بازشناسی جریانهای تکفیری از طریق مطالعه تعارض آنها با الگوی انقلاب اسلامی در آراء آیتالله جعفر سبحانی
دوره 15، شماره 1، بهار 1405، صفحه 289-303
حسین رهنمائی، سید جواد موسوی، عباس قربانی، حمید ملک مکان
چکیده پدیده «تکفیر» در دهههای اخیر از سطح داوریهای اعتقادی فراتر رفته و در پیوند با خشونت سازمانیافته، به یکی از مهمترین عوامل بحرانزا در منطقه و جهان اسلام تبدیل شده است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه مطالعه کتابخانهای، نخست «جریان تکفیری» را به مثابه صورتبندیای تعریف میکند که با توسعه ناموجه دایره کفر، اختلافات دروناسلامی را به مرزهای ایمانی تبدیل میسازد و از تکفیر برای طرد اجتماعی و مشروعیتبخشی به خشونت بهره میگیرد. سپس دو سطح تعارض این منطق با الگوی انقلاب اسلامی ایران بررسی میشود: تعارض در سطح معرفتی ـ روشی (فهم توحید/شرک، روش تفسیر نص و نسبت اختلاف مذهبی با حکم کفر) و تعارض در سطح اجتماعی ـ سیاسی (وحدت امت، امنیت عمومی و پیامدهای جنگ داخلی). در ادامه، سیر تاریخی تکفیر از خوارج تا صورتبندیهای معاصر مرور میشود و نشان داده میشود که در دوره جدید، جریانهای سلفی ـ جهادی با شبکهسازی فراملی و «تکفیر حداکثری» زمینه بحرانهای گستردهتری را فراهم کردهاند. محور تحلیلی مقاله، بازخوانی نقدهای آیتالله جعفر سبحانی درباره وهابیت و پیامدهای اجتماعی ـ سیاسی تکفیر است؛ از جمله نقد توسعه مفهوم شرک، هشدار نسبت به نزاع فرقهای و خونریزی دروناسلامی، و تأکید بر عقلانیت دینی، گفتوگوی علمی و تمرکز بر مشترکات امت. یافتهها نشان میدهد منطق تکفیری با آرمانهای انقلاب اسلامی ـ بهویژه وحدت اسلامی، کرامت انسان و مقابله با سلطه ـ ناسازگار است و مهار افراطگرایی نیازمند ترکیبی از نقد معرفتی، آموزش دینی معتبر و سیاستهای همگرایانه است.

