی دوم و در دوره جمهوری اسلامی، حفظ انحصار قدرت و عبور از بحران‌های شکننده انحصار قدرت، در مورد مولفه نهادمندی کسب قدرت سیاسی در دوره پهلوی دوم، برگزاری انتخابات به صورت فرمایشی و شکل‌گیری فرهنگ تبعی با وجود ایجاد ساختارهای کسب قدرت سیاسی بر اساس قانون مشروطه و در دوره جمهوری اسلامی، کسب قدرت سیاسی در همه سطوح از طریق انتخابات و بر اساس رأی مردم، در خصوص مولفه نهادمندی اعمال قدرت سیاسی در دوره پهلوی دوم، فقدان توزیع قدرت سیاسی در ساختار و فقدان حاکمیت قانون و شخصی شدن قدرت به طور کامل و در دوره جمهوری اسلامی، توزیع قدرت در ساختار سیاسی و جلوگیری از شخصی شدن قدرت در نظر و عمل، در مورد مولفه نهادمندی ادغام قدرت سیاسی در دوره پهلوی دوم، فرمایشی بودن شکل گیری احزاب سیاسی و تشدید فضای بسته سیاسی، در دوره جمهوری اسلامی رشد گسترده احزاب، شکل‌گیری فضای باز سیاسی و برخورداری شهروندان از حقوق سیاسی شهروندی می باشد.

بررسی تطبیقی نقش طبقات و گروه های اجتماعی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی

بررسی تطبیقی نقش طبقات و گروه های اجتماعی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی

دوره 12، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 207-228

محمد رحیمیان

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تطبیقی نقش طبقات و گروه‌های اجتماعی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی است. باتوجه به بررسی های صورت گرفته شباهت طبقات فوق الذکر در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی به قرار زیر می باشد. طبقه متوسطه: در هر دو انقلاب این طبقه شامل اقشار بازاری و تکنوکرات ها بودند. طبقه کارگر: در هر دو انقلاب علت اعتراض طبقه کارگر، رکود اقتصادی بود. طبقه دهقان: از دلایل شورش این طبقه در هر دو انقلاب، ضعف و بحران دولت مستقر بود. طبقه زمین دار: در هر دو انقلاب وجود اصلاحات از سوی دولت جهت نظارت بر این طبقه بود. طبقه روشنفکر: نقطه مرکزی در هر دو انقلاب مبارزه با استبداد شاهنشاهی بود. طبقه بازاری: در هر دو انقلاب بازاری ها خواهان تسلط بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی بودند. طبقه روحانی: هدف اصلی روحانیون از بین بردن قدرت مطلق شاه بود.
همچنین در خصوص وجوه افتراق طبقات در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی بایستی به موارد ذیل اشاره کرد. طبقه متوسط: در مشروطه خواسته سیاسی بود ولی در انقلاب اسلامی هدف فرهنگی بود. طبقه کارگر: در انقلاب مشروطه نقش روسیه در رشد جنبش کارگری بیشتر بود. طبقه دهقان: دهقانان در مشروطه از نقش گسترده تری نسبت به انقلاب اسلامی برخوردار بودند. طبقه زمین دار: در انقلاب مشروطه املاک خالصه ولی در انقلاب اسلامی اصلاحات ارضی بود. طبقه روشنفکر: در انقلاب مشروطه هدف عدم ایدئولوژی کردن دین بود ولی در انقلاب اسلامی هدف ایدئولوژی کردن دین بود. طبقه بازاری: در مشروطه اعتراض اقتصادی بود ولی در انقلاب اسلامی فرهنگی و اجتماعی بود. طبقه روحانی: در انقلاب مشروطه شیوه رهبری پراکنده بود ولی انقلاب اسلامی منسجم و مستقل بود.

تحلیل محتوای آثار گفتمان مارکسیستی در فرایند انقلاب اسلامی بر اساس نظریه جیمز پل جی

تحلیل محتوای آثار گفتمان مارکسیستی در فرایند انقلاب اسلامی بر اساس نظریه جیمز پل جی

دوره 11، شماره 4، زمستان 1401

محمد رحیمیان، عباس کشاورز شکری، علی مرشدی زاد

چکیده هدف اصلی این مقاله تحلیل محتوای آثار گفتمان مارکسیستی با استفاده از روش نظریه تحلیل گفتمان جیمز پل جی است. گفتمان مارکسیستی با بهره گیری از آثار و کتاب های تاثیرگذار سعی در جذب افراد در فرایند انقلاب اسلامی بود. در این راستا مارکسیست ها از کتبی همچون کژراهه (احسان طبری)، تزی برای تحرک (مصطفی شعائیان)، تحلیل موقعیت نیروهای انقلابی در ایران (بیژن جزنی)، حزب توده و مسائل میهن انقلابی ما (نورالدین کیانوری)، ماهی سیاه کوچولو (صمد بهرنگی) الهام گرفتند. نویسنده در این مقاله در پی پاسخ به این سوال است که تحلیل محتوای آثار گفتمان مارکسیستی در فرایند انقلاب اسلامی بر اساس نظریه جیمز پل جی به چه صورت می باشد؟ روش مورد استفاده در این مقاله روش تحلیل گفتمان با استفاده از نظریه تحلیل گفتمان جیمز پل جی است. نظریه گفتمان پل جی یکی از مهمترین و کارآمد ترین نظریه ها در توصیف ساختار یک متن و دستیابی به عناصر زبانی آن و روابط میان این عناصر است. تحلیل محتوای آثار نشان می دهد مفهوم حرکت در آثار گفتمان مارکسیستی از نقش مهم و کانونی در تفکرات مارکسیست ها برخوردار است. آثار مارکسیستی در تلاش است نظم برآمده از حکومت پهلوی را به چالش کشیده و کلمه حرکت را به سمت مفهوم انقلاب سوق دهند. همچنین بررسی محتوای آثار مارکسیستی نشان می دهد که بعضی آثار تنها راه رهایی علیه انسداد وضعیت و فعالیت های سیاسی را اقدام مسلحانه می دانستند. در مقابل این گفتمان، گروهی بودند که دال مرکزی گفتمان خود را حرکت نرم و مسالمت آمیز در نظر داشتند و رسیدن به هدف از طریق حرکت مسلحانه را امری مذموم قلمداد می کردند. این گفتمان سعی داشت به روش مسالمت آمیز به اهداف خود نائل شوند. این گروه مایل به انقلابی است که از متن جامعه و مطالبه اکثریت مردم بیرون بیاید.