کلیدواژه‌ها = آمریکا
تعداد مقالات: 7
نقش عوامل سیاسی با محوریت شاه در طرح اصلاحات ارضی دوره پهلوی دوم (بین سال های اواخردهه ‌۳۰ و اوایل دهه ۴۰ ه .ش)

نقش عوامل سیاسی با محوریت شاه در طرح اصلاحات ارضی دوره پهلوی دوم (بین سال های اواخردهه ‌۳۰ و اوایل دهه ۴۰ ه .ش)

دوره 14، شماره 1، بهار 1404، صفحه 37-58

محمد شورمیج، رمضان رضایی

چکیده اصلاحات ارضی دردوره‌ی پهلوی دوم به صورت جدی طرح و اجرا شد. مهمترین دلیل برای اجرای اصلاحات ارضی در اکثر نوشتارهای معاصر، عوامل خارجی‌، بهویژه فشارهای آمریکا به دولت ایران ذکر شده است. در این پژوهش از عوامل سیاسی با محوریت شاه به عنوان مساله‌ اصلی در طرح اصلاحات ارضی بحث شده است. با بررسی منابع و کتب مختلف می‌توان نتیجه گرفت، عواملی چون شاه، آمریکا، امینی و ارسنجانی، نقش تعیین کننده‌ای در طرح و اجرای اصلاحات ارضی ایران دهه‌ی ۱۳۴۰ داشتند. اما نکته‌ی مهم و قابل توجه این است که با حذف هر کدام از عوامل یاد شده(به جز شاه)، احتمالا اصلاحات، دیر یا زود توسط شاه به اجرا گذاشته می‌شد. زیرا انجام اصلاحات ارضی برای شاه ایران از هر لحاظ منفعت سیاسی داشت. چون او را شاهی اصلاح طلب و مخالف مالکین بزرگ و طرفدار جمعیت روستایی و حکومتش را حکومتی مدرن و مترقی از سوی قدرت‌های شرق و غرب معرفی می‌کرد.
یافته تحقیق نشان می‌دهد، شاه ایران توانست میوه‌های سیاسی کوتاه مدت از اصلاحات ارضی به دست آورد. لذا عامل اصلی در اجرای اصلاحات، خواست و اراده شاه بود و آمریکا فقط با کمک‌های مالی، نقش حامی را داشته است

نقش انقلاب اسلامی در روایت زدایی راهبردی از آمریکا

نقش انقلاب اسلامی در روایت زدایی راهبردی از آمریکا

دوره 14، شماره 1، بهار 1404، صفحه 321-345

عبدالمجید سیفی، ناصر پور حسن

چکیده روایت راهبردی یکی از منابع بسیار مهم قدرت نرم دولت هاست. قدرت نرم آمریکا مبتنی بر روایتی راهبردی است که استثناگرایی آمریکایی را قوام می بخشد. هژمونی روایت راهبردی آمریکا با مخالفت هایی مواجه بوده و تلاش اصلی مخالفان، جلوگیری از بسط این روایت به سرزمین های آنها بوده است. در این میان، انقلاب اسلامی به مثابه پدیده ای که استثناگرایی آمریکایی را به شکل جدی به چالش کشیده، رویکردی بنیان نهاده که گامی فراتر از مخالفت با این راهبرد یا صرفا جلوگیری از بسط روایت راهبردی آمریکا بوده ‌است که می‌توان آن را در قالب مفهوم «روایت زدایی» مفصل بندی کرد. از این منظر، پرسش اصلی مقاله این است که انقلاب اسلامی ایران چه جایگاهی در روایت زدایی راهبردی آمریکا داشته است؟ فرضیه اصلی نیز اینگونه صورت بندی شده که روایت راهبردی منبعث از گفتمان انقلاب اسلامی در سطوح سیستمی، هویتی و سیاستگذارانه روایت راهبردی آمریکایی را به چالش کشیده و با ارائه یک الگوی نوین نقش مهمی در روایت زدایی راهبردی آمریکا و افول آن داشته است و این مسئله را می‌توان از دلایل اصلی منازعه بیش از چهار دهه ای آمریکا با جمهوری اسلامی ایران دانست» این مقاله با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی انجام شده است.

تحلیل لایه‌ای سطوح تقابل میان ایران و آمریکا و راهبردها

تحلیل لایه‌ای سطوح تقابل میان ایران و آمریکا و راهبردها

دوره 13، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 55-82

یحیی فوزی، محمد محمودی کیا

چکیده مسئله این پژوهش چرایی تداوم چالش بین ایران وآمریکا با استفاده از رویکرد تفکر انتقادی و تحلیل لایه‌ای علت‌ها بوده و تلاش کرده تا به این سؤالات پاسخ دهد که چالش ایران و آمریکا از چه لایه‌هایی برخوردار است و چه عواملی در هر لایه بر این چالش تأثیرگذار بوده‌اند و چگونه در هر لایه می‌توان این چالش‌ها را مدیریت و یا کاهش داد؟
روش مطالعه روشی ترکیبی شامل روش‌های توصیفی و تحلیل مضمون و روش استنتاجی است که به ترتیب برای تبیین علل در لایه‌های مختلف استفاده شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد: علل چالش بین ایران و آمریکا را در سطح رویین و قابل مشاهده از یکسو در اقدامات و از سوی دیگر در سیاست‌های اعلامی طرفین ریشه دارد. در لایه دوم علل عینی مؤثر بر چالش (همچون منافع طرفین و یا بازیگران دیگر در این چالش و یا مؤلفه‌های قدرت) و یا علل ذهنی مانند (تصویر‌سازی‌های ذهنی از یکدیگر) با اهمیت می‌باشند و در سطح سوم این چالش تحت تأثیر دو نوع گفتمان و جهان‌نگری متفاوت از سوی آمریکا و ایران یعنی تلاش برای تحقق رؤیای بزرگ آمریکایی در جهان و آرمان استقلال‌طلبی و مقابله با سلطه‌طلبی از سوی ایران است و در نهایت در عمیق‌ترین سطح علل دو اسطوره مهم یعنی استثنایی‌گرایی آمریکایی و رسالت انقلابی ایران نقش مهمی در تداوم این چالش دارند که می‌توان متناسب با هر لایه راهبردهایی را برای کاهش، مدیریت یا رفع چالش‌ها ارائه داد.

چهل سال با تحریم‌ها: نگاهی به تاکتیک‌های رسانه‌ای آمریکا برای تاثیرگذاری بیشتر تحریم‌ها بر ایرانیان

چهل سال با تحریم‌ها: نگاهی به تاکتیک‌های رسانه‌ای آمریکا برای تاثیرگذاری بیشتر تحریم‌ها بر ایرانیان

دوره 8، شماره 1، بهار 1398، صفحه 7-24

علی باقری دولت آبادی

چکیده هدف از مقاله حاضر شناخت تاکتیک­های رسانه­ای آمریکا برای خنثی سازی و کاهش اثرات تحریم‌های وضع شده علیه ایران بود. در همین راستا سوالی که مطرح گردید این بود که ایالات متحده از چه تاکتیک­های رسانه­ای برای تقویت اثرگذاری تحریم‌ها بر شهروندان و مقامات جمهوری اسلامی استفاده می­کند؟ یافته­های پژوهش ما را به تاکتیک­هایی همچون شایعه پراکنی، تصویرسازی ذهنی، تخریب روحیه، اغراق و ... رهنمون کرد. نتیجه­گیری مقاله نشان داد رسانه­های غربی موفق شده­اند در برخی موارد تاثیرات جدی بر ذهن مخاطبان ایرانی گذاشته و مشکلاتی را در حوزه اقتصادی و گاه سیاسی برای دولت ایجاد نمایند. برای انجام پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی استفاده گردید.

تحلیل تقابل آمریکا با انقلاب اسلامی در عصر جهانی شدن از منظر هرمنوتیک روشی

تحلیل تقابل آمریکا با انقلاب اسلامی در عصر جهانی شدن از منظر هرمنوتیک روشی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 73-96

محسن رضائی جعفری، علیرضا آقاحسینی، علی علی حسینی، محمدرضا دهشیری

چکیده جهانی شدن، مظهر دوره­ای از دگرگونی و تحولات اساسی در زندگی انسان­هاست که بر همه عرصه­های اجتماعی و با ابعاد متفاوت تاثیر گذاشته است. درباره مفهوم جهانی شدن، تفسیرهای متفاوتی وجود دارد که منبعث از روش­ها و گفتمان­های خاصی است و نوع مواجهه کشورها و فرهنگ­ها با یکدیگر را ترسیم می­کند.غرب و ایالات متحده آمریکا به مثابه بازیگران کلیدیدر عصر جهانی شدن، برمبنای نگرش منحصر به فردی که به این مفهوم دارند، می­کوشند تفسیر معین و مشخصی از جهانی شدن عرضه کنند که همه روایت­های دیگر را به حاشیه می­برد و خود به مرجع راستی آزمایی در مواجهه با تفسیرهای متقابل و رقیب تبدیل می­شود. این نگاه آمریکا که با امکانات هرمنوتیک روش شناختی قابلیت فهم و توضیح پیدا می­کند، به مفهوم و معنای موردنظر مؤلف(غرب) باور دارد و وجود تفسیرهای متکثر را رد می­کند.سوال  اصلی مقاله این است که براساس  امکانات هرمنوتیک روشی، مبانی تفسیر ایالات متحده آمریکا از جهانی شدن کدام است واین تفسیر چه تأثیری بر مواجهه این کشور با انقلاب اسلامی دارد؟ فرضیه مقاله باور دارد که «ایالات متحده آمریکا براساس سه اندیشه استثناگرایی، پایان تاریخ و جنگ تمدنها، حامل تفسیری تک بعدی و معین از جهانی شدن است که در نزد منتقدان به جهانی سازی معروف شده است. در مواجهه با این تفسیر تحمیلی و سلطه­جو، انقلاب اسلامی با به چالش طلبیدن آموزه­های لیبرال سرمایه داری و آمریکا، نگرشی چند بعدی و کثرت گرایانه به جهانی شدن دارد و به تعاملی عزت­مندانه و سازنده با دیگر ملت­ها و فرهنگ­ها می­اندیشد».

نفوذ گفتمانی ایالات متحده آمریکا در جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اندیشه‌های مقام معظم رهبری

نفوذ گفتمانی ایالات متحده آمریکا در جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اندیشه‌های مقام معظم رهبری

دوره 7، شماره 1، بهار 1397، صفحه 96-113

ابوذر گوهری مقدم، حامد کیانی مجاهد

چکیده در سپهر سیاست بین ‌الملل دوران حاضر که متکی بر کارکرد قدرت نرم و هوشمند است، قدرت­‌های هژمونیک بین‌المللی سیاست‌­های کارآمدی در حوزه نفوذ گذاری جدید اتخاذ کرده­‌اند که موفقیت آن‌­ها درگرو کسب توفیق در تغییر خط‌­مشی حاکم بر حکومت­‌های غیر وابسته و استحاله­‌ی بنیان‌­های فکری آن‌­ها می­‌باشد و تجلی‌­گاه بنیادین آن ذیل فرایند نفوذ، به ‌ویژه نفوذ سیاسی - اجتماعی ارزیابی می‌­شود. در میان ساحات گوناگون مرتبط با نفوذ، استفاده هدفمند از دیپلماسی عمومی در راستای دستیابی به نفوذ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی واجد اهمیت بسزایی است. با عنایت به این مهم، مقاله حاضر می‌­کوشد در سپهر اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری، از مجرای تبیین دیپلماسی عمومی و اعمال ‌نفوذ میان واحدی، نشان دهد که نفوذ گفتمانی چگونه توسط دیپلماسی عمومی ایالات متحده و ذیل برنامه­هایی نظیر فعالیت­‌های اطلاع­‌رسانی، برنامه‌­های پخش رادیو و تلویزیونی بین ‌المللی و اینترنتی، بهره­گیری از فضای مجازی و شبکه­های اجتماعی، برنامه آموزش زبان انگلیسی و بهره ­گیری از صنعت فیلم­سازی هالیوود، طراحی و پیاده­سازی می­شوند. نگاشته حاضر، در راستای اثبات این فرضیه که: «دیپلماسی عمومی یکی از مهم­‌ترین راهبردها و ابزارهای پیاده‌­سازی نفوذ گفتمانی ایالات متحده در جمهوری اسلامی ایران می­‌باشد»، با اتخاذ  شیوه اسنادی و کتابخانه­‌ای، از روش توصیفی - تحلیلی بهره می­‌برد.
 

تحلیل گفتمان آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون رابطه ایران با ایالات متحده

تحلیل گفتمان آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون رابطه ایران با ایالات متحده

دوره 3، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 109-134

هادی آجیلی، علی اسمعیلی اردکانی، مصطفی یقینی‌پور

چکیده گفتمان آیت‌الله خامنه‌ای برآمده از خوانشی از اسلام، گفتمان انقلاب اسلامی و امام خمینی+ است. این گفتمان در حوزه سیاست خارجی، خرده‌گفتمان‌هایی را تحت تأثیر قرار داده است که یکی از آنها در مورد رابطه با آمریکاست. در این مقاله نگارندگان تلاش دارند تا با استفاده از تحلیل گفتمان به عنوان روش تحلیل و چارچوب تئوریک که متأثر از اندیشمندانی چون لاکلائو و موفه است، موضع آیت‌الله خامنه‌ای را در مورد رابطه با آمریکا بررسی کنند.