نویسنده = محمدرضا قنبری سلحشور
تعداد مقالات: 2
نقش فناوری پلاسما در تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی و موازین حقوق بین الملل

نقش فناوری پلاسما در تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی و موازین حقوق بین الملل

دوره 15، شماره 2، تابستان 1405

علیرضا رضایی، محمدرضا قنبری سلحشور، مهدی اسکندری خوشگو

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه فناوری پلاسما به عنوان یکی از پیشران‌های علمی-فناورانه در راستای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی و موازین حقوق بین‌الملل تدوین شده است. این تحقیق بر این اصل استوار است که دستیابی به استقلال فناورانه و کاهش وابستگی به کشورهای استکباری، یکی از ارکان بنیادین نظام جمهوری اسلامی ایران است و فناوری پلاسما به دلیل کاربردهای گسترده در حوزه‌های انرژی، محیط‌زیست، پزشکی و صنعت، ابزاری کلیدی برای تحقق این استقلال محسوب می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل این موضوع است که چگونه توسعه فناوری پلاسما می‌تواند منجر به تحقق عدالت اجتماعی و رفاه عمومی (به عنوان آرمان‌های انقلاب) شود و در عین حال، این پیشرفت‌ها چگونه با تعهدات بین‌المللی ایران در زمینه‌هایی نظیر حفاظت از محیط‌زیست و توسعه پایدار همسو گردد. پرسش اصلی پژوهش که به شیوه توصیفی – تحلیلی نگاشته شده، این است که فناوری پلاسما چگونه می‌تواند پیونددهنده استقلال فناورانه مبتنی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی و رعایت موازین حقوق بین‌الملل باشد؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد فناوری پلاسما در تصفیه آلاینده‌ها و تولید انرژی‌های پاک، نه تنها در راستای آرمان «خادم بودن نظام به مردم» و ارتقای کیفیت زندگی است، بلکه صریحاً با کنوانسیون‌های بین‌المللی محیط‌زیستی و اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد مطابقت دارد. همچنین، بومی‌سازی تجهیزات پزشکی مبتنی بر پلاسما، تحقق حق بنیادین سلامت برای اقشار محروم را تسهیل می‌کند که این امر همسو با رویکرد عدالت‌خواهانه انقلاب اسلامی و موازین حقوق بین‌الملل در زمینه حقوق بهداشتی است.

بررسی مقایسه ای نگرش انتقادی مکتب اسلام و مکتب فرانکفورت به نظام سرمایه داری در مقوله سبک زندگی

بررسی مقایسه ای نگرش انتقادی مکتب اسلام و مکتب فرانکفورت به نظام سرمایه داری در مقوله سبک زندگی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 267-292

سعید طالبی پور، محمدرضا قنبری سلحشور، محسن نصراصفهانی

چکیده در عصر جهانی‌شدن، مرزهای میان دولت و جامعه به شکل روزافزون در حال تداخل است؛ وضعیتی که منجر به تضعیف عرصه عمومی به‌واسطه گسترش سازمان‌های کلان هم‌راستا با دولت و روند تجاری‌سازی رسانه‌ها شده است. در این زمینه، نظام سرمایه‌داری با تأکید بر گسترش عقلانیت ابزاری و سلطه علم در زندگی اجتماعی، نقشی محوری در بازتولید این شرایط ایفا می‌کند. پیامد این فرایند، به حاشیه راندن دین و سنت، گسترش پدیده‌های شی‌ءانگاری و کالایی‌سازی، و نفوذ این الگوهای مصرف‌گرا به درون مرزهای حوزه خصوصی است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش کیفی و رویکرد توصیفی–تحلیلی، در پرتو آموزه‌های انتقادی مکتب فرانکفورت، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که سبک زندگی ایرانی–اسلامی چه ظرفیت‌هایی برای مواجهه با پیامدهای نظام سرمایه‌داری در بستر جهانی‌شدن دارد. فرضیه مقاله بر این نکته استوار است که سبک زندگی اسلامی نه تنها برای جوامع اسلامی، بلکه برای کل بشریت به‌منزله منبعی برای هدایت معنوی، سامان اخلاقی و تثبیت هویت فرهنگی قابل توجه است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که قرائت‌های معنادار از اسلام توانسته‌اند امکان شکل‌گیری چشم‌اندازهای اجتماعی و سیاسی خاصی را فراهم سازند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر هویت ایرانی–اسلامی، از ظرفیت‌هایی برخوردار است که می‌توانند در قالب یک سبک زندگی بدیل، الگویی متمایز در مواجهه با چالش‌های جهانی‌شدن ارائه دهند.