هستیشناسی سیاسی و آیندهسازی تمدنی: رهیافت گفتمان انقلاب اسلامی
دوره 15، شماره 1، بهار 1405، صفحه 87-109
مسعود ناظری، عین الله کشاورز ترک
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هستیشناسی سیاسی در فرآیند آیندهسازی تمدنی از منظر گفتمان انقلاب اسلامی انجام شده که چارچوبی تلفیقی برای فهم و تحقق فعل آیندهساز در فلسفه سیاسی معاصر ارائه میکند. ساختار نظری پژوهش بر سه سطح گفتمان، هستیشناسی و آیندهسازی استوار است؛ در سطح نخست، با کاربست تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه بر اندیشهها و بیانات امام خمینی(ره)، آیتالله خامنهای و بیانیه گام دوم، "اسلام ناب محمدی(ص)" به عنوان دال مرکزی و کانون معناساز گفتمان شناسایی گردید؛ گفتمانی که از طریق زنجیرههای همارزی و تمایز، در مقابل گفتمانهای رقیب، مفاهیمی چون انسان، عدالت، استقلال و پیشرفت را در افق الهی بازتعریف میکند. در سطح دوم با استفاده از هستیشناسی سیاسی مارچارت، امر سیاسی به مثابه عرصه خودآگاهی هستی جمعی تبیین گردید؛ جایی که کنش سیاسی فراتر از رقابت قدرت، فرآیند آشکارسازی بودن جمعی و حضور امت، و همچنین گذر از تفکر انقلابی به هستی انقلابی است. در سطح سوم براساس رویکرد آیندهپژوهی هنجاری میلر و پولی، آیندهسازی تمدنی به مثابه تحقق اراده الهی در کنش انسانی و اجتماعی نمایان گردید. دستاورد نهایی پژوهش، الگویی سه سطحی است که با پیوند منطقی معنا، وجود و آینده، مبنایی برای ایجاد نظری تمدن نوین اسلامی فراهم میآورد.

