نویسنده = گلشنی، علیرضا
تعداد مقالات: 2
ضرورت‌ های تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از منظر حضرت آیت الله خامنه ای

ضرورت‌ های تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از منظر حضرت آیت الله خامنه ای

دوره 5، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 107-129

شعیب بهمن، مسعود جعفری‌نژاد، علیرضا گلشنی

چکیده در سال­های اخیر بحث الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، مباحث مختلفی را پیرامون ضرورت­های طرح و تدوین چنین الگویی بوجود آورده است. با توجه به اهمیت بالای اندیشه­های حضرت آیت­‌الله خامنه­‌ای در مورد الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، بحث حاضر در پی پاسخگویی به این سوال اساسی است که «چه عواملی تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را از منظر حضرت آیت­‌الله خامنه‌­ای ضروری کرده­‌اند؟» بنابراین هدف اصلی بحث، بررسی ضرورت­‌های تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از منظر حضرت آیت­‌الله خامنه­‌ای است. در این بحث سعی شده از آغاز پیش­‌داوری و فرضیه­‌ای تعیین نگردد. با این حال یافته­های بحث که مبتنی بر تحلیل بیانات، نظرات و گفتمان مقام معظم رهبری درباره الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است، حکایت از آن دارد که ناکارآمدی الگوهای غربی توسعه (مفهوم تک ‌بُعدی، ماهیت غیر دینی و مادی و همچنین اهداف و آرمان­های دنیوی)، ارایه تعریف بومی و مستقل از پیشرفت (عدم تبعیت بی­چون و چرا از الگوها و نظریه­‌های غربی توسعه، استخراج مبانی نظری و شیوه‌ه­ای تحقق الگو از منابع اسلامی، بومی­‌سازی تجربه­‌ها و دستاوردهای نظریه­‌ها و الگوهای سایر ملل و طراحی متناسب با ویژگی‌­های فرهنگی و تاریخی ایران) و تبیین الگویی مبتنی بر شاخصه­ها و ارکان اسلامی (مسئله مبدأ، مسئله معاد، مسئله عدم تفکیک دنیا و آخرت، مسئله انسان و نگاه اسلام به انسان، مسئله حکومت، مسئله عدالت و نگاه غیرمادی به اقتصاد) از جمله عواملی هستند که تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را از منظر حضرت آیت­‌الله خامنه­‌ای ضروری کرده­‌اند.    

بررسی تطبیقی مبانی حکومت در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و مدل لیبرال دموکراسی

بررسی تطبیقی مبانی حکومت در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و مدل لیبرال دموکراسی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 27-53

یونس خداپرست، علیرضا گلشنی، احمد آذین

چکیده هدف اصلی در این نوشتار، بررسی تطبیقی مبانی حکومت در دو الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و لیبرال دموکراسی در قالب نقاط اشتراک و افتراق آنهاست. بنابراین روش پژوهش، روش مقایسه ای است. مراد از مبانی حکومت، در واقع مبانی تصوری و تصدیقی آن می باشد. با توجه به اسلامی بودن الگو، بخشی از این مبانی به صورت نقلی و با استناد به منابع و متون اسلامی خواهد بود. در عین حال صبغه ی فلسفی و علمی بحث اقتضا می کند که بخشی از مبانی نیز با روش های عقلی و تجربی بررسی گردد. با توجه به فرضیه پژوهش، نتایج تحقیق حاکی از این است که مبانی تصوری و تصدیقی حکومت در این دو الگو، جز در پاره ای از موارد شکلی، متفاوت و متباین است. بدین معنی که دو الگوی مورد بحث، به لحاظ تصوری، تلقی و تعریف متفاوتی از ماهیت حکومت داشته و به لحاظ تصدیقی نیز، در زمینه های هستی شناختی، انسان شناختی، معرفت شناختی، روش شناختی و جامعه شناختی، با هم تفاوت های اساسی دارند.