واقع گرایی ساختاری و دیپلماسی دولت پهلوی در قبال ائتلاف قدرت های بزرگ
دوره 6، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 259-277
محمد جواد هراتی، محمود ظفری
چکیده دولتها در سیاست خارجی، اغلب مطابق نیازهای داخلی، موقعیت جغرافیایی، ژئوپولیتک، ساختار و عملکرد نظام بین الملل استراتژیهای را برای تامین منافع ملی برمیگزینند. کشور ایران با عنایت موقعیت حساس از جغرافیای جهانی، همواره موجب رقابت قدرتهای بزرگ برای تسلط بر این کشور شده است. این مقاله تلاش دارد به این سوال پاسخ دهد که چرا دستگاه دیپلماسی در عصر پهلوی و در موقعیت جنگ جهانی دوم گرفتار ائتلاف قدرتهای بزرگ شد و قدرتهای بزرگ بر سر سقوط دولت پهلوی با یکدیگر به توافق رسیدند. مقاله حاضر در قالب چهارچوب تئوریک «واقع گرایی ساختاری» به دنبال تأیید این فرضیه است که فقدان استراتژی در روابط خارجی و داخلی، و ساختار حاکم بر روابط بین الملل موجب ناکامی دستگاه دیپلماسی و ائتلاف قدرتهای بزرگ شده و این امر ناکامی دستگاه دیپلماسی ایران در جنگ جهانی دوم در حفظ منافع ملی درعرصه بین الملل را به همراه داشته است.

