نویسنده = محمد رادمرد
تعداد مقالات: 3
جایگاه بورژوزاری ملی و کمپرادور در ایران دوره پهلوی دوم

جایگاه بورژوزاری ملی و کمپرادور در ایران دوره پهلوی دوم

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 113-136

علی غفاری، محمد رادمرد

چکیده در تاریخ توسعه همیشه از بورژوازی ملی به عنوان سردمدار فراهم آوردن توسعه ملی در یک کشور یاد می‌شود. از این مسئله از آن رو حائز اهمیت است که بر پایه برخی نظریات با وجود توسعه بر مدار سرمایه‌داری ملی زمینه برای تحقق توسعه سیاسی نیز فراهم می‌گردد. از آنجایی که ایران در دهه 1340 و ابتدای دهه 1350 دوره‌ای از توسعه اقتصادی را سپری کرد، پرسش مهمی که این مقاله به دنبال پاسخ به آن است را می‌توان اینگونه مورد تاکید قرار داد که چه نوعی از سرمایه‌داری در ایران دهه 1340 و 1350 پشتوانه برنامه‌های اقتصادی توسعه قرار گرفت؟ فرضیه این مقاله در پاسخ به این پرسش از این قرار است: با توجه به سه شاخص وجود رابطه امپریالیستی میان ایران و غرب(با تاکید بر هژمون نظام‌بین‌الملل)، پیوند طبقاتی میان سرمایه‌داری ایرانی و جهانی و اهمیت واردات به جای صادرات، سرمایه‌داری مسلط و غالب در این دوره کمپرادور بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ماهیت ملی‌گرایانه را می‌بایست بیشتر در خرده‌بورژوازی ایرانی جستجو کرد. خرده‌بورژوازی که در دوره کوتاه اقتصاد بدون نفتِ دولت محمد مصدق در روزهای اوج خود قرار داشت و پس از آن به حاشیه رانده شد. در راستای تبیین این فرضیه این پژوهش روش نهادی-تاریخی دارد. گردآوری داده‌ها نیز به شکل کتابخانه‌ای انجام خواهد شد.

بازدارندگی شبکه‌ای و بایسته‌های سیاست خارجی ج.ا.ایران در گام دوم انقلاب اسلامی

بازدارندگی شبکه‌ای و بایسته‌های سیاست خارجی ج.ا.ایران در گام دوم انقلاب اسلامی

دوره 9، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 137-161

https://doi.org/DOR:20.1001.1.23222573.1399.9.3.9.6

جواد حق گو، جعفر عظیم زاده، محمد رادمرد

چکیده یکی از محورهای مهم «بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی» توجه به «گذشته» برای برداشتن «گام‌های استوار در آینده» است. موضوعی که در حوزه‌های مختلف به خصوص روابط خارجی مورد تاکید بوده است. مروری بر متن بیانیه نشان می‌دهد، تاکید بر تداوم و تشدید «عزت ملی و مرزبندی با دشمن» در گام دوم انقلاب در اصل ناظر بر پایه‌های این امر است که در محورهایی چون «ایستادگی روزافزون در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان» در گام نخست انقلاب گذارده شده است. از آنجائیکه تداوم تقابل با نظام سلطه یکی از رسالت‌های جمهوری اسلامی ایران در گام دوم انقلاب است، استفاده از تجربیات گذشته امری ضروری است. با توجه به اینکه بهره‌مندی جمهوری اسلامی ایران از سیاست بازدارندگی شبکه‌ای محور اصلی تقابل با رژیم صهیونیستی به عنوان اهرم اصلی نظام سلطه در منطقه غرب آسیا در طول چهار دهه اول انقلاب بوده، لذا در این مقاله با کاربست روش توصیفی–تحلیلی، پس از تبیین نظری نوع نقش‌آفرینی حزب‌الله لبنان به عنوان یک الگوی موفق در این سیاست، پیشنهاداتی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی در گام دوم ارائه شده است.

موضع پهلوی دوم در قبال اپوزیسیون مذهبی در وضعیت انقلابی

موضع پهلوی دوم در قبال اپوزیسیون مذهبی در وضعیت انقلابی

دوره 9، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 7-25

https://doi.org/dor:20.1001.1.23222573.1399.9.33.1.8

محمد رادمرد

چکیده      انقلاب 1357 را از آن رو اسلامی می‌نامند که عمده جریان حاضر در رهبری، ایدئولوژی و سازمان آن را نیروهای مذهبی تشکیل می‌دادند. هدف مقاله حاضر آن است که نوع تقابل حکومت پهلوی با این جریان وسیع حاضر در انقلاب را بررسی کند. بر همین اساس پرسشی که در این مقاله به آن پرداختیم از این قرار است: حکومت پهلوی دوم در راستای تضمین بقا چه موضعی  را در قبال اپوزیسیون مذهبی اتخاذ کرد؟ روش این مقاله توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده‌ها نیز کتابخانه‌ای است. از منظر نظری، این مقاله از چارچوب مفهومی سه گانه (سرکوب، تسهیل و تساهل) که چارلز تیلی در کتاب «از بسیج تا انقلاب» به آن پرداخته بهره برده است. در ادبیات پژوهش  این مقاله تاکید کردیم که سه گانه چارلز تیلی تاکنون به شکل خاص و متمرکز درباره انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار نگرفته است و عمده پژوهش‌های صورت گرفته، نظریه «بسیج منابع» تیلی را «به شکل کلی» درباره انقلاب اسلامی بکار برده‌اند. محدوده زمانی این پژوهش دهه 40 و 50 شمسی است. واکاوی داده‌های متعدد تاریخی نشان می‌دهد در حکومت پهلوی دامنه «سرکوب» نیروهای مذهبی گسترده، «تساهل» اندک و «تسهیل» به مراتب کمتر  بوده است. حکومت پهلوی اندک تسهیلات ارائه شده را برای مخالفین میانه‌رو به کار برد. تیلی نظام‌های سیاسی را به چهار دسته سرکوبگر، توتالیتر، متساهل و ضعیف تقسیم می‌کند. بر اساس شواهد تاریخی موجود که از موضع حکومت پهلوی نسبت به مخالفین مذهبی بدست می‌آید، این حکومت را باید یک نظام سرکوبگر نامید.