نویسنده = آرش بیداله خانی
تعداد مقالات: 2
انقلابی گری به مثابۀ مثلث عدالت ، آزادی و کارآمدی؛ زنجیره های پارادکسیکال و چالشهای انقلاب اسلامی در دهۀ چهارم جمهوری اسلامی

انقلابی گری به مثابۀ مثلث عدالت ، آزادی و کارآمدی؛ زنجیره های پارادکسیکال و چالشهای انقلاب اسلامی در دهۀ چهارم جمهوری اسلامی

دوره 10، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 157-173

https://doi.org/20.1001.1.23222573.1400.10.4.7.3

آرش بیداله خانی

چکیده انقلاب اسلامی نتیجۀ انتخاب آگاهانه مردمانی از نسل اصلاحات ساختاری بود. انقلاب سازۀ سه ضلعی را برای ایران بر مبنای ظهور یک سیستم حکمرانی جدید در دهۀ هفتاد و هشتاد میلادی به ارمغان آورد. سه ضلع مثلث انقلاب اسلامی تاکید بر عدالت و آزادی به مثابۀ دال مرکزی و نرم افزار آن ، توحید به مثابۀ ابزار و کارآمدی و شایسته سالاری به عنوان پوسته و هستۀ سخت افزاری انقلاب اسلامی بودند. در دهۀ چهارم انقلاب اسلامی، این مثلث دچار چالشها و پارادکسهای ساختاری شده است. چالشهایی که بدون تصمیم سازی _ برنامه ریزی صحیح و به طور کلی بدون تحولات ساختاری - نهادی، امکان اصلاح آنها پایین است. بیانه های مکرر رهبر انقلاب از جمله مانیفست گام دوم انقلاب نیز مبتنی بر شناسایی و اصلاح این چالشهای ساختاری و نگاه به آینده ای روشن بر مبنای تحولات اساسی در زمینۀ حل چالشها و بازگشت به اضلاع مثلث مفهومی انقلاب اسلامی است. برون رفت از چالشهای گوناگون انقلاب اسلامی بدون به روز رسانی سیستم عامل و هستۀ سخت و نرم جمهوری اسلامی ممکن نیست. این نوشتارک بر مبنای یک بافت تحلیلی بر این مسئله تاکید می کند که نگاه راهبردی به انقلاب اسلامی و تداوم و گسترش ظرفیتهای استراتژیک آن بدون اصلاح ساختارهای نهادی و چالشهای گوناگون بر آمده از آنها امکان پذیر نیست. در صورت فعال شدن اضلاع مثلث مفهومی انقلاب اسلامی و رفع ایرادات نرم افزاری وسخت افزاری سیستم عامل انقلاب ، جمهوری اسلامی می تواند در آینده نمونۀ یک سیستم مدل ساز، فعال و کارآمد برای دنیا باشد.

جمهوری اسلامی ایران و برندینگ دینی؛ انقلابیگری ضد سیستمی در نظام بین الملل

جمهوری اسلامی ایران و برندینگ دینی؛ انقلابیگری ضد سیستمی در نظام بین الملل

دوره 8، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 49-65

https://doi.org/dor:20.1001.1.23222573.1398.8.30.3.7

آرش بیداله خانی، یاسر کهرازه

چکیده DOR:20.1001.1.23222573.1398.8.30.3.7
امروزه برند شدن یک کشور و تصویر سازی مثبت و منفی از آن مبتنی است بر مولفه­های مختلف قدرت نرم افزاری و سخت افزاری آن کشور. ملت­های مختلف در دنیای امروز برندینگ و تصویر خود را بر مبنای مولفه­های متفاوت مانند اقتصاد، فرهنگ، سیاست، حکومتداری، توریست و .... ارائه می­دهند. حال سوال این است که اصولاٌ آیا دین می­تواند برندینگ یک ملت برای نمایش و ارائه خودش در دنیا باشد؟ آیا برندینگ دین می­تواند عنصری مثبت و تعیین کننده برای مطرح شدن یک کشور و افزایش قدرت نرم آن و متعاقباً گسترش تصویر سازی مثبت از آن کشور باشد؟ به نظر می­رسد جمهوری اسلامی ایران با برندینگ دین توانسته است حوزه­های نفوذ و قدرت خود را گسترش دهد هر چند این قدرت در مواقعی ضد سیستمی و در تضاد با ساختار نظام بین المللی متاثر از منافع کشورهای قدرتمند غربی بوده است. استانداردهای و هنجارهای دوگانه سیستم بین المللی، برندینگ دینی یک ملت و منافع موجه آن را به رسمیت نشناخته است به این دلیل که اصولاٌ دین و استفاده از آن به عنوان مبنای نفوذ و افزایش قدرت بر مبنای تضاد با هنجارها و منافع قدرت­های بزرگ غربی و متحدانشان است. مقاله حاضر به این امر تاکید می­کند که جمهوری اسلامی ایران توانسته است با برندی دینی به تصویر سازی و ارائه خود در دنیا روی بیاورد، هر چند این تصویر سازی در مواقعی مبتنی بوده است بر ضدیت با  سیستم بین الملل.