نویسنده = حامدی، مهند
تعداد مقالات: 1
سلطانیسم و علل ناتوانی شبه‌ایدئولوژی پهلویسم در فراخواندن

سلطانیسم و علل ناتوانی شبه‌ایدئولوژی پهلویسم در فراخواندن

دوره 13، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 205-225

سعید حاجی ناصری، مهند حامدی

چکیده با برکناری رضاخان در شهریور 1320 و پایان دوره استبداد، فضا برای فعالیت‌های گروه‌های سیاسی و فرهنگی مهیا شد و خیلی زود دامنه فعالیت‌هایشان گسترده شد. سه گروه اصلی اسلام‌گرایان، ملی‌گراها و مارکسیست‌ها جریان‌های اصلی سیاسی کشور را تشکیل می‌دادند و هر سه گروه با تفاوت‌هایی اپوزوسیون دربار به حساب می‌آمدند. گروه‌های اپوزوسیون، ضربه‌های سهمگینی به نظام سیاسی حاکم زدند تا جایی که دربار برای حفظ نظام سلطنتی مجبور شد با حمایت آمریکا و انگلیس دست به کودتا بزند. اما علی رغم کودتایی که انجام شد، نظام سلطنتی بازهم از مشروعیت برخوردار نبود و مجبور به تقلب در انتخابات بود. در نهایت با هدف ایدئولوژی‌سازی برای نظام سیاسی حاکم، مجموعه‌ای چهارجلدی به سفارش محمدرضا پهلوی به نام پهلویسم توسط منوچهر هنرمند نوشته شد. این ایدئولوژی از دو جهت برای نظام سیاسی مشکل‌آفرین شد. یکی اینکه با هنجارهای جامعه ایرانی که یک جامعه مذهبی بود، همراه نبود.دیگری اینکه به علت خوی سلطانی نظام سیاسی حاکم، همان ایدئولوژی خودساخته را نیز اجرا نکرد و عمل کارگزاران و سیستم سیاسی حاکم بر خلاف آموزه‌های ایدئولوژی پهلویسم بود. به دیگر سخن ایدئولوژی ساخته شده که قرار بود برای نظام پهلوی مشروعیت بخش باشد، به علت دوگانگی عملکرد و آموزه‌های ایدئولوژی پهلویسم، باعث عدم مشروعیت بیشتر نظام پهلوی شد و در نهایت این ایدئولوژی نتوانست گرمابخش جان‌های ایرانیان باشد و به تعبیر آلتوسری نتوانست آنها به ایدئولوژی خود فراخواند.