کلیدواژه‌ها = انقلاب اسلامی
تعداد مقالات: 125
تحلیل جامعه‌شناختی توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی یکی از مؤلفه های حکمرانی مطلوب

تحلیل جامعه‌شناختی توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی یکی از مؤلفه های حکمرانی مطلوب

دوره 14، شماره 4، زمستان 1404

وحید صالحی

چکیده این مطالعه به تحلیل جامعه‌شناختی توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی و نقش آن به عنوان یکی از شاخص‌های حکمرانی مطلوب می‌پردازد. انقلاب اسلامی با تغییرات ساختاری در نهادهای اجتماعی، ارزش‌ها و باورهای دینی، تأثیر قابل‌توجهی بر فرآیندهای توسعه پایدار داشته است. این انقلاب نه تنها هویت ملی و انسجام اجتماعی را تقویت کرده، بلکه زمینه‌ساز تحولات فرهنگی، آموزشی و اقتصادی شده است که نقش مهمی در تحقق حکمرانی مطلوب ایفا می‌کنند. تحلیل جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که ارزش‌های دینی، مشارکت اجتماعی و هویت ملی، عناصر کلیدی در تداوم و پایداری سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای هستند و می‌توانند شاخص‌های مؤثری در ارزیابی حکمرانی مطلوب باشند. همچنین، انقلاب فرصت‌ها و چالش‌هایی را در حوزه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی ایجاد کرده است که نیازمند سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر تحلیل‌های جامعه‌شناختی است. در نتیجه، توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از شاخص‌های حکمرانی مطلوب، نیازمند توازن میان ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و بهره‌گیری از ارزش‌های دینی و هویت ملی می‌تواند مسیر تحقق حکمرانی کارآمد و پایدار را هموار سازد. این مطالعه بر اهمیت نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در ارتقاء شاخص‌های حکمرانی تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که رویکردهای جامعه‌شناختی می‌توانند راهنمای مؤثری برای سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای و حکمرانی مطلوب باشند.
بنابراین سؤال پژوهش این است که توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی چقدر در ایجاد حکمرانی مطلوب نقش دارد؟ و چگونه می‌تواند حکمرانی مطلوب را در بستر انقاب اسلامی ایجاد کرد ؟ فرضیه این است: توسعه پایدار در بستر انقلاب اسامی باعث ایجاد حکمرانی مطلوب خواهد شد.. یافته‌های پژوهش نشان می دهند که توسعه و در ادامه توسعه پایدار نقش اساسی در حکمرانی مطلوب را در جامعه و کشور دارد.

چشم‌انداز انقلاب اسلامی در نگاه امامین انقلاب و عوامل و موانع آن

چشم‌انداز انقلاب اسلامی در نگاه امامین انقلاب و عوامل و موانع آن

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-28

سید علی محمد موسوی، سید ابوالفضل موسوی زاده

چکیده یکی از مسائل بسیار مهم در هر انقلابی، بررسی افق‌های پیش روی آن انقلاب و امکان یا عدم امکان تحقق آن است. هدف پژوهش حاضر بررسی چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران از منظر امام (ره) و رهبری است. سوال اصلی این است؛ افق روشنی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز، همواره مورد تاکید امامین انقلاب بوده، در چه صورتی تحقق پذیر است؟ این پژوهش با روشی تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و همچنین بر اساس گردآوری داده‌ها از مجموعه بیانات و سخنرانی های ایشان، به بررسی این مسأله پرداخته است. یافته‌های تحقیق فوق به شرح ذیل است: امامین انقلاب همیشه در بیانات خود، هدف اصلی از تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت را زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مهدی (عج) دانسته و معتقدند که دیگر اهداف و افق‌های کشور نیز باید در راستای نیل به این هدف عظمی باشد. مهمترین عواملی که باعث تحقق این چشم‌انداز خواهند شد عبارتند از: حفظ نگاه توحیدی و باور عمیق قلبی، عدم غفلت از شعارهای اصلی و ارزش‌ها، تکیه به توانمندی‌های داخلی به خصوص نیرو و انرژی جوانان، امید نسبت به آینده، کار جهادی و حفظ فرهنگ ایثار و شهادت. در مقابل غلبه نگرش مادی و نگاه منفعت طلبانه، خودتحقیری، غلبه فرهنگ و ارزش‌ها و سبک زندگی غربی در جامعه و فاصله گرفتن از باورها و ارزش‌های اسلامی، از مهمترین موانع پیش روی چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران است که بی توجهی به آن‌ها می‌تواند رفته رفته این انقلاب را به ورطه سقوط و نابودی بکشاند.

منطق حکمرانی مطلوب بر پایه اصل «درهم‌آمیختن دین و دنیا» در انقلاب اسلامی

منطق حکمرانی مطلوب بر پایه اصل «درهم‌آمیختن دین و دنیا» در انقلاب اسلامی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 29-49

ابراهیم کلانتری

چکیده تمایز انقلاب کبیر اسلامی ایران از انقلاب‌های بزرگ جهان، بیش از هرچیز به اصول بنیادینی مربوط می‌شود که به منزله مؤلفه‌های ساختاری و هویتی این انقلاب به‌شمار می‌آیند. از جمله این مؤلفه‌های هویتی «اصل درهم آمیختن دین و دنیا» است، که هیچ‌یک از انقلاب‌های بزرگ جهان از آن برخوردار نبوده است. این مؤلفه به طور همزمان، هم از جامعیت و ابدیت اسلام ناب محمدی (ص) پرده بر می‌دارد، و هم موضع و چگونگی مواجهه انقلاب اسلامی با فرهنگ، تکنولوژی و تمدن غرب را اعلام می‌کند، و هم منطق جدیدی را در باب حکمرانی مطلوب در اداره جامعه اسلامی در پرتو نظام سیاسی اسلام در اختیار می‌گذارد. مطالعه، تحقیق و تبیین ابعاد و آثار مؤلفه‌های متعددِ هویتی انقلاب اسلامی و از جمله مؤلفه «درهم آمیختن دین و دنیا»، همچنان ضرورتی است که نباید مورد غفلت و بی‌توجهی اندیشمندان حوزه انقلاب اسلامی قرار گیرد. نگارنده بر اساس همین ضرورت، تلاش می‌کند در این تحقیق، چگونگی نیل به منطق حکمرانی مطلوب را برپایه این مؤلفه مهم انقلاب اسلامی به بحث و بررسی بگذارد. حاصل نهایی این تلاش این است که نرم‌افزار اصلی، جامع و پاسخگوی مطمئن برای حکمرانی مطلوب نظام سیاسی اجتماعی برآمده از انقلاب کبیر اسلامی «فقه حکومتی» است، یعنی همان فقه جامعی که معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس‌سره) در تولید، ترویج، نشر و عملیاتی شدن آن در متن جامعه اسلامی و دعوت از فقیهان متعهد برای ارتقاء و روزآمدی آن سختی‌ها و تلاش‌های بسیار و مشکوری متحمل شد.

عدالت از نظر تا عمل در منظومه فکری رهبر انقلاب اسلامی

عدالت از نظر تا عمل در منظومه فکری رهبر انقلاب اسلامی

دوره 14، شماره 1، بهار 1404، صفحه 59-98

علی نوازنی، حاکم قاسمی

چکیده هدف: رهبر انقلاب اسلامی در تمام اسناد بالادستی، سیاست‌های کلی نظام و رهنمودهایشان منبعث از دین اسلام، همواره بر تحقق عدالت در حیات زیسته جمهوری اسلامی ایران تأکید نموده‌اند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه عدالت در منظومه فکری رهبر انقلاب اسلامی است.
روش‌شناسی پژوهش: در پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی توسعه‌ای و با بهره‌گیری از روش اسنادی و همچنین تحلیل محتوای کمی و کیفی (رابطه‌ای) بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در بازه زمانی 1368-1402 و با بهره‌مندی از نرم‌افزار R و SPSS، جهت تنظیم و تحلیل داده‌ها اقدام شده است.
یافته‌ها: بر مبنای تحلیل محتوای بیانات رهبر انقلاب اسلامی در بازه زمانی 1368-1402، تعداد 580 مفهوم مرتبط با عدالت در قالب 18 کلان مفهوم عدالت احصاء گردید که همه مفاهیم دارای ارتباط معنی‌داری با یکدیگر بودند. ایشان ضمن توجه به کاستی‌های وضعیت موجود در تحقق عدالت در جامعه، و علل بروز آن، ویژگی‌های عدالت، جامعه آرمانی، و همچنین راهکارهای عملیاتی عدالت‌محور را در 5 مقوله کلان معرفی کرده، و در پی دستیابی به جامعه عدالت‌محور می‌باشند.
نتیجه‌گیری: رهبر انقلاب اسلامی در قامت یک نظریه‌پرداز، اقدام به طرح‌ریزی نظریه عدالت با بهره‌گیری از مبانی فقهی و آموزه‌های اسلامی کرده اند، و معتقدند که عدالت کامل با اراده الهی و توسط امام معصوم قابل تحقق است. در عین حال در مقام یک رهبر سیاسی به نظریه‌پردازی محدود نمانده، و عدالت نسبی را در جامعه قابل دستیابی می‌دانند و برای آن راهکارها و شیوه‌های اجرایی و عملیاتی پیشنهاد می کنند، و در یک مقوله‌بندی کلان تحقق عدالت را در حوزه‌های مختلف توسط مسئولین و با مشارکت مردم میسر می‌دانند.

نقش انقلاب اسلامی در روایت زدایی راهبردی از آمریکا

نقش انقلاب اسلامی در روایت زدایی راهبردی از آمریکا

دوره 14، شماره 1، بهار 1404، صفحه 321-345

عبدالمجید سیفی، ناصر پور حسن

چکیده روایت راهبردی یکی از منابع بسیار مهم قدرت نرم دولت هاست. قدرت نرم آمریکا مبتنی بر روایتی راهبردی است که استثناگرایی آمریکایی را قوام می بخشد. هژمونی روایت راهبردی آمریکا با مخالفت هایی مواجه بوده و تلاش اصلی مخالفان، جلوگیری از بسط این روایت به سرزمین های آنها بوده است. در این میان، انقلاب اسلامی به مثابه پدیده ای که استثناگرایی آمریکایی را به شکل جدی به چالش کشیده، رویکردی بنیان نهاده که گامی فراتر از مخالفت با این راهبرد یا صرفا جلوگیری از بسط روایت راهبردی آمریکا بوده ‌است که می‌توان آن را در قالب مفهوم «روایت زدایی» مفصل بندی کرد. از این منظر، پرسش اصلی مقاله این است که انقلاب اسلامی ایران چه جایگاهی در روایت زدایی راهبردی آمریکا داشته است؟ فرضیه اصلی نیز اینگونه صورت بندی شده که روایت راهبردی منبعث از گفتمان انقلاب اسلامی در سطوح سیستمی، هویتی و سیاستگذارانه روایت راهبردی آمریکایی را به چالش کشیده و با ارائه یک الگوی نوین نقش مهمی در روایت زدایی راهبردی آمریکا و افول آن داشته است و این مسئله را می‌توان از دلایل اصلی منازعه بیش از چهار دهه ای آمریکا با جمهوری اسلامی ایران دانست» این مقاله با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است.

نامه امام خمینی به گورباچف و روند فروپاشی نظام دوقطبی

نامه امام خمینی به گورباچف و روند فروپاشی نظام دوقطبی

دوره 14، شماره 1، بهار 1404، صفحه 401-432

محمدرضا عبداله پور، مصطفی ملکوتیان

چکیده عوامل متعددی در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش داشته‌‌اند. با وجود اینکه غربی‌ها فروپاشی شوروی را محصول اقدامات خود در سال‌های جنگ سرد دانسته، آن را به نفع خود مصادره می‌کنند، با تأکید می‌توان گفت که پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تأثیر آن بر روند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از عوامل اساسی این تغییر بوده است. البته در کنار نقش روشنگری انقلاب اسلامی ایران، نباید از نامة امام خمینی به گورباچف و تأثیر آن بر مردم، نخبگان و رهبران شوروی به‌راحتی گذشت. بنابراین لازم است بازتاب‌های نامة امام به گورباچف در اتحاد جماهیر شوروی بررسی شده، بر اساس آن، تأثیر نامة امام بر روند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تبیین شود. این مقاله، ضمن بازخوانی، و تحلیل نامۀ امام خمینی به گورباچف، بازتاب‌های آن را بررسی، و تأثیر آن بر نخبگان و رهبران اتحاد جماهیر شوروی، و نقش آن در روند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی نظام دوقطبی را بررسی می‌کند.

واکاوی شکاف نسلی از حیث ارزش‌های انقلاب اسلامی (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

واکاوی شکاف نسلی از حیث ارزش‌های انقلاب اسلامی (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

دوره 14، شماره 1، بهار 1404، صفحه 433-470

قربانعلی قربانزاده سوار، موسی ابراهیمی

چکیده جامعه ایران بعد از وقوع انقلاب اسلامی به دلیل پیمودن روند نوسازی در روابط اجتماعی نسبت به برخی از ارزش‌های انقلاب، همواره مستعد رشد تفاوت‌ها و شکاف‌های نسلی در درون خود است. پژوهش حاضر با هدف بررسیِ میزان تعلق سه نسل: فرزندان، والدین و پیش‌والدین نسبت به ارزش‌های انقلاب اسلامی به انجام رسیده است. در این رابطه پنج بُعد از ارزش‌های دینی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برگرفته از بیانات امام خمینی به‌عنوان ارزش‌های انقلاب اسلامی شناسایی شد. روش کار تحقیق از نوع توصیفی ـ پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مجموع سه نسل برابر با 300 نفر از ساکنین شهر اردبیل که به روش تصادفی انتخاب‌شده و از این تعداد از هر نسل 100 پرسشنامه تکمیل گردید. برای گردآوری اطلاعات از نرم‌افزار spss، به توصیف آماری از پاسخگویان به هر بُعد از ارزش‌ها و از آزمون‌های اعتبار و پایایی و آمارهای توصیفی استفاده شد. در بخش یافته‌ها و نتایج پژوهش، در خصوص میزان تعلق هر سه نسل نسبت به ارزش‌های انقلاب اسلامی تفاوت‌های معناداری قابل مشاهده است که این تفاوت‌ها در میان نسل پیش والدین و والدین کمتر و میان نسل پیش‌والدین و فرزندان بیشتر است. از این‌رو محققان قائل به شکاف نسلی میان هر سه نسل، به‌خصوص در بین نسل اول و نسل سوم انقلاب هستند.

تبارشناسی مشروعیت سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی

تبارشناسی مشروعیت سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 7-24

مهناز رحمانی، علی فلاح نژاد، علی فلاحی سیف الدین

چکیده در چارچوب رهیافت پساساختارگرایانه گفتمان‌ها تعیین‌کننده حیات و کنش سیاسی هستند. از همین منظر، مشروعیت سیاسی در پرتو گفتمان سیاسی شکل می‌گیرد و با تغییر گفتمان‌ها، نظام معنایی و هنجاری دگرگون می‌شود.
انقلاب اسلامی ایران، پدیده‌ای نوظهور بود که رویکرد اسلام سیاسی فقاهتی را مبنایی برای خلق گفتمان و نظام معنایی جدید قرار داد و در پرتو آن مشروعیت سیاسی، معنایی متفاوت یافت. نوشتار حاضر در پی بررسی و تحلیل مفهوم مشروعیت سیاسی در این گفتمان سیاسی است. تمرکز اصلی معطوف بدان خواهد بود که مشروعیت سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی و خرده گفتمان‌های برآمده از این گفتمان چگونه شکل گرفته است و عناصر مقوم این گفتمان به ویژه عنصر «ولایت فقیه»، «اسلامیت» و «ایرانیت» چه تاثیر در این فرایند داشته‌اند.
این پژوهش با التزام روشی و نه هستی شناختی به رویکرد تبارشناسانه فوکو و تحلیل‌های گفتمانی سعی دارد شکل‌گیری مفهوم مشروعیت به مثابه هنجاری سامان بخش به رابطه حکم و اطاعت در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی و خرده گفتمان‌های برآمده از آن را بررسی کند.

بررسی چگونگی تخریب انقلاب اسلامی در یک دهه اخیر سینمای سیاسی غرب

بررسی چگونگی تخریب انقلاب اسلامی در یک دهه اخیر سینمای سیاسی غرب

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 199-228

رضا فرخی، اردشیر سنایی، رضا جلالی، علی طباطبایی پناه

چکیده در چندین دهه اخیر در جهت توجیه رفتارهای کشورهای غربی علیه ایران، سینمای سیاسی غرب ارزش های انقلاب اسلامی را مورد هدف قرار داده و به دنبال تخریب آنها در افکار عمومی جهان بوده است. در این راستا در آثار تولید شده در سینمای سیاسی غرب در یک دهه اخیر شاهد تلاش برای ارائه تصویری مطابق با خواست سیاستمداران غربی از ارزش های انقلاب اسلامی بوده ایم. این مقاله با هدف بررسی همین فرآینده وارونه نمایی ارزش های انقلاب اسلامی و تخریب آنها در سینمای سیاسی غرب نگارش درآمده است. سوال اصلی این پژوهش این است که سینمای سیاسی غرب در چند سال اخیر در راستای تخریب انقلاب اسلامی ایران چه موضوعاتی را مورد توجه قرار داده است؟ پیام تصویری که از ایران پس از انقلاب در سینمای غرب ارائه می شود برای مخاطب جهانی آن چیست؟ فرضیه مقاله این موضوع می باشد که سینمای سیاسی غرب در چندین دهه گذشته سعی کرده با ارائه تصویری منفی از ایران پس از انقلاب ، به تخریب پدیده انقلاب اسلامی ایران و ارزش های آن بپردازد. در این مقاله از نظریه برجسته سازی به عنوان نظریه پژوهشی و از روش تحلیل مضمون بهره برده شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که موضوعات متعددی درباره انقلاب اسلامی و ایران پس از انقلاب در سینمای سیاسی غرب و محصولاتش در یک دهه اخیر مطرح شده است. از جمله این موضوعات می توان به افزایش فقر و عقب ماندگی پس از انقلاب اسلامی، ایجاد فشار بر جامعه زنان و سلب آزادی آنها و افزایش فشر بر جامعه جوان و ایجاد افسردگی در میان آنها، ایجاد فضای سیاسی بسته و عامل انسداد سیاسی و تبدیل ایران به عاملی برای تهدید صلح جهانی و یهودی ستیزی اشاره کرد.

مطالعه رابطه بین دین‌داری و فرهنگ سیاسی (تعامل دین و سیاست) بعد از انقلاب اسلامی ایران

مطالعه رابطه بین دین‌داری و فرهنگ سیاسی (تعامل دین و سیاست) بعد از انقلاب اسلامی ایران

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 229-248

طاها عشایری، فاطمه حسنی، سیدعلی میرلوحی، الهام عباسی

چکیده دین به معنای باور، ارزش‌ها و اعمال عبادی-الهی است که خداوند برای راهنمایی و تنظیم رفتار انسان‌ها در اجتماع آن را از طریق انبیاء الهی و امامان معصوم ارسال کرده و این رسالت در زمان غیبت بر عهده ولایت‌فقیه است. از این طریق دین‌داری (پدیده آسمانی-فرازمینی) با سیاست، حکمرانی و اجتماع (پدیده زمینی-این جهانی) پیونده خورده و معنا می‌یابد. نقش دین‌داری جامعه در ظهور انقلاب اسلامی ایران و افزایش مشارکت سیاسی به دلیل ارتقای فرهنگ سیاسی، در طول تاریخ کاملاً مشهوداست. بر این اساس؛ هدف اصلی پژوهش مطالعه رابطه بین دین‌داری و فرهنگ سیاسی ایران است. روش تحقیق از نوع فراتحلیل کمی، حجم نمونه برابر 15 پژوهش از جامعه آماری 26 سند علمی به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی با ارزیابی ملاک ورود خروج انتخاب‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که میزان دین‌داری بر فرهنگ سیاسی بعد از انقلاب اسلامی تأثیر معنی‌داری داشته و مقدار اثر آن برابر با 44 درصد است. همچنین دین‌داری مناسکی (31 درصد)؛ دین‌داری پیامدی (34 درصد)؛ دین‌داری اعتقادی (28 درصد)؛ دین‌داری تجربی (36 درصد) و دین‌داری عبادی (40 درصد) بر فرهنگ سیاسی تأثیر داشته است. درنهایت دین و سیاست در ایران پس از انقلاب اسلامی درهم‌تنیده، پیونده خورده، تعاملی دوسویه و تکمیلی بوده و برای تدوین حکمرانی اسلامی بر مبنای دین‌داری؛ حضور جهاد و تبیین دینی در عرصه سیاست و فرهنگ سیاسی امری الزامی بوده و حکومت اسلامی؛ نیازمند سیاست‌گذاری نوین در این عرصه است.

کتابخانه‌ها و همسویی با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

کتابخانه‌ها و همسویی با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-277

یعقوب نوروزی، جعفر عباداله، محمدرضا خرم آبادی آرانی

چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین جایگاه و نقش کتابخانه‌ها در همسویی با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است.
روش: این پژوهش از نظر طرح، کیفی و از نوع تحلیل گفتمان بوده و با روش تجزیه‌وتحلیل مضمون انجام شده است. در پژوهش حاضر قلمرو پژوهش متن بیانیه گام دوم انقلاب است. به‌منظور تصدیق اعتبار ‌داده‌‌های پژوهش از مفاهیمی همچون باورپذیری، قابل‌دفاع بودن و امانت‌داری استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد، توجه به کتابخانه‌ها در دستیابی به تحقق گام دوم انقلاب اسلامی و رسیدن به ایران قوی در سرفصل علم و پژوهش بیانیه گام دوم نقش بسیار پر رنگی دارد؛ زیرا موضوعاتی نظیر «توسعه فرهنگ مطالعه»، «ترویج روحیه کنجکاوی و پرسش‌گری»، «تکریم مفاخر علمی»، «ترویج علم‌اندوزی» و... که در بیانیه گام دوم مطرح شده است از شاهراه کتابخانه‌ها می‌گذرد.
نتایج: همسویی کتابخانه با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به معنای تطابق کتابخانه‌ها و خدمات کتابخانه‌ای با اصول و اهداف بیانیه مذکور است. اصول اصلی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی شامل ارزش‌های اسلامی و انقلابی، تعهد به سرمایه اجتماعی، ترویج تعالی علمی و فرهنگی، تحقق استقلال ملی، حفظ و تقویت اخلاق اسلامی است. به همین دلیل، کتابخانه‌ها میتوانند از تطابق با این اصول در ارائه خدمات و فرآیند مدیریت خود پیروی کنند. همسویی کتابخانه با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به معنای ارتقاء فرهنگ اسلامی، انتشار دستاوردهای علمی و اطلاعاتی با تمرکز بر ارزش‌های دینی و انقلابی، ترویج تحقیقات علمی متناسب با نیازهای کشور، حمایت از حقوق انسانی و ترویج اخلاق اسلامی است. از این رو، کتابخانه‌ها باید در خدمات خود به مردم و ارائه منابع علمی و منابع اطلاعاتی، اصول اخلاقی و اسلامی را رعایت کرده و تلاش کنند تا به تحقق اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی کمک کنند

مفهوم عدالت در اندیشه ایرانشهری و اندیشه اسلامی با تکیه بر آموزه‌های نهج‌البلاغه؛ الگوسازی انقلاب اسلامی

مفهوم عدالت در اندیشه ایرانشهری و اندیشه اسلامی با تکیه بر آموزه‌های نهج‌البلاغه؛ الگوسازی انقلاب اسلامی

دوره 13، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 279-299

مرتضی علویان، احمد جهانی نسب

چکیده عدالت بخش قابل توجهی از مباحث اندیشه اسلامی را به خود اختصاص داده و مکاتب فکری و شخصیت‌های مختلفی بدان پرداخته‌اند و ابعاد آن را مورد توجه قرار داده‌اند(بیان مسئله). شناخت جایگاه عدالت در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی بدین جهت است که اجرا و استقرار آن در جامعه، ضامن تحقق افراد به سوی سعادت حقیقی و دستیابی به جامعه‌ای سالم است(هدف). از این‌رو، نوشتار حاضر در پی یافتن پاسخی به این پرسش اساسی است که با توجه به محوریت مفهوم عدل در جهان‌شناسی ایرانشهری و اندیشه اسلامی، نسبت این دو را بویژه با تکیه بر آراء و اندیشه‌های علی‌بن ابیطالب(ع) در نهج‌البلاغه چه صورت‌بندی مفهومی و نظری می‌توان کرد و ابعاد آن را مورد تحلیل قرار داد؟(سؤال اصلی). لذا به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای(روش تحقیق) و بهره‌گیری از الگوی هرمنوتیک پنهان‌نگاری متن‌گرا لئو اشتراوس(روش‌شناسی)، در نهایت چنین نتیجه‌گیری شد: مفهوم داد در اندیشه ایرانشهری در ارتباط منطقی با مفاهیمی چون اشه، فره شاهی، خویشکاری و ... قرار دارد و منظور از آن، قرار گرفتن در مسیر اشه[نظم حاکم بر هستی و قانون کیهانی] است. عدل در نهج‌البلاغه با استناد به منابع اصیل اسلامی با واژه قسط در قرآن قرابت نزدیکی دارد. داد در عرصه اجتماعی به شکل امنیت و صیانت از نظم کیهانی و تعادل هستی توسط شهریار صاحب فره ایزدی معنا می‌شود. اما عدالت بر اساس آموزه‌های نهج‌البلاغه دارای اصالت و ارزش ذاتی بوده و به سیاست عمومی تعبیر می‌شود که می‌توان از آن عدالت اجتماعی را نیز استنباط کرد(یافته‌ها).

مقایسه تحلیلی اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران

مقایسه تحلیلی اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران

دوره 13، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 29-54

غلامرضا حاجبی، عبدالرضا حاجبی

چکیده با توجه به اینکه اندیشه حکمرانی علوی به عنوان یکی از مکتب‌های اسلامی، اصول و ارزش‌هایی همچون امامت، عدالت اجتماعی و مشارکت مردم را تأکید می‌کند، در فرایند انقلاب اسلامی ایران نقش بسزایی داشت. این اصول، به‌عنوان مبانی اساسی نظام اسلامی ایران در ساختار حکومتی، سیاست‌گذاری داخلی و خارجی، و روابط اجتماعی و اقتصادی مورد تأکید و اجرا قرار گرفتند. رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در بیانات خود به نقل از امام علی علیه السلام، بر عنصر ارتباط اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران تأکید کرده اند.در این نوشتار سعی خواهیم نمود تا اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران را باز شناسیم تا از این علامت اهل تقوا و مومنان، نمایی واضح تر نزد خود پدید آوریم. این تحقیق،از روش آمیزه‌ای و تلفیقی و به کمک اسناد نوشتاری وسامانه های رایانه ای و نرم افزارهای علمی و روش داده پردازی توصیفی وتحلیلی بهره برده است.نتایج پژوهش نشان می دهد بیان استقامت وصبر در برابر مشکلات وعدم پشت کردن به دشمن توسط کارگزاران انقلاب اسلامی، بصیرت و صبر دو عامل پیروزی انقلاب اسلامی و... توسط امام علی علیه السلام و به پیروی از آن حضرت، رهبر معظم انقلاب اسلامی باعث الگو برداری از آن بزرگواران می شود واسوه قرار دادن آن ها می شود.

جایگاه بنیادهای آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی آمریکا علیه اسلام سیاسی (مطالعه موردی بنیاد اسمیت ریچاردسون)

جایگاه بنیادهای آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی آمریکا علیه اسلام سیاسی (مطالعه موردی بنیاد اسمیت ریچاردسون)

دوره 13، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 7-34

حکیمه سقای بی ریا

چکیده مطالعه موردی پیش رو به تحلیل شبکه تحت حمایت بنیاد اسمیت ریچاردسون به عنوان یکی از بنیادهای اثرگذار آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی ایالات متحده علیه اسلام سیاسی به خصوص اسلام سیاسی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی می-پردازد. توجه به نقش بنیادها در تحکیم هژمونی آمریکا اغلب از لایه‌های پنهانی است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد و این پژوهش در راستای پر کردن بخشی از این خلاء است. بررسی چارچوب گذاری برخی تولیدات شاخص تحت حمایت این بنیاد، نشان از دو جهت دهی اصلی مبنی بر مقابله با فرهنگ راهبردی مقاومت اسلامی و ترویج نوعی اسلام غرب گرای به اصطلاح میانه رو دارد که با الگوگیری از تجربه جنگ سرد طراحی شده است. در بعد نظری، مقاله «الگوی نخبگانی فرآیند سیاست گذاری عمومی» را برای فهم اهمیت و جایگاه بنیادها در فرایند سیاست گذاری در آمریکا مورد استفاده قرار داده است. بر اساس این الگو و با بررسی گزارش های سالانه بنیاد از طرح های تحت حمایت مالی، شبکه نهادها و افراد مورد حمایت بنیاد اسمیت ریچاردسون در راستای دو هدف فوق متشکل از اندیشکده های رند، مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، هادسون و امریکن اینترپرایز، دانشکده مطالعات عالی بین الملل دانشگاه جانز هاپکینز، مؤسسه تبلیغاتی رسانه آمریکا برون مرزها و موقوفه ملی دموکراسی شناسایی شد. همچنین بنیاد اسمیت ریچاردسون به واسطه اندیشکده رند با وزارت دفاع آمریکا و نهادهای اطلاعاتی امنیتی ایالات متحده ارتباط شبکه ای دارد. تحلیل برخی تولیدات تحت حمایت بنیاد نشان از روندی در شبکه تحت حمایت این بنیاد دارد که مبتنی بر تکفیر گرایی معکوس (مردود دانستن اسلام سیاسی به عنوان یک دین واقعی) و ترویج اسلام سازگار با ارزش های غربی است.

انقلاب اسلامی ایران پایان انحطاط تاریخی حکومت قاجار و پهلوی

انقلاب اسلامی ایران پایان انحطاط تاریخی حکومت قاجار و پهلوی

دوره 13، شماره 1، بهار 1403، صفحه 113-145

محسن باباپور گل افشانی، مصطفی ملکوتیان، امیر سیاهپوش

چکیده بررسی حکومت قاجار و رژیم پهلوی نشان دهنده ی یک انحطاط تاریخی در ایران است. مبنای نظری این انحطاط تبعیت و الگوبرداری از غرب بود که به موجب آن غرب زدگی، وابستگی و عقب ماندگی در کشور به وجود آمد. این وابستگی به حدی بود که ما مستقلا توان تصمیم گیری در سیاست های کلی در جهت تامین منافع ملی کشور را نداشتیم. پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 که مبنای نظری آن بازگشت به سنت و آموزه های اسلامی بود پایانی بر این انحطاط تاریخی شد. نتیجه ی این تحقیق این است که انقلاب اسلامی ایران بر اساس برنامه های متعالی و تهذیبی خود توانست یک الگوی مناسب و مطلوبی ارایه دهد که در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تغییرات عمده ای ایجاد کرد. این تغییرات به رهبری امام خمینی (ره) توانست با همه ابعاد و سیاست‌های منفی (انحطاط‌گرایانه) حکومت قاجار و رژیم پهلوی مبارزه نماید و به آنها پایان دهد و مسیر رشد و تعالی کشور را فراهم آورد.

کارکرد نهاد مزار در تحولات اجتماعی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی

کارکرد نهاد مزار در تحولات اجتماعی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 59-95

علی ایمانی

چکیده مرگ‌اندیشی و معادباوری از اجزاء بنیادی نظام باورها در جامعه ایرانی است، اما چگونه مرگ‌اندیشی و معادباوری در بستر نهاد آرامستان در ایران متعین گردید و چه تاثیری بر تحولات اجتماعی و گفتمان‌های قدرت در ایران داشت؟؛ به نظر می‌رسد تبیین نهاد مزار راهی برای گشایش این گره باشد.مقاله حاضر با مسئله"نهاد مزار و تحول اجتماعی در ایران"و طرح این سوال که"چگونه مرگ‌اندیشی و معادباوری از طریق نهاد مزار مبداء تحولات اجتماعی و تغییر در نظام اجتماعی در ایران گردیده است" آغاز می‌گردد. تلاش پژوهش بر اینست که ضمن ارجاع به تئوری «نهادگرایی» به تبیین تاثیر نهاد مزار بر تحولات اجتماعی در ایران از انقلاب مشروطه تا عصر انقلاب اسلامی بپردازد. روش تحقیق تبیین علِی و روش گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه‌ای است. نتایج پژوهش مدخلی بر تبیین نهادهای قدرتمند اجتماعی در ایران است. به زعم مقاله حاضر نهادهای قدرتمند اجتماعی قادر به گفتمان‌سازی و نقش‌آفرینی موثر در تحولات اجتماعی هستند و نهاد مزار در ایران واجد این ویژگی است. نوآوری پژوهش حاضر تلاش محققانه برای تبدیل تبیین کارکرد نهادهای اجتماعی در ایجاد نظام دانایی و ایجاد تغییر اجتماعی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی است.

سرمایة اجتماعی و راهکارهای تقویت آن در فضای رسانه‌ای ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران: با تأکید بر رویکرد شناختی

سرمایة اجتماعی و راهکارهای تقویت آن در فضای رسانه‌ای ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران: با تأکید بر رویکرد شناختی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 97-137

سید زکریا محمودی رجا، رفیع الدین اسماعیلی

چکیده با تغییر و تحولات عمیق در حوزه‌های ارتباطات و تعاملات انسان‌ها، سرمایة اجتماعی (اعتماد و تعامل مردم با مردم، مردم با دولت، دولت با مردم و...) به‌عنوان مؤلفه‌ای مؤثر و برجسته در زیستمان سیاسی ـ اجتماعی شهروندان مطرح شد. درهمین چارچوب در الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، سرمایه اجتماعی و قدرت نرم، نقشی کلیدی و محوری داشته است؛ به‌طوری‌که قریب به‌اتفاق اندیشمندان و تحلیلگران داخلی و خارجی علل وقوع انقلاب اسلامی، استمرار و تثبیت اهداف و عبور از بحران‌های مختلف (سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی) پس از انقلاب را به همین امر نسبت دادهاند. جنگ ترکیبی و شناختی ازجمله تاکتیک‌هایی است که با هدف تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی و در استمرار راهبرد‌های فرهنگی ـ سیاسی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران در پروپاگاندای و فضاسازی رسانه‌ای آنها مطرح‌شده است.
در بررسی مسئله و جمع‌آوری داده‌ها علاوه‌بر استفاده از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و فضای مجازی از مصاحبة عمیق با نخبگان و افراد صاحبنظر (رسانه‌ای، سیاسی، دانشگاهی و...) نیز بهرهگیری شد. پس از جمع‌آوری داده‌های مفهومی و کدگذاری محورهای مختلف، در نفر هشتم اشباع نظری حاصل شد. یافته‌های پژوهش با روش کیفی و استراتژی گرنددتئوری حاکی از آن بود که مؤلفه‌های رسانه‌ای (فضاسازی رسانه‌ای، شبهات سیاسی ـ مذهبی و...)، اقتصادی (التهابات اقتصادی، وضعیت معیشتی ـ رفاهی، اشتغال و...)، سیاسی (فضای باز سیاسی، مطالبهگری، حکمرانی خوب، شایسته‌سالاری و...، فرهنگی ـ اجتماعی (ذائقه‌سنجی، سبک زندگی، کارآمدی نهادهای فرهنگی ـ تربیتی و...)، روان‌شناختی (احساس محرومیت و تبعیض، مختصات دوران جوانی)، نقش مستقیم و غیرمستقیم در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی دارند؛ ضروری است با نگاهی میان‌رشته‌ای و جامع، راهبردها و راهکارهای عملیاتی مناسبی طراحی و تدوین شود.

رهیافتی به نظریۀ شعر انقلاب اسلامی در پرتو سخنان رهبر انقلاب اسلامی دربارۀ شعر

رهیافتی به نظریۀ شعر انقلاب اسلامی در پرتو سخنان رهبر انقلاب اسلامی دربارۀ شعر

دوره 12، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 139-157

حامد صافی

چکیده انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، حادثه‌ای چند بُعدی بود که کشور ایران را از زوایای گوناگون دستخوش تغییر و دگرگونی کرد. ادبیات و به ویژه شعر که از چند دهه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، در خدمت مبارزه با رژیم پهلوی قرار گرفته‌بود، تحت تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی متحوّل شد. این تحوّل هم از نظر قالب، فرم، محتوا و...قابل بررسی است. توجّه دوباره به قالب‌هایی چون دوبیتی و رباعی، مضمون‌یابی‌های نو در بستر شعرهای عاشورایی، مهدوی، فاطمی و نیز کثرت رویش‌های جوان حاکی از تحوّل عمیق شعر فارسی در این مقطع تاریخی است که خود ضرورت پرداختن به تاریخ ادبیات انقلاب اسلامی، سبک شعر انقلاب اسلامی و نظریۀ شعر انقلاب اسلامی را فرا یاد می‌آورد. در جستار پیش رو، تلاش می‌شود با تحلیل و بررسی سخنان حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، دربارۀ شعر، چهارچوب اصلی نظریۀ شعر انقلاب اسلامی توصیف شود. بر اساس این بررسی، روشن شد که بر اساس نظریۀ شعر انقلاب اسلامی، شعری ارزشمند است که معناگرا و مخاطب گرا باشد. معانی مورد نوجّه در این نظریه نیز معارف دینی و اخلاقی، مسائل روز دنیای اسلام، ارزش‌های انقلاب و از این قبیل است. مخاطب گرا بودن شعر در نظریۀ شعر انقلاب اسلامی نیز بدین معناست که اوّلا شعر باید در برابر جامعه متعهّد و موضع‌دار باشد و ثانیا در زبانی قابل فهم برای مخاطب آفریده شود.

ظرفیت‌های فراگفتمان انقلاب اسلامی و بازتولید گفتمانهای درونی

ظرفیت‌های فراگفتمان انقلاب اسلامی و بازتولید گفتمانهای درونی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 255-278

رشید رکابیان، ناصر پورحسن

چکیده چکیده
در فرایند شکل‌گیری انقلاب اسلامی هویت‌ها و خرده‌گفتمان‌های متکثری فعال بودند که با ابتنا به نظام صدقی، دالها و دقایق و ظرایف خود بر چهره‌ای متمایز ظاهر شدند. اما ناتوانی آنها در سوژه سازی و تثبیت واژگان معنایی خود، ناچار به همزیستی و پذیرش برتری گفتمانی شدند که با محوریت اسلام از یک سو با نهادینه شدن افق معنایی آن درذهنیت‌های اقشار و توده‌های متکثر و متنوع، آنها را در سامانی هویت‌بخش به کنش سیاسی وادار سازد و از سوی دیگر با قوام بخشی و استغنای مفهومی واژگان و دالهای تهی و معتبر در سیاست مدرن امروز ذیل سازه " مردم سالاری دینی " تبدیل به یک فراگفتمان شود. فراگفتمانی که تحت چتر گفتمانی غنی خود گفتمان‌هایی متعدد ،متنوع و فعال در تنازع گفتمانی را باز تولید و میدان گفتمانی گسترده‌ای را برای تعامل و تقابل خرده گفتمانها خلق نموده است. حیات چهار دهه‌ای جمهوری اسلامی شاهد رقابت تنگاتنگ این گفتمانها بوده که هریک توانسته‌اند در مقاطعی با تثبیت مفاهیم و باورهای اصلی خود با بکارگیری، معنا دهی و مشروع سازی دالهای شناور، گفتمان خود را بر سایر گفتمانها استیلا و برتری بخشند. مفروض این نوشته این است که فراگفتمان انقلاب اسلامی، به دلیل فراگیری و تعمیق دقایق گفتمانی آن در بین توده‌های متنوع، همینطور وفاداری گفتمان‌های درونی آن به دال مرکزی فراگفتمان (اسلام) دچار توقف و انسداد فراگفتمان نخواهد شد، هرچند تنازعات درون گفتمانی آن شدید باشد.

بررسی تطبیقی نقش طبقات و گروه های اجتماعی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی

بررسی تطبیقی نقش طبقات و گروه های اجتماعی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی

دوره 12، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 207-228

محمد رحیمیان

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تطبیقی نقش طبقات و گروه‌های اجتماعی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی است. باتوجه به بررسی های صورت گرفته شباهت طبقات فوق الذکر در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی به قرار زیر می باشد. طبقه متوسطه: در هر دو انقلاب این طبقه شامل اقشار بازاری و تکنوکرات ها بودند. طبقه کارگر: در هر دو انقلاب علت اعتراض طبقه کارگر، رکود اقتصادی بود. طبقه دهقان: از دلایل شورش این طبقه در هر دو انقلاب، ضعف و بحران دولت مستقر بود. طبقه زمین دار: در هر دو انقلاب وجود اصلاحات از سوی دولت جهت نظارت بر این طبقه بود. طبقه روشنفکر: نقطه مرکزی در هر دو انقلاب مبارزه با استبداد شاهنشاهی بود. طبقه بازاری: در هر دو انقلاب بازاری ها خواهان تسلط بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی بودند. طبقه روحانی: هدف اصلی روحانیون از بین بردن قدرت مطلق شاه بود.
همچنین در خصوص وجوه افتراق طبقات در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی بایستی به موارد ذیل اشاره کرد. طبقه متوسط: در مشروطه خواسته سیاسی بود ولی در انقلاب اسلامی هدف فرهنگی بود. طبقه کارگر: در انقلاب مشروطه نقش روسیه در رشد جنبش کارگری بیشتر بود. طبقه دهقان: دهقانان در مشروطه از نقش گسترده تری نسبت به انقلاب اسلامی برخوردار بودند. طبقه زمین دار: در انقلاب مشروطه املاک خالصه ولی در انقلاب اسلامی اصلاحات ارضی بود. طبقه روشنفکر: در انقلاب مشروطه هدف عدم ایدئولوژی کردن دین بود ولی در انقلاب اسلامی هدف ایدئولوژی کردن دین بود. طبقه بازاری: در مشروطه اعتراض اقتصادی بود ولی در انقلاب اسلامی فرهنگی و اجتماعی بود. طبقه روحانی: در انقلاب مشروطه شیوه رهبری پراکنده بود ولی انقلاب اسلامی منسجم و مستقل بود.

بررسی نقش و جایگاه آموزش و پروش در گفتمان سازی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی

بررسی نقش و جایگاه آموزش و پروش در گفتمان سازی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی

دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 35-54

سید ابوالفضل موسوی‌زاده، اسماعیل قاسمی، سید محمدرضا موسوی

چکیده هدف کلی از انجام این پژوهش، بررسی نقش و جایگاه آموزش و پرورش در گفتمان­ سازی ارزش ها و آرمان ­های انقلاب اسلامی است. این پژوهش با بکارگیری روش تحلیل محتوای کیفی به واکاوی متون، پژوهش­های صورت گرفته و همچنین اسناد و تحقیقات انجام شده در این حوزه پرداخته است. لذا پژوهش حاضر نیز سعی در پر رنگ کردن نقش و جایگاه آموزش و پرورش در گفتمان­ سازی ارزش ­ها و آرمان­ های انقلاب اسلامی داشته است، نتایج پژوهش حاضر نشان می­ دهد که نمی­توان نقش آموزش و پرورش را در معرفی ارزش­ ها و آرمان­ های انقلاب اسلامی نادیده گرفت؛ ولیکن در طی این چهل سال از گذشت انقلاب اسلامی، آموزش و پرورش در برنامه های تربیتی و آموزشی خود نتوانسته به نحو مطلوب ارزش ­ها و آرمان­ های انقلاب اسلامی را به دانش ­آموزان منتقل کرده و در گفتمان سازی آن موفق باشد، لذا برنامه ها و فعالیت های پرورشی و تربیتی نظام آموزش و پرورش از حیث توجه به آموزه ­های اصیل انقلاب اسلامی و گفتمان­ سازی آن نیازمند تجدید نظر و اصلاح می­باشد.

تحلیل نقش جهاد تبیین در تقویت قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران

تحلیل نقش جهاد تبیین در تقویت قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران

دوره 12، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 78-96

محسن نصراصفهانی، نادیا آقارضایی طرخورانی

چکیده انقلاب اسلامی ایران با محوریت دین در قرن بیستم با شکل و محتوای متفاوتی نسبت به سایر انقلاب های جهانی به وقوع پیوست و شاخص‌های گوناگونی از قدرت نرم با وقوع انقلاب اسلامی ایجاد شد که منشا تحولات اساسی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی شد. در طی سال‌های اخیر، مقوله جهاد تبیین به عنوان یک عنصر نوظهور همانند سایر عناصر، نقش موثری در تولید و تقویت قدرت نرم انقلاب اسلامی داشته است. مقاله حاضر با هدف تحلیل نقش جهاد تبیین در تقویت قدرت نرم انقلاب اسلامی درصدد است تا نقش و جایگاه جهاد تبیین را شناسایی و ابعاد و زوایای آن را مشخص کند. براین اساس با روش توصیفی – تحلیلی به نقش و جایگاه جهاد تبیین در قدرت نرم انقلاب اسلامی پرداخته می‌شود. سؤال اصلی بدین صورت است که جهاد تبیین چه نقشی در تقویت قدرت نرم انقلاب اسلامی دارد؟ یافته های پژوهش نشان داد کــه جهاد تبیین با تقویت گفتمان سیاسی اسلام، تفوق وفاق ملی، تقویت عدالت خواهی، تعالی گفتمان اسلام سیاسی و جذاب سازی فرهنگ اسلامی، نقش موثری در قدرت نرم انقلاب اسلامی دارد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که جهاد تبیین به عنوان یک مولفه کلیدی و بی‌نظیر، نقشی اساسی در تقویت قدرت نرم انقلاب اسلامی دارد.

نقش حوزه‌های علمیّه در گسترش ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی (بر اساس نظریه پخش)

نقش حوزه‌های علمیّه در گسترش ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی (بر اساس نظریه پخش)

دوره 12، شماره 1، بهار 1402، صفحه 55-78

محمد مهدی حاجیلوئی محب، رقیه خلیلی

چکیده (زمینه پژوهش:) انقلاب اسلامی ایران، بزرگ‌ترین اتفاق و تحوّل قرن اخیر بوده که به دلیل خاستگاه، نوع شکل‌گیری و قِوام؛ ارزش‌ها و آرمان‌های مخصوص به خود را داشته که اشاعه آن‌ها وظیفه همه نهادهای مرتبط با نظام اسلامی است. چنان که حوزه‌های علمیّه، از خاستگاه‌های انقلاب بوده و در این زمینه نقشی اساسی دارند. (روش و هدف:) کاوش حاضر، با روشی توصیفی تحلیلی و با چارچوب نظریه پخش، به دنبال تبیین نقش حوزه‌های علمیّه در گسترش ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی است. (یافته‌ها:) نظام ارتباطی سه‌گانه «حوزه‌های علمیه؛ انقلاب اسلامی؛ ارزش‌ها» در قالب عوامل و انواع پخش، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و ضمن بررسی واژگان مرتبط، چهار شاخصه انقلاب اسلامی تبیین گردید: «استقلال و آزادی؛ مردمی بودن؛ فراگیری؛ دفاع از مستضعفان جهان». به دلیل خاستگاه انقلاب اسلامی و ارتباط عمیق حوزه‌های علمیّه و روحانیّت با مردم، گسترش ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی، نیازمند استمرار نقش‌آفرینی حوزه‌های علمیّه است. (نتایج:) کاوش‌ها نشان داد که تداوم نقش‌آفرینی، در گرو الزامات شناختی، رفتاری و ابزاری ویژه‌ای بوده و طرح‌ریزی در سه ساحت مواجهه حوزه با «خود، مردم و بیگانگان» ضروری است. در بعُد درونی حوزه، «آگاهی به مسائل روز، نوآوری و آینده‌نگری» و «تعلیم و تربیت طلاب اندیش‌مند و ولایت‌مدار» ضروری بوده و در ساحت بیرونی، «مردم‌گرایی»، «نقش‌آفرینی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی» و «پاسداشت شعائر اسلامی و انقلابی» و نیز، «استکبار ستیزی و نفی سلطه بیگانگان» مورد توجه قرار می‌گیرد. (نوآوری:) تبیین رابطه حوزه‌های علمیّه در زمینه گسترش ارزش‌های انقلاب اسلامی، با نگاهی آینده‌نگر و در قالب نظریه پخش، از نوآوری‌های پژوهش حاضر تلقّی می‌گردد.

بررسی چگونگی نقش آفرینی علمی حوزه علمیه قم در بعد حفظ و تعالی انقلاب اسلامی

بررسی چگونگی نقش آفرینی علمی حوزه علمیه قم در بعد حفظ و تعالی انقلاب اسلامی

دوره 12، شماره 1، بهار 1402، صفحه 133-152

علیرضا استادیان خانی، حسین ارجینی، محمدجواد نوروزی

چکیده حوزه علمیه قم به عنوان پایگاه و مبدا شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) جایگاهی خطیر در حفظ و استمرار و اعتلای انقلاب می تواند داشته باشد که در طول این سال ها، بزرگان نظام اسلامی و حوزه های علمیه همواره بر آن تاکید داشته اند. ادامه مسیر صحیح انقلاب اسلامی بدون تئوری پردازی و مشارکت علمی حوزه های علمیه امکان پذیر نیست زیرا مفهوم از اسلام در ترکیب انقلاب اسلامی، اسلام اجتهادی و فقاهتی است که تامین کننده این بعد، حوزه های علمیه است. کارکردهایی همچون گفتمان سازی، اسلامی سازی علوم انسانی، ایفای نقش در مسیر قانون گذاری و... از موارد مهمی است که نیازمند ایفای نقش حوزه علمیه در بعد رسالت تمدنی خود است.
هدف از این مقاله، بررسی نقش حوزه علمیه قم( به عنوان مرکز اصلی حوزه های علمیه جهان تشیع) در حفظ و اعتلای انقلاب اسلامی است، به این معنا که حفظ و اعتلای انقلاب اسلامی دارای ابعاد و شاخصه هایی است که در این پژوهش چگونگی نقش حوزه علمیه در بعد علمی، پژوهشی و نظریه پردازی مورد بررسی قرار می گیرد.
فرضیه مقاله "بررسی چگونگی نقش آفرینی علمی حوزه علمیه قم در بعد حفظ و تعالی انقلاب اسلامی" این است که نقش آفرینی حوزه های علمیه همانگونه که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند، برای حفظ و استمرار و تعالی با مجاهدت علمی و نظری حوزه علمیه قم لازم است.
این مقاله به شیوه کتابخانه ای و با روش توصیفی، تبیینی، به بررسی نقش حوزه علمیه قم در حفظ و تعالی انقلاب اسلامی پرداخته است.

الگوی تحلیل دیپلماسی مقاومت محور در اندیشه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری

الگوی تحلیل دیپلماسی مقاومت محور در اندیشه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری

دوره 12، شماره 1، بهار 1402

محمود علی پور، حسین اکبری، حسین رجایی

چکیده این مقاله الگوی نظری تحلیل گفتمان مقاومت در حوزه دیپلماسی که برآمده از اندیشه‌‌های رهبران انقلاب است را تدوین و بررسی می‌کند. فرض بر این است که نظریه مقاومت در اندیشه رهبران انقلاب دارای نوعی توان تحلیلی زمینه‌‌مند در حوزه دیپلماسی است که به‌نوعی از جامعیت بیشتری نسبت به سایر نظریات روابط بین‌الملل برخوردار است. ازاین‌رو سؤال این مقاله بر مبنای این پرسش تنظیم می‌‌گردد که جایگاه دیپلماسی مقاومت محور به مثابه یک الگوی تحلیل و بدیل در اندیشه رهبران انقلاب چگونه است؟. بر همین اساس هدف مقاله اثبات این فرضیه است که دیپلماسی مقاومت‌‌محور(وحدت‌محور) در اندیشه رهبران انقلاب، در تمایز با سایر نظریات حوزه روابط بین‌الملل و دیپلماسی رسمی، ماهیت و بنیانی بومی/انقلابی دارد که می‌توان با رجوع به این بنیان‌‌ها الگوی تحلیلی این نوع دیپلماسی را طراحی کرد. در واقع در اندیشه رهبران انقلاب، این نوع دیپلماسی ریشه خود را از نوعی عقلانیت دینی/انقلابی اخذ می کند که قائل به اتخاذ دیپلماسی رسمی عادلانه است و در عین حال در برابر عقلانیت ابزاری حاکم بر مناسبات دیپلماسی رسمی سلطه محور ایستادگی می کند. لذا این مقاله از طریق روشی توصیفی/ تحلیلی فرضیه و هدف خود را اثبات می‌‌کند.