کلیدواژه‌ها = اسلام سیاسی
تعداد مقالات: 11
جایگاه بنیادهای آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی آمریکا علیه اسلام سیاسی (مطالعه موردی بنیاد اسمیت ریچاردسون)

جایگاه بنیادهای آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی آمریکا علیه اسلام سیاسی (مطالعه موردی بنیاد اسمیت ریچاردسون)

دوره 13، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 7-34

حکیمه سقای بی ریا

چکیده مطالعه موردی پیش رو به تحلیل شبکه تحت حمایت بنیاد اسمیت ریچاردسون به عنوان یکی از بنیادهای اثرگذار آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی ایالات متحده علیه اسلام سیاسی به خصوص اسلام سیاسی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی می-پردازد. توجه به نقش بنیادها در تحکیم هژمونی آمریکا اغلب از لایه‌های پنهانی است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد و این پژوهش در راستای پر کردن بخشی از این خلاء است. بررسی چارچوب گذاری برخی تولیدات شاخص تحت حمایت این بنیاد، نشان از دو جهت دهی اصلی مبنی بر مقابله با فرهنگ راهبردی مقاومت اسلامی و ترویج نوعی اسلام غرب گرای به اصطلاح میانه رو دارد که با الگوگیری از تجربه جنگ سرد طراحی شده است. در بعد نظری، مقاله «الگوی نخبگانی فرآیند سیاست گذاری عمومی» را برای فهم اهمیت و جایگاه بنیادها در فرایند سیاست گذاری در آمریکا مورد استفاده قرار داده است. بر اساس این الگو و با بررسی گزارش های سالانه بنیاد از طرح های تحت حمایت مالی، شبکه نهادها و افراد مورد حمایت بنیاد اسمیت ریچاردسون در راستای دو هدف فوق متشکل از اندیشکده های رند، مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، هادسون و امریکن اینترپرایز، دانشکده مطالعات عالی بین الملل دانشگاه جانز هاپکینز، مؤسسه تبلیغاتی رسانه آمریکا برون مرزها و موقوفه ملی دموکراسی شناسایی شد. همچنین بنیاد اسمیت ریچاردسون به واسطه اندیشکده رند با وزارت دفاع آمریکا و نهادهای اطلاعاتی امنیتی ایالات متحده ارتباط شبکه ای دارد. تحلیل برخی تولیدات تحت حمایت بنیاد نشان از روندی در شبکه تحت حمایت این بنیاد دارد که مبتنی بر تکفیر گرایی معکوس (مردود دانستن اسلام سیاسی به عنوان یک دین واقعی) و ترویج اسلام سازگار با ارزش های غربی است.

تحلیل تنش میان سیاست‌های هویتی اسلام حکومتی و اسلام سازمانی (از 1357 ه.ش تا 1360ه.ش)

تحلیل تنش میان سیاست‌های هویتی اسلام حکومتی و اسلام سازمانی (از 1357 ه.ش تا 1360ه.ش)

دوره 11، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 139-165

مجید بهستانی، مرتضی عباس زاده

چکیده اگر چه وقوع انقلاب اسلامی در ایران با مشارکت افراد، سازمان‌ها، گروه‌ها و طیف‌های متنوع، شامل اندیشه‌های اسلام سیاسی، ملیگرایانه، چپگرایانه (کمونیستی-مارکسیستی) و التقاطی همراه بود اما با سرنگونی رژیم پهلوی تفاوت دیدگاه‌ها و آرمان‌های هر یک از این ابعاد هویتی فوق بیش از پیش نمایان شد. با مطالعه روند تطور سیاست هویت در ایران پس از وقوع انقلاب اسلامی در 1357، تا تثبیت دولت در جمهوری اسلامی در سال 1360، شاهد بازخوردها و برخوردهای اندیشه‌ها و سیاست‌های هویتیِ بازیگرانِ دخیل در وقوع انقلاب و به ویژه مابین هویت اسلام حکومتی که به رهبری امام خمینی بود با تفکر هویتی اسلامی-مارکسیستی سازمان مجاهدین خلق (اسلام سازمانی) هستیم که نهایتا منجر به تثبیت ایده امام خمینی در جمهوری اسلامی شد. در این نوشتار با استفاده از روش تحلیل تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد پاسخ به این پرسش برآمدیم که برخوردها و بازخوردهای سیاستهای هویتی مابین اسلام حکومتی و سازمان مجاهدین خلق از 1357 تا 1360، چگونه سبب تفوق هویت اسلام حکومتی در نظام جدید شد؟ در این راستا سازمان مجاهدین خلق از ابتدای انقلاب سعی داشت، برای کسب قدرت، خود را همسو با جریان هویتی اسلام سیاسی قلمداد کند و حتی بر آن نیز تاثیر بگذارد اما به دلایلی چون عدم پذیرش مارکسیسم از سوی مردم، رهبری قاطعانه امام خمینی (ره)، شوق توده مردم به حضرت امام، و مذهب شیعه، وقوع جنگ تحمیلی و لزوم دفاع از کشور و تفوق کارکرد فرهنگی اسلام‌گرایان بر عملکرد مسلحانه مجاهدین خلق، سازمان مذکور نتوانست سیاست هویتی خود را در جامعه ایران بقبولاند.

بررسی و تحلیل گفتمان اسلام‌گرای انقلابی امام خمینی (ره) بر اساس نظریه گفتمان لاکلا و موفه

بررسی و تحلیل گفتمان اسلام‌گرای انقلابی امام خمینی (ره) بر اساس نظریه گفتمان لاکلا و موفه

دوره 10، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 223-248

https://doi.org/20.1001.1.23222573.1400.10.3.10.4

سیدعلی مرتضوی امامی زواره، رضا محموداوغلی، محمدرضا آخوندی

چکیده مقاله حاضر، به بررسی و تحلیل گفتمان اسلام‌گرای انقلابی امام خمینی بر اساس نظریه گفتمان لاکلا و موفه می‌پردازد. تحلیل گفتمان از قابلیت خاصی برای توضیح شیوه گفتمان‌سازی، نقش عاملیت سیاسی رهبران، منازعات گفتمانی و چرایی هژمونیک شدن گفتمان های مختلف برخوردار است. این نوشتار درصدد پاسخ به این پرسش است که چگونه با روش تحلیل گفتمان، نحوه هژمونیک شدن گفتمان اسلام‌گرای انقلابی امام خمینی در تقابل با گفتمان‌های رقیب تبیین می-شود؟ برای پاسخ به پرسش مذکور، این پژوهش، انگاره ذیل را مطرح می‌کند که گفتمان سیاسی امام خمینی با سرمایه اجتماعی خاصی که از بطن جامعه شیعی برخاسته بود و با تاریخ، ارزش‌ها و باورهای ذهنی آحاد جامعه ایرانی انطباق داشت و همچنین از اعتبار و دسترسی بالایی نسبت به دیگر گفتمان‌ها برخوردار بود توانست در رقابت با دیگر گفتمان-های رقیب از بالاترین مزیت و هژمونی سیاسی و اجتماعی برخوردار شود. در کشاکش رقابت گفتمان‌های رقیب پیش از انقلاب آن گفتمان‌هایی توانستند جایگاه خود را حفظ نماید که به نحوی از انحاء با گفتمان انقلاب اسلامی و بویژه با گفتار امام خمینی(ره) ارتباط معنایی پیدا کنند.

بررسی مقایسه ای جایگاه جریان فکری لیبرال دموکراتیک و جریان اسلام سیاسی، فقهی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران

بررسی مقایسه ای جایگاه جریان فکری لیبرال دموکراتیک و جریان اسلام سیاسی، فقهی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران

دوره 10، شماره 1، بهار 1400، صفحه 177-209

https://doi.org/20.1001.1.23222573.1400.10.1.8.8

امیر پورزمان، اصغر پرتوی، ابوالفضل لطفی زاده

چکیده  
در بررسی تاریخ معاصر ایران از اواخر دوره قاجاریه متاثر از جریان های فکری و تحولات جهانی، جریان های مختلفی همانند: گروهها و اندیشمندان مارکسیستی، لیبرالی و اسلامی(اسلام سیاسی) پا به عرصه حیات گذارده و منشا تحولات مختلفی شده اند، از مهمترین تحولات ایران معاصر تحت تاثیر جریان های مذکور که جامعه کنونی مولود آنها می باشد، می بایست به انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی اشاره کرد. در این پژوهش مهمترین اهداف مطرح شده راجع به بررسی جایگاه و اثرگذاری جریان‌های فکری لیبرالیستی و اسلام سیاسی در دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی می باشد. در بیان یافته های تحقیق می توان گفت: در انقلاب مشروطه جریان اسلام سیاسی متاثر از اندیشه های فقهای تشیع همانند: میرزای نایینی، آخوندخراسانی، شیخ فضل الله نوری، آیت الله طباطبایی و بهبهانی هدایت و رهبری مردم را برعهده داشتند، جریان لیببرالی نیز با روشنفکرانی همانند سید حسن تقی زاده، میرزاملکم خان، آخوندزاده، جهانگیرخان صوراسرافیل، علی اکبر دهخدا و ... از تاثیرات بسزایی در پیشبرد اهداف انقلاب مشروطه برخوردار بودند، اما در انقلاب اسلامی بیشترین اثرگذاری و نقش در پیروزی انقلاب برعهده جریان اسلام سیاسی به رهبری امام خمینی(ره) بودو جریان های لیبرالی بیشتر در حاشیه قرار داشتند، لذا سایر جریان های فکری و به حاشیه رانده شده و جمهوری اسلامی متاثر از افکار امام خمینی و آموزههای اسلام سیاسی ایجاد شده است. لازم به ذکر است با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و تطبیق اندیشه ها در جریان اسلام سیاسی و لیبرالیسم تلاش در نگارش این پژوهش شده است.

تحلیل گفتمانی رویکرد واگرایی آیت الله خامنه ای نسبت به نظام سلطه آمریکا

تحلیل گفتمانی رویکرد واگرایی آیت الله خامنه ای نسبت به نظام سلطه آمریکا

دوره 9، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 100-117

رحمت عباس تبار مقری

چکیده ز ظهور و بروز انقلاب اسلامی تا کنون شاهد چالش جدی انقلاب اسلامی با نظام سلطه آمریکا در حوزه های داخلی، منطقه ای و بین المللی می باشیم. شناخت ماهیت حقیقی مکنون در انقلاب اسلامی و همچنین آشنایی با ذات اهریمنی نظام سلطه آمریکا،‌ کمک قابل توجهی در فهم چالش میان این دو گفتمان می کند. بدین جهت در پی پاسخ به این سوال هستیم که " گفتمان واگرایی آیت الله خامنه ای با نظام سلطه آمریکا از چه مبنا و ماهیتی برخوردار است؟" لذا با استفاده از مدل تحلیل گفتمان - متأثر از نظریه‌ی اندیشمندانی چون لاکلائو و موفه- و بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی موضوع پرداختیم. یافته های پژوهش حاضر حکایت از این دارند که آیت الله خامنه ای،‌در عرصه سیاست خارجی،‌ "استکبار ستیزی" را دال مرکزی انقلاب اسلامی دانسته و بر مبنای اصول سیاسی بر آمده از قرآن،‌ روایات،‌ سیره عملی ائمه معصومین و گفتار و رفتار امام خمینی(ره)، گفتمان نظام سلطه آمریکا،‌ با دال مرکزی " لیبرال دموکراسی" را خطر جدی بشریت، دیانت، جامعه و جهان دانسته و بدین جهت رویکرد واگرایانه نسبت به آن اتخاذ نموده است.

امر سیاسی، شکل‌گیری و هژمونیک شدن گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران

امر سیاسی، شکل‌گیری و هژمونیک شدن گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 27-44

محمدباقر خرمشاد، جواد جمالی

چکیده امر سیاسی در درون یک گفتمان، براساس دوگانه­ی ضدیت و همدلی و یا رابطه­ی متضاد و خصمانه با گفتمان­های "دگر" شکل می­گیرد. گفتمان­ها با تعریفی که از امر سیاسی ارائه می­دهند از یک سو مرزهای هویتی میان نیروهای "خودی" و "دیگری" و از سوی دیگر به نزاع­های سیاسی در یک جامعه معنا می­بخشند. زوال حکومت پهلوی و در نهایت برچیده شدن آن، نتیجه­ی منازعه با گفتمان­هائی بود که در راس آن گفتمان اسلام سیاسی قرار داشت. ظهور این گفتمان بیش ازآنکه کنشی باشد، واکنشی به گفتمان پهلوی بود که کوشید با برجسته سازی عناصر خودی و حذف و حاشیه رانی گفتمان مذهبی در مقام غیر، خود را در جایگاه‌یگانه گفتمان موجود در جامعه تثبیت نماید.
با مقدمات فوق، پژوهش حاضر به بررسی نحوه­ی صورت‌بندی امر سیاسی از سوی گفتمان پهلوی و تاثیر آن بر شکل‌گیری گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در یک دوره­ی مهم و تعیین کننده­ی در تاریخ ایران معاصر می­پردازد. در این پژوهش محقق برآن است تا با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موف و استخراج مفاهیم و مقولات مرتبط با مفهوم امر سیاسی نشان دهدکه نحوه صورت‌بندی امر سیاسی از سوی گفتمان پهلوی چه تاثیری در شکل‌گیری گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران داشته است؟ فرضیه­ی ما در این پژوهش بدین شکل مطرح می­شود که صورت‌بندی امر سیاسی از سوی گفتمان پهلوی در قالب خصومت تمام عیار با گفتمان مذهبی به سیاسی شدن مذهب و شکل‌گیری گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران انجامید.

واکاوی تاثیرات اندیشه‌ای نخبگان انقلاب اسلامی ایران بر نخبگان اسلام‌گرای ترکیه

واکاوی تاثیرات اندیشه‌ای نخبگان انقلاب اسلامی ایران بر نخبگان اسلام‌گرای ترکیه

دوره 6، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 73-96

مهدی پیروزفر، سیدامیررضا فغانی، رامین ولی زاده میدانی

چکیده مطالعه اندیشه نخبگان انقلاب اسلامی ایران و نخبگان اسلام­گرای ترکیه به دلیل پیشینه تمدنی دو کشور در تاریخ اسلام بسیار مهم و ارزنده است. کشور ترکیه به دلیل خلافت ششصدساله امپراتوری عثمانی و ایران زمین به خاطر نقش بارز اندیشمندان و ایرانیانیان در بسط آرمان­های اسلامی در انحا عالم مهم است؛ فلذا ما در این تحقیق تلاش کردیم تا تاثیرات نخبگان انقلاب اسلامی ایران بر نخبگان اسلام­گرای ترکیه را مورد واکاوی قرار دهیم. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و با بهره­گیری از رویکرد تطبیقی به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که نخبگان انقلاب اسلامی ایران چه تاثیری بر نخبگان اسلام­گرای ترکیه داشته­اند؟ مقایسه تفکر این اندیشمندان نشان­دهنده تاثیرگذاری فراوان اندیشمندان انقلاب  اسلامی ایران بر نخبگان اسلام­گرای ترک است؛ به گونه­ای که آنها در مباحث مربوط به جامعیت دین اسلام و اسلام سیاسی فراگیر، تلاش برای همگرایی در جهان اسلام، توجه به مولفه جهاد به شدت از اندیشه­های نخبگان ایرانی تاثیر پذیرفته­اند. همچنین دقت در زمینه­های پذیرش دموکراسی و آزادی در اسلام از دیگر دیدگاه­های نخبگان انقلاب اسلامی ایران است که بر  نخبگان اسلام­گرای ترکیه  تاثیر گذاشته است.
 

نقش و کارکردهای مجالس عزاداری حسینی در جامعه پذیری سیاسی با تاکید بر دیدگاه امام خمینی

نقش و کارکردهای مجالس عزاداری حسینی در جامعه پذیری سیاسی با تاکید بر دیدگاه امام خمینی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 215-239

مهدی نادری، عصمت احمدی

چکیده در فرآیند جامعه پذیری سیاسی، افراد نسبت به وظایف، حقوق و نقش های سیاسی خویش در جامعه آگاه می‌ شوند. در جوامع شیعی، دین و نهادهای دینی (هیئت های مذهبی،‌ مناسک و مراسم عزاداری عاشورا) نسبت به سایر عوامل، نقش فعال‌ تر و موثرتری در فرآیند جامعه پذیری سیاسی برعهده دارند. امام خمینی با نوع نگاه و برداشت متفاوت خود از نهضت عاشورا، به خوبی ارزش ها و هنجارهای عاشورایی را در جامعه ایران نهادینه کرد و توانست با جامعه پذیری سیاسی برآمده از فرهنگ عاشورایی، انقلاب اسلامی مردم علیه ظلم و استبداد پهلوی را به فرجام رساند. نظر به تجربه موفق قیام ملت ایران به رهبری امام خمینی و اهمیت ابزار، سازه و محتوا در روند جامعه‌ پذیری ِسیاسی در جوامع شیعه، این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی درصدد پاسخ به این سوال اصلی است: «بر اساس دیدگاه امام خمینی، نقش و کارکرد مجالس عزاداری در فرآیند جامعه‌ پذیری سیاسی ِجوامع شیعی چیست ؟». یافته های تحقیق مبین آن است که مجالس عزاداری مذهبی در جوامع شیعی با کارکرد هویتی (حفظ مکتب اسلام و حفظ کیان ملت)، کارکرد سیاسی (در امر نهادینه کردن هنجارهای سیاسی، وحدت بخشی، ثبات قدرت سیاسی، قدرت سازماندهی)، کارکرد تربیتی (در امر بصیرت افزایی، آگاهی بخشی، رشد سیاسی، صبر و استقامت) و کارکرد فرهنگ سیاسی (در امر شهادت طلبی، ایثار و فداکاری، ولایتمداری، حق طلبی، ظلم ستیزی) در جامعه پذیری سیاسی افراد ایفای نقش می نمایند.  

بررسی نقش خشونت‌های ضد شیعی در پاکستان بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران

بررسی نقش خشونت‌های ضد شیعی در پاکستان بعد از وقوع انقلاب اسلامی ایران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 239-255

مسعود مطلبی، سید محمدرضا موسوی، سید علیرضا عزیز موسوی

چکیده این پژوهش با بررسی این سؤال که وقوع انقلاب اسلامی چه نقشی در خشونت‌های ضدشیعی در پاکستان و افزایش آن داشته است، این فرضیه را طراحی کرده است که وقایع پس از انقلاب ایران در پاکستان نشان می‌دهد که استکبار در دو محور به مبارزه و مقابله با آرمان‌های انقلاب اسلامی و ارزش‌های تشیع در پاکستان برآمد: محور اول عبارت بود از ایجاد تفرقه بین شیعیان و اهل سنت پاکستان و دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای؛ محور دوم انجام فعالیت‌هایی به منظور جلوگیری از نفوذ انقلاب ایران در پاکستان.

مردم سالاری دینی در ایران و ظرفیت الگوسازی آن در کشورهای اسلامی منطقه

مردم سالاری دینی در ایران و ظرفیت الگوسازی آن در کشورهای اسلامی منطقه

دوره 1، شماره 2، پاییز 1391، صفحه 172-198

سید مرتضی هزاوه‌ای، محدثه حیدری

چکیده سؤال اصلی این مقاله این است که آیا نظریه مردم‌سالاری دینی به لحاظ تئوریک و رویکرد عمل‌گرایانه از ظرفیت الگوسازی در آینده کشورهای اسلامی ـ عربی منطقه برخوردار است؟
مقاله حاضر براساس چارچوب نظری سازه‌انگاری درصدد یافتن پاسخ است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مردم‌سالاری دینی با توجه به مبانی تئوریک و تاریخی خود و تجربه کاربست آن در ایران، به عنوان راه حلی دموکراتیک و مبتنی بر اسلام، ظرفیت‌های لازم برای نظام‌سازی سیاسی آینده در کشورهای منطقه را دارد..

اسلام سیاسی و نظم مردمی در ایران پس از انقلاب اسلامی

اسلام سیاسی و نظم مردمی در ایران پس از انقلاب اسلامی

دوره 1، شماره 1، تابستان 1391، صفحه 279-302

منصور میر احمدی

چکیده مقاله حاضر با هدف تبیین تحول اسلام سیاسی در ایران،به طور گذرا پیشینه اسلام سیاسی در ایران را بررسی نموده ،چگونگی تحول مذکور را از طریق گذرا از نظم سلطانی به نظم مردمی،توضیح می دهد.به زعم نگارنده، این گذار،ظرفیت مناسبی برای برقراری نوعی مناسبات دموکراتیک را در ایران پس از انقلاب اسلامی فراهم نموده است.فهم تجربه ایران پس از انقلاب اسلامی و تاثیر آن بر سرشت اسلام سیاسی،موضوع اصلی نوشتار پیش روست.