کلیدواژه‌ها = شبکه‌های اجتماعی
تعداد مقالات: 5
تدوین راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی

تدوین راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 73-97

محمد رحیمیان، مجید رمضانی آرانی، محسن محمدی خانقاهی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی است. بازدارندگی مفهومی است که اغلب در حوزه‌های استراتژی نظامی، جرم‌شناسی و روابط بین‌الملل به کار می‌رود.در چارچوب استراتژی نظامی، بازدارندگی با هدف جلوگیری از شروع تجاوز نظامی توسط دشمن از طریق متقاعد کردن آن‌ها به اینکه هزینه‌ها یا پیامدهای چنین اقدامی بیشتر از منافع احتمالی است، جلوگیری می‌کند. بازدارندگی رسانه‌ای نقش راهبردی در تأمین امنیت سایبری جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کند. به سبب نوپدید بودن شبکه‌های اجتماعی در ایران، برای جمهوری اسلامی ایران، نحوه مواجهه و داشتن برنامه به‌منظور حکمرانی مطلوب بسیار حائز اهمیت است. روش بکار رفته در این پژوهش، روش کیفی و از نوع تحلیل اسنادی است. مقاله حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی چیست؟ در این راستا یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی بایستی مواردی همچون اقدامات دفاعی، قابلیت‌های تهاجمی، وضعیت‌های بازدارندگی، تلاش‌های تاب‌آوری، ابتکارات همکاری بین‌المللی، تمرین‌ها و شبیه‌سازی، برنامه ظرفیت ساز و طرح‌های همکاری بین‌المللی باشد.

سرمایة اجتماعی و راهکارهای تقویت آن در فضای رسانه‌ای ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران: با تأکید بر رویکرد شناختی

سرمایة اجتماعی و راهکارهای تقویت آن در فضای رسانه‌ای ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران: با تأکید بر رویکرد شناختی

دوره 12، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 97-137

سید زکریا محمودی رجا، رفیع الدین اسماعیلی

چکیده با تغییر و تحولات عمیق در حوزه‌های ارتباطات و تعاملات انسان‌ها، سرمایة اجتماعی (اعتماد و تعامل مردم با مردم، مردم با دولت، دولت با مردم و...) به‌عنوان مؤلفه‌ای مؤثر و برجسته در زیستمان سیاسی ـ اجتماعی شهروندان مطرح شد. درهمین چارچوب در الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، سرمایه اجتماعی و قدرت نرم، نقشی کلیدی و محوری داشته است؛ به‌طوری‌که قریب به‌اتفاق اندیشمندان و تحلیلگران داخلی و خارجی علل وقوع انقلاب اسلامی، استمرار و تثبیت اهداف و عبور از بحران‌های مختلف (سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی) پس از انقلاب را به همین امر نسبت دادهاند. جنگ ترکیبی و شناختی ازجمله تاکتیک‌هایی است که با هدف تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی و در استمرار راهبرد‌های فرهنگی ـ سیاسی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران در پروپاگاندای و فضاسازی رسانه‌ای آنها مطرح‌شده است.
در بررسی مسئله و جمع‌آوری داده‌ها علاوه‌بر استفاده از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و فضای مجازی از مصاحبة عمیق با نخبگان و افراد صاحبنظر (رسانه‌ای، سیاسی، دانشگاهی و...) نیز بهرهگیری شد. پس از جمع‌آوری داده‌های مفهومی و کدگذاری محورهای مختلف، در نفر هشتم اشباع نظری حاصل شد. یافته‌های پژوهش با روش کیفی و استراتژی گرنددتئوری حاکی از آن بود که مؤلفه‌های رسانه‌ای (فضاسازی رسانه‌ای، شبهات سیاسی ـ مذهبی و...)، اقتصادی (التهابات اقتصادی، وضعیت معیشتی ـ رفاهی، اشتغال و...)، سیاسی (فضای باز سیاسی، مطالبهگری، حکمرانی خوب، شایسته‌سالاری و...، فرهنگی ـ اجتماعی (ذائقه‌سنجی، سبک زندگی، کارآمدی نهادهای فرهنگی ـ تربیتی و...)، روان‌شناختی (احساس محرومیت و تبعیض، مختصات دوران جوانی)، نقش مستقیم و غیرمستقیم در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی دارند؛ ضروری است با نگاهی میان‌رشته‌ای و جامع، راهبردها و راهکارهای عملیاتی مناسبی طراحی و تدوین شود.

تحلیل گفتمان حاکم بر ساختار تبلیغاتی داعش (مورد مطالعه: مجله دابق)

تحلیل گفتمان حاکم بر ساختار تبلیغاتی داعش (مورد مطالعه: مجله دابق)

دوره 7، شماره 1، بهار 1397، صفحه 8-24

عباس اسدی، مصطفی مجیدی

چکیده داعش از زمان ظهورش به طور مستمر از وجه تبلیغاتی خود به بهترین نحو به منظور دستیابی به اهداف خود استفاده کرده است. این وجه تبلیغاتی، شامل طیف وسیعی از ابزارها، شامل شبکه­های اجتماعی، ویدئوهای اینترنتی و مجلات می­شود. به دلیل اهمیت وجه تبلیغاتی داعش، در این مقاله تلاش شده تا به این سوال اصلی پاسخ داده شود که، گفتمان حاکم بر ساختار تبلیغاتی داعش چیست و این گفتمان چگونه در نشریه «دابق»، جریان می­یابد؟ برای یافتن پاسخ سوال اصلی، از روش تحلیل گفتمان به خصوص از نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، استفاده شده است. یافته­های تحقیق نشان می­دهند که نخست، قابلیت دسترسی این گفتمان تبلیغاتی است که به سبب نامناسب بودن جهان اجتماعی برای انسان مسلمان و نیز بی­روح شدن زندگی اجتماعی افزایش می­یابد. ویژگی بارز دیگر در نظام معنایی تبلیغاتی داعش، عنصر خصومت است که دایره شمولش بسیار وسیع بوده و عامل اصلی در هویت­یابی و نیز عمل دینی قرار می­گیرد. همچنین از دیگر یافته­های مقاله حاضر آن است که استعاری­سازی در دنیای معاصر، سبب تحریک رادیکالیسم در مخاطبان تبلیغات داعش می­شود.
 به طور کلی، در این مقاله با استنادهای متعدد به مجله دابق، ابعاد مختلف گفتمان حاکم بر ساختار تبلیغاتی داعش، مورد بررسی قرار گرفته­اند.

رسانه‌های اجتماعی و توانمند‌سازی شهروندان در جریان تحولات بیداری اسلامی

رسانه‌های اجتماعی و توانمند‌سازی شهروندان در جریان تحولات بیداری اسلامی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 151-166

مصطفی ملکوتیان، حسن جوکار فارسی

چکیده یکی از پدیده‌های قابل توجه سال‌های اخیر، رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند که با توجه به قابلیت‌ها،کاربردها و آثار، نگاه‌های مختلفی را به خود معطوف داشته‌اند، به ویژه پس از تحولات انقلابی بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که به زعم برخی اگر این نوع رسانه‌ها نبودند، انقلاب‌ها به وقوع نمی‌پیوستند. این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی ایفای نقش رسانه‌های اجتماعی در انقلاب‌های عربی است؛ انقلاب‌هایی که برخی معتقدند توسط شبکه‌های اجتماعی پیش رفته‌اند و عناوینی چون انقلاب‌های «فیس بوکی» و «توئیتری» به آنها داده‌اند. لذا برخی مدعی‌اند که اینترنت و ابزارهای آن نقش تعیین‌کننده‌ای در حرکت‌های انقلابی بیداری اسلامی داشته‌اند. این مطالعه ضمن پذیرش اصل تأثیرات رسانه‌های اجتماعی در تحولات بیداری اسلامی، در خصوص میزان آن ادعایی ندارد، اما در نحوه ایفای نقش رسانه‌های اجتماعی بر این ادعاست که رسانه‌های اجتماعی در توانمندسازی شهروندان و تعمیق حرکت‌های اعتراضی نقش مؤثری داشته‌اند. این نوشتار همچنین تلاش می‌کند ذیل دیدگاه‌های ارتباطات توانمندساز و نظریه صدا با استفاده از اطلاعات و منابع در دسترس به این مسئله بپردازد که کنشگران تحولات بیداری اسلامی تا چه حد از رسانه‌های اجتماعی چون فیس بوک توئیتر و یوتیوب جهت افزایش آگاهی و سامان‌دهی شرایط سیاسی استفاده نموده‌اند. لازم به ذکر است در این نوشتار، تحولات کشورهای عربی به دلایل مختلف ـ که تبیین آن مجال خود را می‌طلبد ـ ذیل عنوان بیداری اسلامی توصیف شده‌اند.     

تفاوت جایگاه و نقش رسانه در انقلاب اسلامی ایران و تحولات 2011 مصر

تفاوت جایگاه و نقش رسانه در انقلاب اسلامی ایران و تحولات 2011 مصر

دوره 3، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 159-186

محمدجواد هراتی، بهزاد قاسمی

چکیده مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که رسانه‌ها در آغاز و انجام تداوم تحولات چه نقش و جایگاهی داشته و تفاوت آنها در چیست؟ در مقاله حاضر، تلاش بر این است تا ابتدا روش و شیوه تأثیرگذاری رسانه در روند مشروعیت‌زدایی از رژیم و مسائل مرتبط با آن را مورد بررسی قرار دهد. سپس، نقش رسانه سنتی و مکانیسم تأثیرگذاری آن در تداوم تحولات را مورد ارزیابی قراردهد. بر این اساس به نظر می‌رسد، با توجه به نقش تربیتی در رسانه سنتی که از طریق مساجد و تکایا صورت گرفته، همچنین پشتوانه اجتماعی و معنوی در انقلاب اسلامی در مقایسه با شبکه‌های مجازی که ناشناخته هستند، رسانه‌ها پس از پیروزی انقلاب موجب تداوم انقلاب شدند؛ در حالی که در جنبش مصر چنین عمل نکرد و باعث کند شدن روند جنبش در مصر شده است.