بررسی تحول تکنولوژیِ انضباطی و انقیادِ سوژه در دوره رضا شاه
دوره 15، شماره 2، تابستان 1405
سید مرتضی حافظی، سید ایمان رضوی
چکیده در دوران پهلویِ اول کیفرمندی بر روح و روان جامعة ایرانی سیطره یافت. مهمترین ویژگی غلبۀ حاکمیتِ کیفر، ظهور جامعة مبتنی بر مراقبت، تأکید بر بازداشت، مشاهدة سلسله مراتبی، تفتیش و بهنجارسازی بود. در این سامانة فکری علاوه بر تعذیب بر روی بدن و جسم، تعذیب روح و روان آدمی نیز مدنظر است. بر پایه چنین مفروضی، پرسش این نوشتار این است: هموارشدنِ مسیرِ انقیاد جامعة ایرانی از طریق نهادها چگونه و از طریق چه سازوکارهایی رخداده است؟ در پاسخ به پرسش پژوهش، این فرضیه مطرح است: رضاشاه با نهادسازی، تمام کوششِ خود را برای چارچوبسازی زیستِ سیاسی ایرانیان به کار گرفت و بیش از هر پادشاهی از رازو رمزِ بدنها سر درمیآورد. ابتدا بدن بهمثابه ارتش را در مقابل بدنهایِ شورشگر قرار داد و سپس بدنهایِ سیاسی را محصور کرد. میشل فوکو؛ متفکر نامدار فرانسوی با پژوهشهایِ گسترده دربارة تکنولوژیهایِ انضباطی به اهمیتِ چنین پژوهشهایی اشارهکرده است. به باور او، در جامعة زندانگونْ مناسبات میان اعضا بر مبنای مراقبت، نظارت و منقاد ساختن اعضا استوار است. از طریق این مناسبات، کفۀ قدرت حاکم و ابزارهایِ نظارتی و تنبهیِ او که برعلیه جامعه به کار گرفته میشد، توسعه یافت و سوژههایِ ایرانی را که در دوران پیشامدرن از آزادیِ عمل نسبی برخوردار بودند، تبدیل به ابژههایی رام، مطیع و در دیدرس کرد. روش انجام این پژوهش، تبارشناسی بوده و دادههای آن از طریق مطالعات کتابخانه ای-اسنادی گردآوری و در چارچوب نظریه تبارشناسیِ مجازات و تکنولوژیهایِ قدرت فوکو بررسی و تحلیلشدهاند.

