نویسنده = کشوردوست، سمانه
تعداد مقالات: 3
دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی

دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 203-226

سمانه کشوردوست، امیر رضا کاظمی، علی باقرزاده دوغیکلا، ایوب آرامش

چکیده دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی



چکیده
پژوهش حاضر تصویری از وضعیت سیاست‌های رفاهی دولت شهید رئیسی و فرصت‌های و چالش‌ها موجود برای بهبود این سیاست‌ها است. مساله اصلی این پژوهش، بررسی سیاست‌های رفاهی دولت سیزدهم در حوزه کاهش فقر، نابرابری و ارتقای سطح زندگی مردم است. در این راستا، مقاله پیش رو با روش تحلیل اسنادی به بررسی و واکاوی اسناد بالادستی و تحلیل گزارشات ارزیابی عملکرد دولتی می پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که دولت شهید رئیسی، با اقدامات متنوعی در حوزه‌های مختلف از جمله اشتغال‌زایی، بیمه و تأمین اجتماعی، توزیع یارانه و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر تلاش کرده تا رفاه اجتماعی را ارتقا دهد. با این حال، چالش‌هایی نیز نظیر مشکلات اقتصادی، تحریم ها، بوروکراسی پیچیده و نابرابری‌های منطقه‌ای همچنان مانع از تحقق کامل اهداف رفاهی شده‌اند. این پژوهش با جمع‌بندی دستاوردها و چالش‌های سیاست‌های رفاهی، زمینه‌ای برای سیاستگذاری این موضوع در آینده فراهم می‌کند.
واژگان کلیدی: سیاست ها ی رفاه اجتماعی، دولت سیزدهم، شهید رئیسی

تحلیل مضمون عوامل عرفی شدن نظام سیاسی در اندیشه شهید مطهری

تحلیل مضمون عوامل عرفی شدن نظام سیاسی در اندیشه شهید مطهری

دوره 11، شماره 1، بهار 1401، صفحه 170-195

سعید قربانی، سمانه کشوردوست

چکیده حکومت اسلامی براساس مبانی و ارزش‌های اسلامی پایه‌گذاری شده است که هدایت کننده جامعه بر اساس اصول اسلامی است و دین در متن جامعه در ابعاد مختلف حکومتی نقش اصلی دارد. در مقابل این مفهوم، معنای دیگری نیز قابل تصور است و آن هم عرفی‌شدن حکومت است که در مبانی آن دین از متن جامعه به حاشیه رانده می‌شود و قانون صرف بشری بر جامعه حکمفرما می‌گردد. در این مقاله از میان متفکران مسلمان مخالف سکولاریسم به اندیشه آیت‌الله مطهری پرداخته می شود. سوال اصلی مطرح شده این است که از نگاه آیت الله مطهری عوامل عرفی شدن نظام سیاسی کدامند؟ روش به کارگرفته شده روش تحلیل مضمون است. یافته‌های پژوهش نشان می دهد که در اندیشه شهید مطهری، عوامل ایجاد و گسترش عرفی شدن نظام سیاسی در ذات دین ریشه ندارد؛ بلکه ناشی از انحراف فکری و انحراف عملکرد مسلمین(تحجر- عدم شاخت صحیح مبانی دینی- تفسیر غلط- انزوای روحانیت و...) و نفوذ استعمار است.

بررسی جایگاه گفتمان عدالت در اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران

بررسی جایگاه گفتمان عدالت در اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران

دوره 8، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 191-211

https://doi.org/dor:20.1001.1.23222573.1398.8.31.9.5

سمانه کشوردوست

چکیده یکی ازگفتمان­های اصلی اثرگذار بر پدیده­ی انقلاب اسلامی ایجاد عدالت در ابعاد اقتصادی و اجتماعی در جامعه بود. چنین هدفی در قالب شعارهای مردم پیش از انقلاب اسلامی و رهنمودهای حضرت امام خمینی در سال­های پیش از انقلاب و در آستانه­ی انقلاب به وضوح قابل ملاحظه بود. پس از انقلاب نیز این خواسته و هدف کلان در مبانی و بنیان­های قانون اساسی و اسناد بالادستی خود را نشان داد. مقاله­ی حاضر در صدد پاسخ­گویی به این پرسش است که گفتمان عدالت به چه نحوی در برنامه­های توسعه بازنمایی شده است؟ به عبارت دیگر گفتمان عدالت چه جایگاهی در اسناد بالادستی در طی چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟ در پاسخ به این پرسش این مقاله با در نظر گرفتن سلسله مراتب اسناد بالادستی سیاست­های متاثر از گفتمان عدالت اقتصادی و اجتماعی را با استفاده از روش اسنادی گردآوری کرده و با روش تجزیه و تحلیل تفسیری آن­ها را مورد تحلیل قرار می­دهد. بررسی اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی نشان می­دهد سیاستگذار برای ایجاد عدالت از سیاستگذاری توامان در دو حوزه اقتصادی و اجتماعی استفاده نموده است. به این ترتیب که برای رفع موانع عدالت اجتماعی به ایجاد اهرم­هایی از طریق تامین و تقویت عدالت اقتصادی پرداخته است اما چنین سیاستگذاری ای در طول زمان با تغییر، تحول و تکامل مواجه بوده است.