کلیدواژه‌ها = نوسازی
تعداد مقالات: 3
نوسازی آمرانه و برنامه‌های توسعه در دوره پهلوی و اقتصاد روستا

نوسازی آمرانه و برنامه‌های توسعه در دوره پهلوی و اقتصاد روستا

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 179-202

غلامعلی سلیمانی

چکیده در طول تاریخ، روستا بخش اصلی اقتصاد ایران را شکل می‌داد و به همین دلیل هم بیشترین نیروی کار و تولید متعلق به این بخش بود. از اوایل شکل‌گیری حکومت پهلوی روستا و معیشت روستایی تحت تاثیر برنامه نوسازی آمرانه رژیم پهلوی دچار تغییر و تحولات اساسی شد. یکجا نشینی و سیاست تخته قاپو کردن عشایر ضربه سختی بر معیشت ایلی وارد کرد و بار جمعیتی این بخش را به روستاها منتقل کرد و در ادامه تبعیض موجود در برنامه حمایتی دولت به نفع شهر و جمعیت شهری و تثبیت قدرت اقتصادی زمینداران باعث شد در دوره پهلوی اول نخستین تکانه‌های شدید معیشت روستائیان را تحت تاثیر قرار دهد. بعد از تثبیت قدرت محمدرضاشاه از دهه سی به بعد معیشت روستائی به شدت متاثر از برنامه اصلاحات ارضی و در ادامه برنامه‌های توسعه قرار گرفت.با این وصف پرسش پیش روی این مقاله این است برنامه های توسعه و نوسازی چه تاثیری بر اقتصاد روستا و به تبع آن معیشت روستائیان داشته است؟ به نظر می‌رسد دولت پهلوی در اجرای برنامه‌های توسعه و صنعتی کردن کشور، روستا را به عنوان یکی از مهمترین بخش‌های اقتصاد کشور در کانون توجه قرار نداد و اولویت بخشی به صنعت، ظرفیت روستاها را خالی و مانع از شکوفایی پتانسیل روستاها به عنوان بستر اولیه و اساسی توسعه شد و باعث کاهش توان و نقش آفرینی آن در دستیابی به توسعه شد.

دولت رانتیر، طبقه متوسط جدید و بی‌ثباتی سیاسی در عصر پهلوی دوم

دولت رانتیر، طبقه متوسط جدید و بی‌ثباتی سیاسی در عصر پهلوی دوم

دوره 7، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 7-27

سعید جهانگیری، ابوالقاسم طاهری، علیرضا ازغندی، احمد ساعی

چکیده سقوط حکومت پهلوی دوم از زوایای مختلف و در چارچوب نظریه‌‌های گوناگون بررسی شده است.  از جمله رویکردها در این زمینه، رابطه میان فرایند توسعه در این دوره و سقوط این حکومت است.  نوسازی و مدرنیزاسیون متاثر از الگوهای غربی و متکی به سیاست‌های آمرانه محمدرضا شاه پهلوی از دهه 40 شمسی به بعد، نگرانی فزاینده گروه‌ها و اقشار مدافع فرهنگ و سنت اسلامی را برانگیخت.  ایران به عنوان کشوری در حال توسعه و با اقتصادی تک محصـولی، بـه خصوص پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 به بعد، دولتی رانتی دانسته شد.  این امر باعث شده که دولت تحصیلدار بـا توجـه بـه سازوکارهای غیرواقعی و بدون توجه به منافع سایر طبقات در مافوق آن‌ها قرار داشته باشد با ورود نفـت و مـدیریت نفتی، دولت تحصیلدار در ایران برای پشتیبانی و مشروعیت کارکردی دست به طبقه سازی بویژه طبقه متوسـط کـه از لحـاظ مـالی مستقل نبوده، زده است. این پروسه باعث شده که طبقات در برابر دولت حقی نداشته باشند و نتوانند دولت را به چالش بکشند. لـذا پرسش نوشتار حاضر این است که: دولت رانتیر چه نقشی در پیدایش، گسترش و ساخت طبقه متوسـط جدیـد داشـته اسـت؟ ماهیت دولت تحصیلدار به گونه‌ای است که در آن جامعه وزنه‌ی قابل اعتنایی به‌شمار نمـی‌رود چـرا کـه دولـت در سـایه‌ی دریافـت رانت‌ها از خارج دیگر به منابع داخلی درآمد (مالیات‌ها، عوارض و …. ) احساس نیاز نمی‌کند.  این باعث می‌شود دولت قـدرت انحصـاری کسب کند و نیازی به دخالت دادن گروه‌ها و طبقات مختلف در قدرت نبیند.

جریان روشنفکری دینی و توسعه پس از انقلاب اسلامی

جریان روشنفکری دینی و توسعه پس از انقلاب اسلامی

دوره 5، شماره 1، بهار 1395، صفحه 121-144

دکتر محمدباقر خرمشاد، مجید نجات‌پور

چکیده توسعه مهمترین عرصه رقابت میان جریان­های فکری ـ سیاسی بوده و نمای بیرونی مبارزات سیاسی در تاریخ معاصر ایران را می­توان با بررسی تاریخ توسعه­‌خواهی ایرانیان مشاهده نمود. در دوره جمهوری اسلامی نیز، جریان‌­های فکری‌ـ سیاسی با تنوع نگاه خود به توسعه، فضایی از تضاد و رقابت از یکسو و تعامل و تقابل از سوی دیگر آفریده­اند. از جمله جریان‌_هایی که به مسأله پیشرفت و توسعه در ایران معاصر پرداخته، جریان روشنفکری دینی است. این جریان، در تلاش برای مدرن کردن آموزه­های دینی اسلام با مقتضیات توسعه، می­کوشد میان دین و توسعه را جمع، و آنها را با هم سازگار نموده، و با تغییر­دادن تفسیر دین با رویکردی علم­گرایانه یا جامعه­گرایانه یا فلسفی، دین را به گونه­ای تفسیر نماید که با آموزه­های مدرنیته هماهنگ شود.پرسشی که در این مقاله مطرح می‌شود اینست که توسعه در گفتمان جریان روشنفکران دینی چگونه بازنمایی شده است؟ در پاسخ پرسش مطرح شده می­‌توان گفت که گفتمان توسعه در جریان روشنفکران دینی با سازگار نمودن آموزه­های اسلام و جامعه­ی مدرن غربی و دال مرکزی «مدرنیته اسلامی» بازنمایی شده و دال‌­های شناوری چون استقلال، عدالت ‌اجتماعی، تولید ملی، توسعه فرهنگی و اجتماعی، مردم­‌سالاری دینی، حقوق بشر، جهانی­‌شدن، سرمایه­‌داری ملی، رفاه عمومی و آزادی را پیرامون خود مفصل‌­بندی نموده است. مقاله حاضر می‌­کوشد تا دیدگاه­های سروش و سحابی را در زمینه توسعه پس از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار دهد.