کلیدواژه‌ها = دیپلماسی
تعداد مقالات: 2
دیپلماسی ایدئولوژیک، تعامل یا تقابل با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، با تأکید بر اندیشه مقام معظم رهبری

دیپلماسی ایدئولوژیک، تعامل یا تقابل با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، با تأکید بر اندیشه مقام معظم رهبری

دوره 8، شماره 1، بهار 1398، صفحه 71-95

رشید رکابیان، سیروس خندان

چکیده اخیرا مقام معظم رهبری در جمع اخیر وزیر امور خارجه و سفرای ایران درخارج کشورکلیدواژه «دیپلماسی ایدئولوژیک» مطرح کردند، گرچه دیپلماسی ایدئولوژیک سابقه ای طولانی دارد وکشورها ازاین دیپلماسی استفاده می کنند اما دیپلماسی ایدئولوژیکی که مقام معظم رهبری مطرح کردندتلفیقی از سیاست آمیخته با آموزه‌های وحیانی است که برای نیل به اهداف نظام در همه ابعاد آن طراحی‌شده است. خاستگاه این بیان معظم له که «برخی به‌غلط، سخن از لزوم جدایی دیپلماسی از ایدئولوژی به میان می‌آوردند، در حالی‌که دیپلماسی ایدئولوژیک هیچ اشکالی ندارد و القاء تقابل میان ایدئولوژی و منافع ملی، صحیح و منطقی نیست؛ هدف از تشکیل جمهوری اسلامی حفظ منافع ملی، استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی، قدرت و امنیت ملی‌ است و ایدئولوژی به دنبال تأمین و حفظ منافع ملی است و هویت ملت محسوب است»، از نص صریح قرآن کریم استنتاج شده و به آیه نفی سبیل «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا» (سوره نساء – آیه 141) مبنی بر نفی هرگونه سلطه کافران بر مسلمانان مستظهر است. درواقع این دیپلماسی براساس یک عقلانیتی هم مطرح شده است. لذا این تحقیق به این سئوال حواب می دهدکه آیا بین دیپلماسی ایدئولوژیک ومنافع ملی تعامل یا تقابل وجودارد؟که نگارنده معتقداست براساس اهداف واصول سیاست خارجی وبراساس چهارنوع عقلانیت ابزاری، اخلاقی، ارتباطی وانتقادی دیپلماسی ایدئولوژی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تضمین می کندودرجهت ارتقا آن می باشد.

انقلاب‌های بزرگ و چالش دیپلماسی

انقلاب‌های بزرگ و چالش دیپلماسی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 7-26

مسعود اخوان کاظمی، علیرضا تارا، فرزاد رستمی

چکیده مطالعات تطبیقی اندکی در مورد ویژگی­های رفتاری انقلاب‌های بزرگ در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی صورت گرفته است. این انقلاب‌ها که پدیده‌هایی بشدت کمیاب و نادر هستند، گرایشات و کنش­های انتقادی خاصی را در ارتباط با نظام بین­المللی و قواعد حاکم بر رفتار خارجی دولت­ها در پیش می­گیرند که از نگرش­ها و مبانی اعتقادی یا ایدئولوژیک آن‌ها سرچشمه می­گیرند. در این میان، دیپلماسی و نرم‌ها و قواعد دیپلماتیک موجود، از سوی رژیم‌های برخاسته از انقلاب‌های بزرگ به چالش کشیده می‌شوند و رفتارها و کنش­هایی خلاف عرف دیپلماتیک بعمل می­آورند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی این جهت­گیری­ها و اقدامات و درتلاش برای کشف مکانیسم این رفتارها، در صدد برآمده تا شباهت­ها و همسانی­هایی را در کنش­های انقلاب‌های بزرگ در به چالش کشیدن نرم‌های دیپلماتیک در عرصه خارجی و ساختارهای دستگاه دیپلماسی آن‌ها در بعد داخلی کشف و استنتاج نماید. یافته­های این پژوهش نشان می­دهند که همه انقلاب‌های بزرگ در به چالش کشیدن قواعد و نرم‌های دیپلماتیک موجود و تجدید ساختار دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی خود، رفتارهای نسبتا مشابهی را از خود بروز داده­اند. در واقع، رژیم‌های برخاسته از انقلاب‌های بزرگ، آشکارا به اعلام دیدگاه­ها و اهداف خود در خصوص ایجاد تحولاتی اساسی در مبانی و اصول و رفتار سیاست خارجی خود می­پردازند و گسست کامل خود از سیاست­ها و رفتار خارجی رژیم سابق را خاطر نشان می­سازند.