کلیدواژه‌ها = تساهل
تعداد مقالات: 2
تساهل لیبرالیستی از دیدگاه امام خمینی و هربرت مارکوزه : تفاوت در مبانی ، تشابه در نتایج

تساهل لیبرالیستی از دیدگاه امام خمینی و هربرت مارکوزه : تفاوت در مبانی ، تشابه در نتایج

دوره 11، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 225-245

آنیتا عباس زاده، حمیدرضا حقیقت، محمدعلی اخگر

چکیده مقاله حاضر به مقایسه اندیشه امام خمینی و هربرت مارکوزه در خصوص تساهل لیبرالیستی اختصاص دارد با این هدف که نشان داده شود چگونه دو متفکر با مبانی کاملا متفاوت و حتی متعارض ممکن است به نتیجه مشابهی برسند. در مقاله حاضر این پرسش به بحث گذاشته می شود که وجه اشتراک نظرامام خمینی و مارکوزه در مورد تساهل لیبرالیستی چیست و این فرضیه را به آزمون گذاشته می شود که وجه اشتراک در این است که هردو معتقدند مفهوم تساهل موجود در لیبرالیسم، ازبروز و تداوم ایدئولوژی انقلابی جلوگیری می کند. روش مقاله توصیفی تطبیقی و رویکرد مقاله فلسفی-سیاسی است و از لحاظ موضوع، جدید و فاقد سابقه مطالعاتی با این نحوه نگرش است. جنبه نوآوری مقاله در مقایسه اندیشه دو متفکر است که در ظاهرا قیاس ناپذیر به نظر می رسند. نتیجه مقاله این است که در هنگام مطالعه نظریات غیر اسلامی ٍعلاوه بر بررسی و نقد، باید به دنبال درسهائی از آن نظریه بود که در غنی سازی نظریه پردازی در گام دوم انقلاب به کار آید. به اعتقاد نگارندگان، این نوع نگرش راه درس آموزی بین نظرات اسلامی و سکولار را هموار خواهد ساخت.

موضع پهلوی دوم در قبال اپوزیسیون مذهبی در وضعیت انقلابی

موضع پهلوی دوم در قبال اپوزیسیون مذهبی در وضعیت انقلابی

دوره 9، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 7-25

https://doi.org/dor:20.1001.1.23222573.1399.9.33.1.8

محمد رادمرد

چکیده      انقلاب 1357 را از آن رو اسلامی می‌نامند که عمده جریان حاضر در رهبری، ایدئولوژی و سازمان آن را نیروهای مذهبی تشکیل می‌دادند. هدف مقاله حاضر آن است که نوع تقابل حکومت پهلوی با این جریان وسیع حاضر در انقلاب را بررسی کند. بر همین اساس پرسشی که در این مقاله به آن پرداختیم از این قرار است: حکومت پهلوی دوم در راستای تضمین بقا چه موضعی  را در قبال اپوزیسیون مذهبی اتخاذ کرد؟ روش این مقاله توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده‌ها نیز کتابخانه‌ای است. از منظر نظری، این مقاله از چارچوب مفهومی سه گانه (سرکوب، تسهیل و تساهل) که چارلز تیلی در کتاب «از بسیج تا انقلاب» به آن پرداخته بهره برده است. در ادبیات پژوهش  این مقاله تاکید کردیم که سه گانه چارلز تیلی تاکنون به شکل خاص و متمرکز درباره انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار نگرفته است و عمده پژوهش‌های صورت گرفته، نظریه «بسیج منابع» تیلی را «به شکل کلی» درباره انقلاب اسلامی بکار برده‌اند. محدوده زمانی این پژوهش دهه 40 و 50 شمسی است. واکاوی داده‌های متعدد تاریخی نشان می‌دهد در حکومت پهلوی دامنه «سرکوب» نیروهای مذهبی گسترده، «تساهل» اندک و «تسهیل» به مراتب کمتر  بوده است. حکومت پهلوی اندک تسهیلات ارائه شده را برای مخالفین میانه‌رو به کار برد. تیلی نظام‌های سیاسی را به چهار دسته سرکوبگر، توتالیتر، متساهل و ضعیف تقسیم می‌کند. بر اساس شواهد تاریخی موجود که از موضع حکومت پهلوی نسبت به مخالفین مذهبی بدست می‌آید، این حکومت را باید یک نظام سرکوبگر نامید.