نویسنده = حسین حاجی حسینی
تعداد مقالات: 2
تبیین نقلی و عقلی «حق بر سؤال»، از منظر فقه حکومتی

تبیین نقلی و عقلی «حق بر سؤال»، از منظر فقه حکومتی

دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 157-186

حسین حاجی حسینی، احمد مرتاضی

چکیده در جامعه اسلامی، طبق ادله نقلی و عقلی، والیان و مردم نسبت به هم حقوق و تکالیفی دارند که هر کدام باید تکالیف خود را به طور کامل انجام دهند و در مقابل، حقوق خود را نیز به بهترین وجه استیفاء نمایند. یکی از تکالیف مردم نسبت به والیان، انتخاب شایسته و اعتماد به آنها در واگذاری امور است و در مقابل یکی از حقوق مردم نسبت به این اعتماد و انتخاب، حق سوال و استیضاح نسبت به وظایف محوله است. در سالهای اخیر، طرحی دوفوریتی در مجلس قانونگذاری مطرح گردید که سوال از مسئولین با هدف جلب توجه را مردود شمرده و برای آن جرم انگاری نیز می-نمود. اما طبق پژوهش حاضر اولاً این طرح و هر طرح مشابه آن، با ادله نقلی و عقلی موجود در منابع اسلامی منافات داشته و اتفاقا در آموزه‌های اسلامی، اعم از آیات و روایت و سیره مسلّم نبوی(ص) و علوی(ع)، تاکید بر استیفای این حق بوده است. ثانیاً سلب حق سؤال و مطالبه‌ی مردمی از مسئولان دولتی و زمامداران، با اصل «آزادی بیان» مندرج در قانون اساسی در تعارض است و ثالثاً با موازین حقوق بشری و اصول جوامع دموکراتیک همچون اصل آزادی عقیده و آزادی مطبوعات و نظایر آن، که ایران نیز داعیه‌دار آن است نیز همخوانی ندارد. پژوهش حاضر، با استناد به منابع کتابخانه‌ای و به شیوه توصیفی-تحلیلی، به بررسی حق سؤال و رد اساسی طرح دوفوریتی مذکور و طرح‌ها و لوایح احتمالی مشابه آن، بر مبنای آموزه‌های فقهی و حقوق اسلامی می پردازد.

مبانی فقهی دیپلماسی مقاومت در برابر تحریم‌ها در نظام جمهوری اسلامی ایران

مبانی فقهی دیپلماسی مقاومت در برابر تحریم‌ها در نظام جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 103-132

حسین حاجی حسینی، احمد مرتاضی، محمد علی حسین زاده

چکیده یکی از اصول مهم و اساسی اسلام  اصل «صلح» است.  مسلمانان، از صدر اسلام تا کنون در موارد زیادی، از این اصل در رشد و گسترش اسلام بهره برده­اند. جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی، نیز با پذیرش اصل صلح در قانون اساسی، موجبات گسترش خود در روابط با سایر کشورها را فراهم آورده است. برخی از جوامع اسلامی به تصور اینکه این اصل در برابر تمامی دشمنان نظام اسلامی کاربرد دارد در پی مصالحه با کشورهای متخاصم دین و نظام اسلامی می­شوند. اما شواهد نقلی، عقلی و عینی نشان می­دهد این اصل تنها در مواردی کاربرد دارد که دشمنان نظام در پی جنگ یا توطئه علیه تمامیت ارضی نظام نباشند و در مواردی که دشمن از تمام حربه­های موجود همچون ترور دانشمندان و انواع تحریم­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ... استفاده می­کند کاربردی ندارد. بنابراین اصل اولی در مقابل این نوع دشمن، مقاومت و مبارزه است نه صلح. پژوهش حاضر با بررسی آیات، روایات و برخی شواهد تاریخی در پی اثبات اولویت اصل «مقاومت و مبارزه» در مقابل تحریم­ها، نسبت به اصل «صلح» در مقابله با دشمن متخاصم است.