نویسنده = پریزاد، رضا
تعداد مقالات: 2
نقش مشارکت اجتماعی و اعتماد نهادی در تضعیف برنامه‌های توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران(مطالعه موردی: شهر نورآباد دلفان)

نقش مشارکت اجتماعی و اعتماد نهادی در تضعیف برنامه‌های توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران(مطالعه موردی: شهر نورآباد دلفان)

دوره 15، شماره 3، پاییز 1405

یونس حسن پور، مهدی مطهر نیا، رضا پریزاد

چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش فقدان انگیزه مشارکت‌های مردمی و بی‌اعتمادی متقابل مردم و مسئولان در تضعیف برنامه‌های توسعه اقتصادی در شهر نورآباد دلفان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی از نوع پیمایشی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای گردآوری شده‌اند. جامعه آماری، ساکنان شهر نورآباد دلفان با جمعیت گزارش‌شده 71006 نفر بوده است. حجم نمونه در بخش روش‌شناسی 786 نفر گزارش شده، اما تحلیل‌های آماری موجود عمدتاً بر پایه 387 پرسشنامه معتبر انجام شده‌اند؛ ازاین‌رو، یافته‌های استنباطی بر مبنای داده‌های معتبر موجود تفسیر شده‌اند. نتایج همبستگی و رگرسیون چندگانه نشان می‌دهد که فقدان انگیزه مشارکت‌های مردمی و بی‌اعتمادی متقابل مردم و مسئولان، اثری منفی و معنادار بر برنامه‌های توسعه اقتصادی دارند. فقدان انگیزه مشارکت مردمی با ضریب استانداردشده β=-0.153و بی‌اعتمادی متقابل با ضریب استانداردشده β=-0.095در مدل رگرسیون، از متغیرهای تبیین‌کننده کاهش کارآمدی برنامه‌های توسعه اقتصادی بوده‌اند. افزون بر این، تقابل سنت و نوگرایی، احساس نابرابری اجتماعی و عدم احساس امنیت اجتماعی نیز اثر منفی و معناداری بر متغیر وابسته داشته‌اند. یافته‌ها بیانگر آن است که توسعه اقتصادی در مناطق کمتر برخوردار با تزریق صرف منابع مالی، اجرای پروژه‌های عمرانی یا گسترش سازوکارهای اداری تحقق نمی‌یابد؛ بلکه مستلزم بازسازی اعتماد نهادی، گسترش مشارکت واقعی، تقویت شفافیت و پاسخ‌گویی، کاهش احساس نابرابری و توجه به ظرفیت‌های جامعه‌محور است.

بررسی مقایسه ای موانع اجتماعی توسعه پایدار در جمهوری اسلامی ایران باکشور عربستان

بررسی مقایسه ای موانع اجتماعی توسعه پایدار در جمهوری اسلامی ایران باکشور عربستان

دوره 15، شماره 1، بهار 1405، صفحه 167-183

یونس حسن پور، مهدی مطهر نیا، رضا پریزاد

چکیده این مقاله با رویکرد توصیفی-مقایسه‌ای به بررسی و تحلیل موانع اجتماعی توسعه پایدار در جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی می‌پردازد. هدف پژوهش، شناسایی، مقایسه و تبیین موانع کلیدی در دو کشور با توجه به زمینه‌های فرهنگی، نهادی و اجتماعی خاص هر یک است. نتایج حاصل از تحلیل منابع آماری و مطالعات بنیادی نشان می‌دهد که هر دو کشور با چالش‌هایی چون ضعف مشارکت اجتماعی، سلطه ساختارهای سنتی و مذهبی، نابرابری‌های جنسیتی و اجتماعی، تمرکز قدرت و کمبود شفافیت نهادی مواجه‌اند، اما نمود و شدت این موانع بر اساس ویژگی‌های بومی تفاوت دارد. در ایران، مقاومت نهادهای سنتی نسبت به اصلاحات، بی‌اعتمادی نهادی و پراکندگی سرمایه اجتماعی مهم‌ترین چالش‌ها محسوب می‌شود، در حالی که در عربستان سعودی سلطه فرهنگ قبیله‌ای و مذهبی، نقش محدود زنان و تمرکز شدید ساختار سیاسی بر روند توسعه پایدار سایه انداخته است. پژوهش ضمن تحلیل تطبیقی ریشه‌های این موانع، تأکید می‌کند که غلبه بر چالش‌های توسعه پایدار نیازمند رویکردهای نهادینه‌شده، تقویت مشارکت مدنی و اجتماعی، ارتقاء نظام آموزشی با محوریت آگاهی انتقادی، سیاست‌گذاری بومی و کاهش شکاف‌های منطقه‌ای و جنسیتی است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود هر دو کشور با بازنگری در ساختارهای حقوقی و فرهنگی، شفاف‌سازی و پاسخگویی در نظام حکمرانی، و تقویت زیرساخت‌های اجتماعی و مدنی، بستر لازم برای تحقق توسعه پایدار را فراهم آورند. نوآوری مقاله در ارائه تصویری مقایسه‌ای از موانع اجتماعی توسعه پایدار و ارائه راهکارهای متناسب با بستر هر کشور است و می‌تواند به سیاست‌گذاران و پژوهش‌گران در برنامه‌ریزی‌های آتی کمک کند.