کلیدواژه‌ها = غرب
تعداد مقالات: 6
تبیین مقایسه‌ای دو رویکرد حکمرانی متعالی اسلامی و حکمرانی خوب

تبیین مقایسه‌ای دو رویکرد حکمرانی متعالی اسلامی و حکمرانی خوب

دوره 11، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 233-274

محسن عابدی‌درچه، بهادر زارعی، سیدعباس احمدی، زهرا پیشگاهی‌فرد

چکیده در این پژوهش پس از بررسی نظریه‌های اندیشمندان غربی و مسلمان به بحث و مقایسه تطبیقی پیرامون دو نوع حکمرانی خوب در غرب و حکمرانی متعالی در اسلام پرداخته شده است. در دنیای کنونی و در گذر از حکمرانی بَد به حکمرانی مطلوب که وضعیت ایده‌آل و آرمانی تمامی جوامع جهانی است، و اینکه حکمرانی باید از آن چه شخص یا گروهی باشد و ویژگی‌های فردی و ایدئولوژیکی زمامدار یا حاکمان چه باید باشد، بحث اساسی محافل حکمرانی می‌باشد. ویژگی‌ها و مولفه‌های عمده حکمرانی‌ها در مطلوبیت آنها و کسب رضایت مردمی از مهم‌ترین مباحث در حکومت‌داری و رسیدن به کمال و سعادت افراد و جوامع است. در این میان هر چند بیشتر نظریه‌های غربی نیز از عدالت و دیگر صفات و ویژگی‌های حکمرانی خوب که مورد نظر اسلام نیز هست صحبت کردند، اما رویکرد اصلی آنها به سمت کمال مادی و دنیوی انسان‌ها بوده و این به دلیل گرایش انسان‌محوری آنهاست. از سوی دیگر، اسلام با نگرشی خدامحور، سعادت اخروی را هدف خلقت انسان‌ها و جوامع معرفی می‌نماید. بر همین اساس، از آنجایی که هدف خلقت دنیا، انسان‌ها، جوامع و تشکیل حکومت‌ها نیل به سعادت َابدی‌است، لذا آشکار شدن ویژگی‌های بهترین نوع حکمرانی برای معرفی آنها و تبعیت مردم از چنین حکومت‌هایی ضروری است.

تبیین مقایسه‌ای دو رویکرد حکمرانی متعالی اسلامی و حکمرانی خوب

تبیین مقایسه‌ای دو رویکرد حکمرانی متعالی اسلامی و حکمرانی خوب

دوره 9، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 163-182

محسن عابدی‌درچه، بهادر زارعی، سیدعباس احمدی، زهرا پیشگاهی‌فرد

چکیده در این پژوهش پس از بررسی نظریه‌های اندیشمندان غربی و مسلمان به بحث و مقایسه تطبیقی پیرامون دو نوع حکمرانی خوب در غرب و حکمرانی متعالی در اسلام پرداخته شده است. در دنیای کنونی و در گذر از حکمرانی بَد به حکمرانی مطلوب که وضعیت ایده‌آل و آرمانی تمامی جوامع جهانی است، و اینکه حکمرانی باید از آن چه شخص یا گروهی باشد و ویژگی‌های فردی و ایدئولوژیکی زمامدار یا حاکمان چه باید باشد، بحث اساسی محافل حکمرانی می‌باشد. ویژگی‌ها و مولفه‌های عمده حکمرانی‌ها در مطلوبیت آنها و کسب رضایت مردمی از مهم‌ترین مباحث در حکومت‌داری و رسیدن به کمال و سعادت افراد و جوامع است. در این میان هر چند بیشتر نظریه‌های غربی نیز از عدالت و دیگر صفات و ویژگی‌های حکمرانی خوب که مورد نظر اسلام نیز هست صحبت کردند، اما رویکرد اصلی آنها به سمت کمال مادی و دنیوی انسان‌ها بوده و این به دلیل گرایش انسان‌محوری آنهاست. از سوی دیگر، اسلام با نگرشی خدامحور، سعادت اخروی را هدف خلقت انسان‌ها و جوامع معرفی می‌نماید. بر همین اساس، از آنجایی که هدف خلقت دنیا، انسان‌ها، جوامع و تشکیل حکومت‌ها نیل به سعادت َابدی‌است، لذا آشکار شدن ویژگی‌های بهترین نوع حکمرانی برای معرفی آنها و تبعیت مردم از چنین حکومت‌هایی ضروری است.
 

انقلاب اسلامی به مثابۀ هویت جدید در عصر غلبه غرب و شرق

انقلاب اسلامی به مثابۀ هویت جدید در عصر غلبه غرب و شرق

دوره 6، شماره 1، بهار 1396، صفحه 173-195

بهاالدین قهرمانی نژاد شایق، میثم بلباسی

چکیده نوشتار حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که مختصات نظام بین الملل در بحبوحه ی وقوع انقلاب اسلامی به چه شکلی بوده است؟ و انقلاب اسلامی به مثابه ی یک هویت جدید دارای چه عناصر و مؤلفه هایی بوده است؟ یافته های پژوهش، حاکی از آن است که انقلاب اسلامی در عصری ظهور و بروز پیدا کرد که در آن نظام بین الملل به دو قطب قدرتمند غرب و شرق تقسیم شده بود که هر کدام با نفی دین و دین گرایی، با رویکردی اومانیستی و ماده گرایانه و با ایدئولوژی سوسیالیستی - کمونیستی و لیبرالیستی - کاپیتالیستی به رقابت با یکدیگر می پرداختند و با غلبه و نفوذ در دیگر کشورها آنها را تحت نفوذ و سیطره ی خود درمی آوردند. لذا انقلاب اسلامی در چنین شرایطی و برخلاف جریان موجود و با رویکرد دینی و ایدئولوژی اسلامِ سیاسی - انقلابی و با بیان و ارائه ی مؤلفه هایی چون بازگشت به خویشتن، ایدئولوژی اسلامی، حکومت دینی، حمایت از مظلومان، مبارزه با سلطه طلبان، مردم سالاری دینی، عدالت طلبی، استقلال-طلبی، آزادی، امت واحده ی اسلامی، حمایت از جنبش های آزادی بخش، مقاومت اسلامی، مخالفت با اسرائیل، الگوی پیشرفت اسلامی، سبک زندگی اسلامی، و مهدویت و انتظار؛ به عنوان یک هویت جدید در عصر غلبۀ غرب و شرق پدیدار گشت و به الگویی برای دیگر کشورها تبدیل شد. برای پاسخ به سؤال مقاله از روش توصیفی - تحلیلی بهره گرفته می شود.
 

انقلاب اسلامی ایران و رویارویی غرب با جنبش های اسلامی

انقلاب اسلامی ایران و رویارویی غرب با جنبش های اسلامی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 167-192

سیروس فیضی

چکیده جنبش های اسلامی در دوران اخیر به ویژه پس از سپتامبر 2001، با به خطر افتادن موقعیت غرب در جهان اسلام و نیز لرزان شدن حکومت های وابسته به آن، فرصت های بسیار خوبی برای به دست گرفتن قدرت سیاسی و حتی متحول نمودن اوضاع منطقه به دست آوردند. از تحولات افغانستان و فلسطین گرفته تا رویدادهای بیداری اسلامی در مصر، تونس، و …، همه فرصت هایی از این دست بود که پیش روی جنبش های اسلامی گشوده شدند. اما با این وصف، در سال 2013 موج بیداری اسلامی فرو نشست و فرصت ها یکی پس از دیگری از کف رفتند، نیروهای وابسته به غرب دوباره برگشتند و این جنبش ها ناکامی های مهمی تجربه کردند که از آن میان می توان به ناکامی اسلام گرایان مصری، افغانی، فلسطینی و … اشاره کرد. این جنبش ها یا گروه های سیاسی همسو با آنها در جاهای دیگر مانند عراق، سوریه، ترکیه، الجزایر، مراکش و …. نیز موقعیت های برترشان به خطر افتاد و بیم هایی از فروافتادن دارند. در بررسی حاضر، مسأله این است که چرا اسلام گرایان با وجود چنان فرصت های مهمی دچار ناکامی شدند. مقاله از طریق شناسایی شیوه نوین مبارزه غرب با جنبش های اسلامی نتیجه می گیرد که سرسپاری این جنبش ها به فرایندهای سیاسی غربی، فرصت مصادره مشروعیت و نهایتاً سرکوب شان را فراهم کرده است.  

عدالت در اندیشه و عمل نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی

عدالت در اندیشه و عمل نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 209-232

محمد حسن جباری

چکیده این مقاله به دنبال بررسی و ارزیابی عدالت در اندیشه و عمل در میان نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی می باشد؛ اینکه چه نگرش و عملکردی نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی در تحقق عدالت در حوزه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با توجه به اهداف انقلاب اسلامی داشته اند؟ تاچه حدودی نیازهای چندساحتی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه با توجه به اهداف انقلاب اسلامی مورد توجه نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی بوده است؟
روش تحقیق مقاله توصیفی-تحلیلی با رویکرد نهاد گرایی می باشد. سعی خواهد شد با رویکرد نهادگرایی بر اساس نگرش های اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی با توجه به اسناد و مدارک دست اول و دست دوم، به بررسی و ارزیابی عدالت در اندیشه و عمل نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی پرداخته شود.
یافته های پژوهش نشان می دهد؛ نخبگان جمهوری اسلامی(میرحسین موسوی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد) براساس اندیشه های اسلامی(بااثرپذیری از اندیشه لیبرالیستی و سوسیالیستی) و قانون اساسی جمهوری اسلامی مبتنی بر تحقق نیازهای چندساحتی جامعه، به دنبال تحقق تک ساحتی نیازهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با توجه به خواسته های جامعه بودند که منجر به مغفولیت نیازهای چندساحتی شد. این مساله به نوبه خود محرومیت نیازهای چندساجتی جامعه را به همراه داشت و منجر به پیروزی دولتهای با ترجیحات تک ساحتی نیازهای جامعه شد.

مقارنه جایگاه کارآمدی در نظریات توسعه غربی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

مقارنه جایگاه کارآمدی در نظریات توسعه غربی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

دوره 3، شماره 1، بهار 1393، صفحه 109-138

بهرام اخوان کاظمی

چکیده مقاله حاضر، به دنبال پاسخ به این سؤال است که مفهوم نظری و عملی کارآمدی و کارایی در نظریات توسعه غربی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به چه معنا و دارای چه شاخصه‌ها و تمایزاتی است و از سویی چه راهکارهایی برای افزایش کارآمدی نظام فعلی جمهوری اسلامی قابل پیش‌بینی و پیشنهاد است؟
در راستای پاسخ به این سؤال تلاش شده است که مفهوم کارآمدی در برخی از نظریه‌های توسعه سیاسی غرب، نظریه بحران‌ها، نظریه کارکردگرای ساختاری سیستمی بررسی شده و آنگاه مفاهیم کارآمدی و کارایی در اندیشه امام علی× بحث گشته و سپس با مقارنه این آراء و با پرداختن به دیدگاه‌های مقام معظم رهبری و اندیشمندان داخلی، شاخصه‌های بومی و متمایز کارآمدی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه گردد.