موضوعات = مباحث روز مرتبط با انقلاب اسلامی
تعداد مقالات: 83
تحلیل نقش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ایجاد نارضایتی و خیزش‌های انقلاب (1357-1344ش)

تحلیل نقش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ایجاد نارضایتی و خیزش‌های انقلاب (1357-1344ش)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 فروردین 1402

حسن شمس آبادی، حمید بصیرت منش، سید محمود سادات بیدگلی

چکیده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همچون دیگر نهادهای فرهنگی- آموزشی در دورۀ پهلوی دوم، با هدف مشروعیت‌بخشی به سلطنت و تداوم آن و همچنین نهادینه ساختن مولفه‌های فرهنگی در حوزۀ آموزش و تعلیم و تربیت کودکان تشکیل شد؛ اما در عمل نتوانست به اهداف مطلوب و آنچه مدّنظر سیاستگذاران حکومت بود دست یابد و برعکس در آگاهی‌بخشی به طیف وسیعی از جوانان تحول‌خواه و آرمان‌گرا موثر واقع شد. اغلب کتابخانه‌های کانون در مناطق جنوب شهر که به لحاظ اقتصادی فقیرنشین بودند و در مراکز عمومی چون پارکها ساخته شد. دسترسی آسان نوجوانان و جوانان به کتابخانه‌ها و استفاده آنها از محصولات فرهنگی کانون و از جمله کتاب باعث شکل‌گیری و تکامل تدریجی شخصیت آنها گردید. به زودی کتابخانه‌های کانون به محلی برای رفت و آمد جوانان که اغلبشان با سیاست‌های حکومت مخالف بودند تبدیل شد. نویسندگان، کارگردانان، فیلمسازان و دیگر افرادی که در کانون مشغول بودند در ایجاد این تحول نقش اساسی داشتند. آنها که اغلب دارای تفکرات چپ بودند با گنجاندن مفاهیم جدیدی همچون ظلم‌ستیزی، ستاندن حق، همیاری مظلوم و لزوم حرکت به سوی آرمان‌های مطلوب در آثارشان در این تحول‌خواهی و نارضایتی از وضع موجود موثر بودند.
پژوهش حاضر به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از نهادهای سیاست‌گذار فرهنگی چه نقش و جایگاهی در اعتراض‌های انقلاب ایفا کرد؟ در پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تاریخی و با تکیه بر اسناد و مدارک مراکز آرشیوی، مجلات و نشریات انجام شده است. براساس یافته‌های پژوهش هرچند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همچون دیگر نهادهای فرهنگی ابتدا با هدف مشروعیت‌بخشی به نهاد سلطنت تاسیس شد؛ اما ناخواسته و به طور غیر مستقیم در ایجاد نارضایتی‌ها و آگاهی‌بخشی به قشر عظیمی از کودکان، نوجوانان و جوانان نقش ایفا کرد.

بررسی مقایسه ای موانع اجتماعی توسعه پایدار در جمهوری اسلامی ایران باکشور عربستان

بررسی مقایسه ای موانع اجتماعی توسعه پایدار در جمهوری اسلامی ایران باکشور عربستان

دوره 15، شماره 1، بهار 1405

یونس حسن پور، مهدی مطهر نیا، رضا پریزاد

چکیده این مقاله با رویکرد توصیفی-مقایسه‌ای به بررسی و تحلیل موانع اجتماعی توسعه پایدار در جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی می‌پردازد. هدف پژوهش، شناسایی، مقایسه و تبیین موانع کلیدی در دو کشور با توجه به زمینه‌های فرهنگی، نهادی و اجتماعی خاص هر یک است. نتایج حاصل از تحلیل منابع آماری و مطالعات بنیادی نشان می‌دهد که هر دو کشور با چالش‌هایی چون ضعف مشارکت اجتماعی، سلطه ساختارهای سنتی و مذهبی، نابرابری‌های جنسیتی و اجتماعی، تمرکز قدرت و کمبود شفافیت نهادی مواجه‌اند، اما نمود و شدت این موانع بر اساس ویژگی‌های بومی تفاوت دارد. در ایران، مقاومت نهادهای سنتی نسبت به اصلاحات، بی‌اعتمادی نهادی و پراکندگی سرمایه اجتماعی مهم‌ترین چالش‌ها محسوب می‌شود، در حالی که در عربستان سعودی سلطه فرهنگ قبیله‌ای و مذهبی، نقش محدود زنان و تمرکز شدید ساختار سیاسی بر روند توسعه پایدار سایه انداخته است. پژوهش ضمن تحلیل تطبیقی ریشه‌های این موانع، تأکید می‌کند که غلبه بر چالش‌های توسعه پایدار نیازمند رویکردهای نهادینه‌شده، تقویت مشارکت مدنی و اجتماعی، ارتقاء نظام آموزشی با محوریت آگاهی انتقادی، سیاست‌گذاری بومی و کاهش شکاف‌های منطقه‌ای و جنسیتی است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود هر دو کشور با بازنگری در ساختارهای حقوقی و فرهنگی، شفاف‌سازی و پاسخگویی در نظام حکمرانی، و تقویت زیرساخت‌های اجتماعی و مدنی، بستر لازم برای تحقق توسعه پایدار را فراهم آورند. نوآوری مقاله در ارائه تصویری مقایسه‌ای از موانع اجتماعی توسعه پایدار و ارائه راهکارهای متناسب با بستر هر کشور است و می‌تواند به سیاست‌گذاران و پژوهش‌گران در برنامه‌ریزی‌های آتی کمک کند.

تحلیل‌گفتمان پیام‌های آیت‌الله‌خامنه‌ای دررابطه باتجاوز رژیم‌صهیونیستی‌ به ایران براساس‌رویکرد نورمن فرکلاف

تحلیل‌گفتمان پیام‌های آیت‌الله‌خامنه‌ای دررابطه باتجاوز رژیم‌صهیونیستی‌ به ایران براساس‌رویکرد نورمن فرکلاف

دوره 15، شماره 1، بهار 1405

امین صادقی بکیانی

چکیده این مقاله با هدف تحلیل گفتمان پیام‌های آیت‌الله خامنه‌ای در رابطه با تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، از دیدگاه گفتمان انتقادی و با استفاده از رویکرد قدیم و جدید نورمن فرکلاف انجام شده است. این پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوایی و گفتمانی است و جامعه آماری آن شامل تمامی پیام‌های منتشر شده از سوی آیت‌الله خامنه‌ای در زمان تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شده و چهار پیام کلیدی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. داده‌ها از طریق مطالعه اسنادی جمع‌آوری شدند و با استفاده از چارچوب نظری فرکلاف تحلیل گردیدند. روایی و پایایی تحقیق با استفاده از روش‌های تأیید اسنادی و تحلیل چندگانه تضمین شد. یافته‌ها نشان دادند که گفتمان رهبری در این پیام‌ها با استفاده از مضامین مقاومتی، دینی و ملی، به تقویت انسجام اجتماعی، مقابله با تبلیغات دشمن و تقویت هویت ملی-دینی کمک کرده است. همچنین، این گفتمان به عنوان گفتمانی جایگزین، گفتمان وابسته به غرب را به چالش کشیده و موانع فرهنگی و سیاسی را شناسایی کرده است. در نهایت، چارچوب فرکلاف به‌خوبی توانسته رابطه بین زبان، قدرت و بافت اجتماعی را در ساختار گفتمانی رهبری آشکار کند.

تاثیر اینستاگرام بر افزایش احساس محرومیت نسبی و نقش آن بر ادراک کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران

تاثیر اینستاگرام بر افزایش احساس محرومیت نسبی و نقش آن بر ادراک کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران

دوره 15، شماره 1، بهار 1405

داود فیض افرا

چکیده با افزایش نفوذ اینستاگرام در ایران، بازنمایی‌های سبک زندگی لوکس، مصرف‌گرایی افراطی و مقایسه‌های فراملی، زمینه شکل‌گیری یا تشدید احساس محرومیت نسبی و کاهش ادراک کارآمدی نظام جمهوری اسلامی را فراهم کرده است. این پژوهش با این پرسش انجام شد که اینستاگرام چگونه از طریق مکانیسم محرومیت نسبی، ادراک کارآمدی نظام را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟فرضیه اصلی آن است که اینستاگرام با فعال‌سازی چهار فرایند مواجهه با شیوه‌های جدید زندگی، بازتولید ایدئولوژی‌های جدید، جابه‌جایی گروه مرجع و عدم تعادل ارزشی، شکاف میان انتظارات و توانمندی‌های واقعی را افزایش می‌دهد و ادراک کارآمدی نظام را تضعیف می‌کند. پژوهش حاضر به روش نظری-تحلیلی و با بهره‌گیری از چارچوب محرومیت نسبی تد رابرت گر انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد اینستاگرام با جایگزینی گروه‌های مرجع سنتی و برجسته‌سازی سبک‌های زندگی فرادست، مقایسه اجتماعی صعودی ایجاد کرده و با نمایشی و گزینشی بودن بازنمایی‌ها، اثرات روانی-اجتماعی آن تشدید می‌شود. بر اساس این نتایج، جهاد تببین هدفمند، ارتقای سواد رسانه‌ای، به‌عنوان راهبرد مقابله‌ای توصیه می‌شود.

روش های دستیابی به منافع مادی کشور از طریق سیاست خارجی در دولت خاتمی و احمدی‌نژاد

روش های دستیابی به منافع مادی کشور از طریق سیاست خارجی در دولت خاتمی و احمدی‌نژاد

دوره 15، شماره 1، بهار 1405

صابر جهانبین، مالک ذوالقدر، فرشید جعفری پایبندی

چکیده هدف نوشتار حاضر بررسی روش‌های دستیابی به منافع مادی کشور از طریق سیاست خارجی در دولت‌ خاتمی و احمدی‌نژاد بود که مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی انجام گردید. دولت خاتمی با در پیش گرفتن تعامل با دولت‌های غربی که اصولا دارای اقتصاد مقتدری نیز بودند، موجبات تامین هر چه بیشتر منافع مادی کشور را فراهم سازد. اما گذر زمان ثابت نمود که کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا، ورای منافع مادی خویش، تابع برخی رویدادهای بین المللی هستند و تا زمانی که رخدادهای سیاسی بر وفق آنها باشد، پایبند رفتارهای خود خواهند بود. دولت احمدی‌نژاد با تجربه حاصله از رفتار دول غربی با دولت خاتمی، تصمیم به استفاده از تعامل به روشی دیگر گرفته و در این مسیر اعتقاد بر این داشت که کشورهای آمریکای جنوی، آفریقایی و کشورهای در حال توسعه از پتانسیل‌هایی برخوردارند که در استفاده از آنها در کنار هم‌ می‌توان منافع مادی کشور را تامین نمود. با این وصف، به نظر می‌رسد استفاده از دستگاه دیپلماسی در راستای تامین منافع مادی کشور، از سوی هر دو رئیس جمهور با رویکرد به تعامل با کشورها، راهکاری مناسبی بود که می‌توانست با اندکی بررسی کارشناسی بیشتر و همچنین ایجاد هماهنگی با سایر نهادهای غیردولتی داخلی از موفقیت های مناسبتری در دستیابی به منافع مادی، برای کشور حکایت نماید.

چالش های طرد اجتماعی در فرایند انتقال جوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست به زندگی مستقل در شهر ‌تهران: یک مطالعه کیفی در جمهوری اسلامی ایران

چالش های طرد اجتماعی در فرایند انتقال جوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست به زندگی مستقل در شهر ‌تهران: یک مطالعه کیفی در جمهوری اسلامی ایران

دوره 15، شماره 1، بهار 1405

ماریتا باقری، اصغر محمدی، رضا اسماعیلی

چکیده در این پژوهش، به تحلیل چالش‌ها و مشکلات جوانان بی‌سرپرست و بدسرپرستی که پس از گذراندن سال‌ها در مراکز بهزیستی به‌عنوان افراد تحت حمایت، حالا وارد مرحله‌ای از زندگی می‌شوند که باید از سیستم حمایت‌های مستمر سازمان خارج ‌گردند و به تنهایی گذران زندگی داشته باشند می‌پردازد.در همین راستا هدف اصلی این پژوهش، چالش های طرد اجتماعی در فرایند انتقال جوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست به زندگی مستقل(جامعه) در شهر تهران است. تحقیق حاضر یک پژوهش کیفی بوده و به روش پدیدار ‌شناسی انجام شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه عمیق فردی نیمه ساختاریافته است. مشارکت کنندگان پژوهش شامل دختران و پسران بی‌سرپرست انتقال یافته به جامعه بودند که حداقل سن آنها 21 سال و از انتقالشان نیز حداکثر 5 سال گذشته بود. انتخاب هدفمند بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. در بررسی داده‌های حاصل از مصاحبه ها، به 4 مضمون اصلی و13زیر مضمون فرعی کدگذاری شد. یافته‌ها حاکی از مشکلات و چالش‌هایی بود که جوانان برای ورود به جامعه با آن روبه‌رو می‌شوند. این پژوهش به‌طور خاص بر چالش‌هایی همچون کمبود شبکه‌های حمایتی، عدم پذیرش جامعه، بحران‌های هویت‌یابی و حس دوگانگی در مواجهه با زندگی مستقل تمرکز کرد. نتایج تحقیق نشان داد که آنان با مشکلات گسترده‌ای در همه ابعاد زندگی خود روبرو هستند و برای رسیدن به زندگی مستقل و موفق، نیازمند حمایت‌های مستمر، آموزش‌های تخصصی و اصلاح نگرش‌های اجتماعی هستند.

عوامل تقویت انسجام اجتماعی از منظر بایستگی‌های حاکمیت(بر اساس نهج‌البلاغه)

عوامل تقویت انسجام اجتماعی از منظر بایستگی‌های حاکمیت(بر اساس نهج‌البلاغه)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 7-38

محمدمهدی باباپور گل افشانی، فاطمه وجدانی

چکیده وحدت و انسجام اجتماعی برای تمام کشورها و جوامع، یک ضرورت، و شرط اساسی برای بقا و رشد محسوب می شود. با توجه به وجود منابع غنی و آموزه های متعالی اسلامی، می توان نکات ارزشمندی در این راستا استخراج کرد که هم، برای جامعه اسلامی و حل مسائل کنونی کشور می تواند راهگشا باشد، و هم می تواند به عنوان بدیلی در اختیار دیگر اندیشمندان جهان قرار بگیرد. در این میان، نهج البلاغه با داشتن آموزه های اجتماعی سیاسی قابل توجه، می تواند به عنوان یکی از منابع ارزشمند در این زمینه مفید واقع شود. هدف این پژوهش، استخراج و تبیین بایستگی های حاکمیت جهت تقویت انسجام اجتماعی است.
روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی استقرائی است. بر اساس یافته ها، بایستگی های حاکمیت جهت تقویت انسجام اجتماعی در سه محور به دست آمد: بایستگی های اعتقادی شامل: نگرش توحیدی، امانت الهی دانستن حکومت و ضرورت پاسخگویی در درگاه خداوند متعال به دست آمد. بایستگی های گرایشی شامل: ارزش و اولویت تام برای مردم قائل بودن، حسن ظن و اعتماد به مردم، محبت و رحمت، احساس برادری و نزدیکی، و خیرخواهی و عشق خدمت) به دست آمد. و بایستگی های عملکردی شامل: خودسازی کارگزاران، عدالت ورزی و عدالت گستری، تامین امنیت، تامین معیشت، تربیت و رشد مردم جامعه، اجرای شریعت، عمل به وعده ها و اعتمادآفرینی، دسترسی پذیری و پاسخگویی، شفاف سازی، ساده زیستی پا به پای مردم به دست آمد.

تحلیل نقش زنان در ادبیات مقاومت دفاع مقدس

تحلیل نقش زنان در ادبیات مقاومت دفاع مقدس

دوره 14، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 119-137

فیروزه امیری اندبیلی، ثور اله نوروزی داود خانی، سید یوسف مولایی، محمد رضا شاد منامن

چکیده در ادبیات دفاع مقدس که شرح احوال برون و درون انسان‌هایی است که برای حفظ شرف و حیثیت و فضایل انسانی در مقابل تجاوزگران به کرامت‌های انسانی به پا خاسته‌اند، زن نقش برجسته‌ای دارد. آنچه در ادبیات دفاع مقدس چهره‌ی زن را از نظایر آن در ادبیات پایداری جهان متمایز می‌کند پیروی او از حضرت زینب (س) در وقایع کربلا است. در این مقاله، ایمان، ظلم‌ستیزی، ایثارگری و صبوری زن به نحو بسیار شایسته‌ای در ادبیات دفاع مقدس به نمایش گذاشته شده است. ادبیات زنانه از خصوصیات مشترکی برخوردارند، ویژگی‌هایی که شاید در آثار مردان کمتر می‌توان آن را یافت. هستی در منظر زنان، از وجه دیگری نگریسته می‌شود. نوع نگاه به عوالم مادی و غیرمادی، به خدا با نگاه مخصوص به خود، زندگی و به دنبال آن، جنگ را می‌نگرند. دریچه‌ی نگاه آنان، پیش از هر چیز با احساساتی غلیان‌کننده و معصومانه شکل گرفته است که گاه شکل حماسه به خود می‌گیرد و گاه جنبه‌ی بازدارنده دارد.

کاربست نظریه بحران اسپریگنز در بازخوانی امر سیاسی در جمهوری اسلامی ایران: از بحران تا جامعه آرمانی (موردمطالعه دولت‌های هفتم و هشتم، نهم و دهم)

کاربست نظریه بحران اسپریگنز در بازخوانی امر سیاسی در جمهوری اسلامی ایران: از بحران تا جامعه آرمانی (موردمطالعه دولت‌های هفتم و هشتم، نهم و دهم)

دوره 14، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 139-172

سید زکریا محمودی رجا، آسیه مهدی پور

چکیده پویایی‌های علم سیاست و چالش‌های منطقه‌ای موجب شده‌اند که دولت‌ها به‌دلیل امکانات و محدودیت‌های داخلی و همچنین عوامل بین‌المللی و منطقه‌ای، دیدگاه‌های متفاوتی در خصوص مسائل اتخاذ کنند. این وضعیت به اتخاذ رویکردهای نوآورانه در سیاست‌های خارجی و داخلی منجر شده است که نتیجه تعاملات ساختاری و کارگزارانه است. برای درک تفاوت‌های دیدگاه‌ها و رویکردهای سیاسی جناح‌های مختلف، به‌ویژه در دوران انتخابات و شرایط سیاسی اخیر، ضروری است که گفتمان دولت‌های هفتم و هشتم و همچنین نهم و دهم بازبینی و تحلیل شود. مسئله این پژوهش، حس بحران و راهکارهایی برای عبور از بحران‌های داخلی و خارجی در امر سیاسی در دولت‌های هفتم تا دهم ریاست جمهوری و استمرار این چرخ دور باطل در جریان‌های سیاسی پس از آن‌هاست. این مسئله انگاره‌های منافع ملی و سیاست‌های مطلوب کشور را با تصمیمات چالش‌برانگیز مواجه کرد و فضای سیاسی کشور را تحت تأثیر قرارداد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل، تبیین و مقایسه دو رویکرد متفاوت امر سیاسی در دولت‌های هفتم و هشتم و نهم و دهم است. یافته‌های پژوهش با کاربست نظریه بحران توماس اسپریگنز و نظریه تصمیم‌گیری نشان داد که کنش‌ورزی و سیاست‌های اعمالی دولتمردان ایران در بازه زمانی ۷۶ تا ۹۴ متأثر از پیشینه، تجربیات و نگرش متفاوت آن‌ها نسبت به بحران‌ها بوده است. گفتمان‌های دولتمردان، رویکردانتقادی به سیاست‌های موجود بود، اما راهبردها و تاکتیک‌های مختلفی ارائه شد. یکی بر همگرایی بانظم بین‌الملل و توسعه‌سیاسی داخلی تأکید کرد، درحالی‌که دیگری رویکرد تجدیدنظرطلبانه و توجه به اقشار محروم و عدالت اجتماعی را برای پایان دادن به وضعیت بحرانی مطرح کرد.

واکاوی نقش سیاستگذاری عمومی در مقابله با تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران

واکاوی نقش سیاستگذاری عمومی در مقابله با تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران

دوره 14، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 173-195

محسن نصراصفهانی، پرویز دلیرپور، محمدرضا احمدی بنی

چکیده پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی، ایران همواره با طیف وسیعی از تحریم‌های همه‌جانبه از سوی قدرت‌های بزرگ جهانی مواجه بوده است. ایالات متحده آمریکا یکی از حامیان پروپا قرص تحریم‌های اقتصادی و سیاسی برای دستیابی به اهداف مورد نظر در سیاست خارجی است، هرچند وضع تحریم‌ها علیه ایران موضوع جدیدی نیست؛ اما دور جدید تحریم‌ها با تمرکز بر بخش‌های درآمدی کشور و تضعیف ارزش پول ملی طراحی شده، که این امر با فشار سیاسی و رایزنی بیش‌تر بین آمریکا و متحدان اروپایی همراه شده است. تحریم‌های اقتصادی با ایجاد شرایط نابسامان و آشفتگی در اقتصاد، اثرات منفی را به همراه داشته و به‌دنبال آن نارضایتی عمومی را افزایش می‌دهند. سوال اصلی پژوهش عبارتست از این‌که« نقش سیاستگذاری عمومی در مقابله با تحریم‌های اقتصادی علیه ایران چگونه مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد؟» از سوی دیگر، اثرگذاری تحریم‌ها به ساختار اقتصادی کشورهدف وابسته است. باتوجه به این‌که تاکنون رویکرد تحولی مطلوبی از سوی سیاستگذار در مقابله با تحریم‌ها اتخاذ نشده است، ولی باعنایت به شاخص‌هایی همچون؛ درپیش گرفتن سیاست خارجی توسعه محور، تقویت ارتباط دولت با جامعه مدنی و بخش خصوصی، پیگیری راهبردهای ضدتحریم و تقویت اقتصاد دانش بنیان قادر خواهد بود درمقابله با تحریم‌ها نقش مطلوب‌تری ایفاء نماید. پژوهش حاضر باروش تحلیلی- توصیفی و جمع آوری داده‌ها با مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی صورت گرفته است.

تحلیل جامعه‌شناختی توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی یکی از مؤلفه های حکمرانی مطلوب

تحلیل جامعه‌شناختی توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی یکی از مؤلفه های حکمرانی مطلوب

دوره 14، شماره 4، زمستان 1404

وحید صالحی

چکیده این مطالعه به تحلیل جامعه‌شناختی توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی و نقش آن به عنوان یکی از شاخص‌های حکمرانی مطلوب می‌پردازد. انقلاب اسلامی با تغییرات ساختاری در نهادهای اجتماعی، ارزش‌ها و باورهای دینی، تأثیر قابل‌توجهی بر فرآیندهای توسعه پایدار داشته است. این انقلاب نه تنها هویت ملی و انسجام اجتماعی را تقویت کرده، بلکه زمینه‌ساز تحولات فرهنگی، آموزشی و اقتصادی شده است که نقش مهمی در تحقق حکمرانی مطلوب ایفا می‌کنند. تحلیل جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که ارزش‌های دینی، مشارکت اجتماعی و هویت ملی، عناصر کلیدی در تداوم و پایداری سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای هستند و می‌توانند شاخص‌های مؤثری در ارزیابی حکمرانی مطلوب باشند. همچنین، انقلاب فرصت‌ها و چالش‌هایی را در حوزه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی ایجاد کرده است که نیازمند سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر تحلیل‌های جامعه‌شناختی است. در نتیجه، توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از شاخص‌های حکمرانی مطلوب، نیازمند توازن میان ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و بهره‌گیری از ارزش‌های دینی و هویت ملی می‌تواند مسیر تحقق حکمرانی کارآمد و پایدار را هموار سازد. این مطالعه بر اهمیت نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی در ارتقاء شاخص‌های حکمرانی تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که رویکردهای جامعه‌شناختی می‌توانند راهنمای مؤثری برای سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای و حکمرانی مطلوب باشند.
بنابراین سؤال پژوهش این است که توسعه پایدار در بستر انقلاب اسلامی چقدر در ایجاد حکمرانی مطلوب نقش دارد؟ و چگونه می‌تواند حکمرانی مطلوب را در بستر انقاب اسلامی ایجاد کرد ؟ فرضیه این است: توسعه پایدار در بستر انقلاب اسامی باعث ایجاد حکمرانی مطلوب خواهد شد.. یافته‌های پژوهش نشان می دهند که توسعه و در ادامه توسعه پایدار نقش اساسی در حکمرانی مطلوب را در جامعه و کشور دارد.

چشم‌انداز انقلاب اسلامی در نگاه امامین انقلاب و عوامل و موانع آن

چشم‌انداز انقلاب اسلامی در نگاه امامین انقلاب و عوامل و موانع آن

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-28

سید علی محمد موسوی، سید ابوالفضل موسوی زاده

چکیده یکی از مسائل بسیار مهم در هر انقلابی، بررسی افق‌های پیش روی آن انقلاب و امکان یا عدم امکان تحقق آن است. هدف پژوهش حاضر بررسی چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران از منظر امام (ره) و رهبری است. سوال اصلی این است؛ افق روشنی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز، همواره مورد تاکید امامین انقلاب بوده، در چه صورتی تحقق پذیر است؟ این پژوهش با روشی تحلیلی- توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و همچنین بر اساس گردآوری داده‌ها از مجموعه بیانات و سخنرانی های ایشان، به بررسی این مسأله پرداخته است. یافته‌های تحقیق فوق به شرح ذیل است: امامین انقلاب همیشه در بیانات خود، هدف اصلی از تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت را زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مهدی (عج) دانسته و معتقدند که دیگر اهداف و افق‌های کشور نیز باید در راستای نیل به این هدف عظمی باشد. مهمترین عواملی که باعث تحقق این چشم‌انداز خواهند شد عبارتند از: حفظ نگاه توحیدی و باور عمیق قلبی، عدم غفلت از شعارهای اصلی و ارزش‌ها، تکیه به توانمندی‌های داخلی به خصوص نیرو و انرژی جوانان، امید نسبت به آینده، کار جهادی و حفظ فرهنگ ایثار و شهادت. در مقابل غلبه نگرش مادی و نگاه منفعت طلبانه، خودتحقیری، غلبه فرهنگ و ارزش‌ها و سبک زندگی غربی در جامعه و فاصله گرفتن از باورها و ارزش‌های اسلامی، از مهمترین موانع پیش روی چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران است که بی توجهی به آن‌ها می‌تواند رفته رفته این انقلاب را به ورطه سقوط و نابودی بکشاند.

منطق حکمرانی مطلوب بر پایه اصل «درهم‌آمیختن دین و دنیا» در انقلاب اسلامی

منطق حکمرانی مطلوب بر پایه اصل «درهم‌آمیختن دین و دنیا» در انقلاب اسلامی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 29-49

ابراهیم کلانتری

چکیده تمایز انقلاب کبیر اسلامی ایران از انقلاب‌های بزرگ جهان، بیش از هرچیز به اصول بنیادینی مربوط می‌شود که به منزله مؤلفه‌های ساختاری و هویتی این انقلاب به‌شمار می‌آیند. از جمله این مؤلفه‌های هویتی «اصل درهم آمیختن دین و دنیا» است، که هیچ‌یک از انقلاب‌های بزرگ جهان از آن برخوردار نبوده است. این مؤلفه به طور همزمان، هم از جامعیت و ابدیت اسلام ناب محمدی (ص) پرده بر می‌دارد، و هم موضع و چگونگی مواجهه انقلاب اسلامی با فرهنگ، تکنولوژی و تمدن غرب را اعلام می‌کند، و هم منطق جدیدی را در باب حکمرانی مطلوب در اداره جامعه اسلامی در پرتو نظام سیاسی اسلام در اختیار می‌گذارد. مطالعه، تحقیق و تبیین ابعاد و آثار مؤلفه‌های متعددِ هویتی انقلاب اسلامی و از جمله مؤلفه «درهم آمیختن دین و دنیا»، همچنان ضرورتی است که نباید مورد غفلت و بی‌توجهی اندیشمندان حوزه انقلاب اسلامی قرار گیرد. نگارنده بر اساس همین ضرورت، تلاش می‌کند در این تحقیق، چگونگی نیل به منطق حکمرانی مطلوب را برپایه این مؤلفه مهم انقلاب اسلامی به بحث و بررسی بگذارد. حاصل نهایی این تلاش این است که نرم‌افزار اصلی، جامع و پاسخگوی مطمئن برای حکمرانی مطلوب نظام سیاسی اجتماعی برآمده از انقلاب کبیر اسلامی «فقه حکومتی» است، یعنی همان فقه جامعی که معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (قدس‌سره) در تولید، ترویج، نشر و عملیاتی شدن آن در متن جامعه اسلامی و دعوت از فقیهان متعهد برای ارتقاء و روزآمدی آن سختی‌ها و تلاش‌های بسیار و مشکوری متحمل شد.

تأثیر عدالت سازمانی بر مشارکت شغلی کارکنان از منظر نظام اسلامی

تأثیر عدالت سازمانی بر مشارکت شغلی کارکنان از منظر نظام اسلامی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 81-111

سمیه احمدزاده، علی اسماعیلی، محمد مهدی اسماعیلی

چکیده عدالت سازمانی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای سلامت و کارآمدی سازمان‌ها مطرح است و نقش مهمی در بهبود رفتارهای کارکنان و رضایت شغلی ایفا می‌کند. با توجه به اهمیت عدالت در نظام اسلامی و تأثیر آن بر مشارکت شغلی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عدالت سازمانی بر مشارکت شغلی کارکنان شرکت آب منطقه‌ای اصفهان انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل کارکنان این شرکت است که با نمونه‌گیری تصادفی 253 نفر انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شیمامورا و همکاران (2021) جمع‌آوری شد که روایی آن از طریق نظر خبرگان و روش‌های روایی همگرا و واگرا و پایایی آن با ضرایب آلفای کرونباخ، بارهای عاملی و پایایی ترکیبی تأیید گردید. تحلیل داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS 3 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که ابعاد عدالت سازمانی (توزیعی، رویه‌ای و تعاملی) تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار شهروندی سازمانی و رضایت شغلی دارند. همچنین رفتار شهروندی سازمانی به‌طور مثبت و معنادار بر رضایت شغلی و مشارکت شغلی تأثیرگذار بود. رضایت شغلی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت شغلی کارکنان داشت. علاوه بر این، عدالت سازمانی از طریق میانجی‌گری رفتار شهروندی سازمانی بر رضایت شغلی و رفتار شهروندی سازمانی نیز از طریق میانجی‌گری رضایت شغلی بر مشارکت شغلی اثر مثبت و معناداری داشت. این نتایج بر اهمیت توسعه عدالت سازمانی و تقویت رفتار شهروندی سازمانی برای افزایش رضایت و مشارکت کارکنان تاکید می‌کند.

جایگاه بورژوزاری ملی و کمپرادور در ایران دوره پهلوی دوم

جایگاه بورژوزاری ملی و کمپرادور در ایران دوره پهلوی دوم

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 113-136

علی غفاری، محمد رادمرد

چکیده در تاریخ توسعه همیشه از بورژوازی ملی به عنوان سردمدار فراهم آوردن توسعه ملی در یک کشور یاد می‌شود. از این مسئله از آن رو حائز اهمیت است که بر پایه برخی نظریات با وجود توسعه بر مدار سرمایه‌داری ملی زمینه برای تحقق توسعه سیاسی نیز فراهم می‌گردد. از آنجایی که ایران در دهه 1340 و ابتدای دهه 1350 دوره‌ای از توسعه اقتصادی را سپری کرد، پرسش مهمی که این مقاله به دنبال پاسخ به آن است را می‌توان اینگونه مورد تاکید قرار داد که چه نوعی از سرمایه‌داری در ایران دهه 1340 و 1350 پشتوانه برنامه‌های اقتصادی توسعه قرار گرفت؟ فرضیه این مقاله در پاسخ به این پرسش از این قرار است: با توجه به سه شاخص وجود رابطه امپریالیستی میان ایران و غرب(با تاکید بر هژمون نظام‌بین‌الملل)، پیوند طبقاتی میان سرمایه‌داری ایرانی و جهانی و اهمیت واردات به جای صادرات، سرمایه‌داری مسلط و غالب در این دوره کمپرادور بوده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد ماهیت ملی‌گرایانه را می‌بایست بیشتر در خرده‌بورژوازی ایرانی جستجو کرد. خرده‌بورژوازی که در دوره کوتاه اقتصاد بدون نفتِ دولت محمد مصدق در روزهای اوج خود قرار داشت و پس از آن به حاشیه رانده شد. در راستای تبیین این فرضیه این پژوهش روش نهادی-تاریخی دارد. گردآوری داده‌ها نیز به شکل کتابخانه‌ای انجام خواهد شد.

صورت بندی اقتصادی اجتماعی ایران در دوره جمهوری اسلامی

صورت بندی اقتصادی اجتماعی ایران در دوره جمهوری اسلامی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 137-168

مصطفی قربانی

چکیده در تلاش برای تبیین تحولات اقتصادی اجتماعی دوره جمهوری اسلامی این سؤال مطرح می‌شود که «صورت‌بندی اقتصادی اجتماعی ایران در دوره جمهوری اسلامی ایران دچار چه تغییراتی شده است؟» فرض بر آن است که در دوره ج.ا، به‌رغم کم‌شدت بودن تغییر در ساخت اقتصاد ایران، اما وضعیت رفاهی- معیشتی و نظام قشربندی اجتماعی ایران دچار تغییرات محسوسی شده است. با رهیافت جامعه‌شناسی تاریخی و استفاده از روش ابداعی جان فوران برای بررسی تحولات اقتصادی اجتماعی ایران، این یافته‌ها به دست آمده که در حوزه روستایی، با وجود کاهش سهم روستاها از جمعیت کل کشور از بیش از 50 به حدود 24 درصد، فرایند شهری شدن روستاها توسعه و شکاف امکاناتی روستاها و شهرها کاهش یافته و در عین حال، مناسبات ارباب–رعیتی در روستاها برچیده شده، توازنی در منزلت اجتماعی میان روستاییان ایجاد شده و آنها از رعایا به شهروندان دارای حقوق و آزادی‌های مشروع تبدیل شده‌اند. با این حال، تولید در روستاها متنوع نشده است. در حوزه عشایری نیز جمعیت عشایر و سهم‌شان از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است. در شهرها هم علاوه بر افزایش سهم شهرها از جمعیت کل کشور از 50 به 76 درصد و افزایش سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی از 18 به 42 درصد، اما سهم شاغلان در بخش صنعت در حدود نصف شاغلان در بخش خدمات است. همچنین، به دلایلی چون تحریم‌های فلج‌کننده ضدایرانی و افزایش بی‌ثباتی در فضای اقتصادی، بورژوازی‌های کمپرادور و مستغلات و سرمایه‌داری شبه‌دولتی رشد کرده‌اند، اما طبقه متوسط شهری، طبقه پایین و کارگران با افت سرمایه اقتصادی مواجه شده‌اند.

الزامات تحقق هویت‌ملی در الگوی پیشرفت اسلامی‌-ایرانی

الزامات تحقق هویت‌ملی در الگوی پیشرفت اسلامی‌-ایرانی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 169-198

عباس مرادی

چکیده چکیده

جدیدترین عنصر مرتبط ‌با‌ هویت‌ملی در انقلاب ‌اسلامی‌«الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی» است.پارادایم‌های هویت‌ملی با وجود نقد بسیار در ایران، قابل اعتبارند و نمی‌توان به‌راحتی در طراحی نقشه راه پنجاه سال آینده کنار گذاشت، صحبت از ظرفیت‌های عظیمی از فرهنگ، تاریخ، زبان، سرزمین و قومیت است، که خصلت ثابت و زایل‌نشدنی در ضمیر خود، هزاران سال نقش بسته است و قابل فراموشی نیست. آیا الگوی ایرانی‌-اسلامی پیشرفت در میان هجمه‌های فرهنگ‌ غربی و شرقی به نسل جدید ، می‌تواند یک روایت بزرگ بدیل، بدون توجه به عناصر هویت‌ایرانی باشد؟ انقلاب‌اسلامی‌ در گام‌دوم می‌تواند با تمهیدات مناسب ، ضمن انعطاف‌پذیری‌ و حفظ حرمت سابقه و تداوم در عناصر هویت‌ملی‌، الگوی‌ پیشرفت ‌اسلامی-‌ایرانی را با مؤلفه‌های ‌جدید همچون؛ مردم‌سالاری‌‌دینی، آینده‌نگری و بومی‌گرایی منطبق سازد. به این معنی‌ که در الزامات مربوط به پیشرفت، شاخص‌های ملی، بومی، اسلامی‌و تمدنی در نظر گرفته شود. روش توصیفی‌-تحلیلی و با رویکردی جامعه شناسی تاریخی آنتونی‌اسمیت و بهره‌گیری از ابزار کتابخانه‌ای به جایگاه هویت‌ملی در الگوی پیشرفت ایرانی و اسلامی‌می‌پردازد. هدف مقاله حاضر این است که برای حل چالشهای امروز هویت‌ملی، انقلاب‌اسلامی‌ نیاز به درک خصلت و جاذبه ملت درارتباط مداوم با گذشته دارد و با انطباق هویت‌ملی می‌تواند دگرگونی‌ها و نیازهای‌نوین جامعه ایران را مرتفع ‌نماید.

نقش بریکس در نظم نوین بین المللی

نقش بریکس در نظم نوین بین المللی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 199-239

راضیه فرمانی، سهراب صلاحی، محسن دیانت

چکیده بریکس از پیمان‌های مهم بین‌المللی است که هم از جهت رویکرد این پیمان و هم از جهت عضویت جمهوری اسلامی ایران در این پیمان نیازمند بحث و بررسی است. بر همین اساس، هدف مقاله حاضر مطالعه نقش بریکس در نظم نوین بین المللیمی باشددر این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه‌ای برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها استفاده شده است. سؤال اصلی مقاله این است که بریکس از چه منظر و به چه شیوه‌ای بر نظم بین‌الملل تأثیر می‌گذارد؟ فرضیه تحقیق بر این مبنا است که بریکس از طریق نهادسازی، ایجاد بانک‌های توسعه‌ای نظیر بانک توسعه آسیایی، گذار از اقتصاد و ارزش‌های لیبرال غربی، اصلاح ساختارهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، و همچنین روند دلارزدایی و ترویج چندقطبی‌گرایی، نظم نوین بین‌المللی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که ساختار بریکس می‌تواند پاسخی به عدم تعادل موجود در نظم بین‌الملل باشد و قواعد، هنجارها و دستورکار بین‌المللی را به چالش بکشد؛ این چالش عمدتاً از طریق ابزارهای موازنه نرم در حوزه‌های مختلف تحقق می‌یابد.

تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر سیاست تقابل و تعامل ایران با ایالات متحده آمریکا و چشم‌انداز آن

تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر سیاست تقابل و تعامل ایران با ایالات متحده آمریکا و چشم‌انداز آن

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 273-295

سیدامیر حسین میراحمدی، امیرفرنام وزیری

چکیده گفتمان انقلاب اسلامی از بدو پیروزی در سال ۱۳۵۷، ساختار و جهت‌گیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را به‌گونه‌ای بنیادین متحول ساخت. این گفتمان با تکیه بر مؤلفه‌هایی چون استقلال‌طلبی، نفی سلطه، روحیه شهادت‌طلبی، مردم‌سالاری دینی و قدرت نظامی، چارچوبی ضد استکباری برای مواجهه با قدرت‌های زورگو ـ به‌ویژه ایالات متحده آمریکا ـ ترسیم کرده است. در عین حال، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی زمینه‌هایی برای بروز تعامل مشروط و محدود در دل همین گفتمان فراهم آورده‌اند؛ ظرفیت‌هایی که امکان بهره‌گیری تاکتیکی از مذاکره را بدون عدول از اصول گفتمانی فراهم می‌کنند. تجربه‌هایی مانند مذاکرات هسته‌ای و گفت‌وگوهای منطقه‌ای نشان می‌دهد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب این گفتمان، از منطق «تعامل مقاومتی» تبعیت می‌کند؛ تعاملی که ابزاری برای حفظ اصول و هویت انقلابی کشور است، نه عبور از آن‌ها.

این مقاله با بهره‌گیری از رهیافت سازه‌انگاری و روش تحلیل گفتمان در روابط بین‌الملل، به بررسی چگونگی تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر سیاست‌های تقابلی و تعامل‌جویانه ایران با آمریکا از آغاز انقلاب تاکنون می‌پردازد. نمونه‌های تاریخی تحلیل شده شامل توافق الجزایر، مذاکرات مک‌فارلین، دوره تنش‌زدایی دولت اصلاحات، مذاکرات هسته‌ای و گفت‌وگوهای غیرمستقیم اخیر است. یافته‌ها نشان می‌دهد که رفتار ایران بیش از ملاحظات مادی، تابع هویت‌ها و معانی گفتمانی بوده است و سیاست تعامل مقاومتی، رویکردی پایدار در مواجهه با آمریکا محسوب می‌شود.

در نهایت، این پژوهش می‌تواند به فهم بهتر پویایی‌های هویتی و راهبردی روابط ایران و آمریکا کمک کرده و راهنمایی برای تحلیل آینده تعاملات و تقابل‌های بین دو کشور ارائه دهد.

بررسی تطبیقی شاخص‌های حکمرانی خوب از دیدگاه نهج‌البلاغه و بانک جهانی

بررسی تطبیقی شاخص‌های حکمرانی خوب از دیدگاه نهج‌البلاغه و بانک جهانی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 297-323

محمدرضا احمدی بنی، سید حسن ملائکه، اکبر قربانی

چکیده در این مقاله شاخص‌های حکمرانی خوب از دیدگاه نهج‌البلاغه و شاخص‌های اعلامی بانک جهانی به صورت تطبیقی بررسی می‌گردد. روش پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا از نوع تحلیل مضمونی است. ابزار گردآوری داده‌ها مطالعه اسناد و کتابخانه ای است. در این پژوهش استدلال می‌شود مفهوم و شاخص‌های حکمرانی شایسته (قانون‌گرایی، مبارزه با فساد، پاسخگویی، شفافیت، کارایی و اثربخشی) ارائه شده در نهج البلاغه تفاوت خاصی با شاخص‌های مورد نظر بانک جهانی یا سایر ارگان‌های بین‌المللی یا صاحب‌نظران ندارد. هیچ‌گاه واژه حکمرانی در مقابل مفهوم دموکراسی یا رویه‌های دموکراتیک مطرح نگردیده بلکه به شیوه و روش حکومت‌داری و تامین منافع عمومی توسط مسئولان سیاسی یک کشور ارتباط داشته است تا جایی که بسیاری از صاحبنظران مقوله حکمرانی، دموکراسی را نیز برای رسیدن به حکمرانی خوب لازم و کافی بر نشمرده و به جای آن تفکر توسعه‌خواه نخبگان فکری و ابزاری کشور را ضروری انگاشته‌اند. نتیجه آن که به جرات‌ می‌توان گفت که امام(ع) در این عهدنامه قطعا"فراتر از احکام و مؤلفه‌هایی که برای حکمرانی خوب لازم است، را تبیین نموده‌‌اند لذا تمامی شاخص‌های دقیق حکمرانی خوب در نهج‌البلاغه امیرالمونین (ع) قابل ردیابی و تطبیق با نظریات مدرن حکمرانی خوب به ویژه شاخص‌های دقیقی که بانک جهانی ارائه کرده است، می‌باشد.

برهه انقلابی و دولت مردم بنیاد: تاملی پیرامون مناسبات دولت و جامعه در دهه اول انقلاب (67- 1357)

برهه انقلابی و دولت مردم بنیاد: تاملی پیرامون مناسبات دولت و جامعه در دهه اول انقلاب (67- 1357)

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 325-357

صادق پناهی نسب

چکیده وقوع انقلاب اسلامی که در واقع گذر از دولت پهلوی به حکومت جمهوری اسلامی ایران بود، نخستین تجربة منحصر به فردی است که موجب تشکیل نظام سیاسی اسلامی و پیوند دولت و جامعه شد. هدف پژوهش حاضر تاملی پیرامون مناسبات دولت و جامعه در دهه اول انقلاب است که با استفاده از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای به دنبال پاسخگویی به این سوال است که نهادهایی که در برهه انقلابی شکل گرفتند چگونه در بازتولید رابطه دولت و جامعه تاثیرگذار بودند؟ ؟ بر این اساس سه نهاد حمایتی، خدماتی و بهداشتی ( کمیته امداد امام خمینی (ره)، جهادسازندگی و خانه های بهداشت) و دو عرصه مشارکت سیاسی و نظامی ( انتخابات و دفاع مقدس) مورد مداقه و بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نهادهای ذکر شده زاییده گفتمان انقلاب بودند و از آنجایی که دولت خود را برخواسته از اراده جمعی مردم می دانست، در پی آن بود تا نسبت خود با جامعه را تعین بخشد. این نسبت تنها با حضور جامعه در صندوق های رای خلاصه نمیشد بلکه دولت با شکل گیری نهادهای تازه تاسیس زمینه را برای انجام خدمات رفاهی، حمایتی، بهداشتی و ... فراهم نمود. دولت در پی آن بود تا مناسبات میان خود و جامعه را در چند بُعد تقویت کند و به آنها نمود عینی بخشد. از آنجایی که پایگاه اجتماعی دولت در طبقات پایین جامعه و مناطق حاشیه ای بود، بخش مهمی از این نهادها را با هدف تقویت این طبقه ایجاد کرد. هرچند که هدف از شکل گیری این نهادها از طرف دولت اعمال یک رابطه از بالا به پایین جهت ایجاد رابطه منسجم و پایدار در دهه اول انقلاب با جامعه بود. اما انتخابات و دفاع مقدس که با حضور جامعه به سرانجام رسید از پایین به بالا و برخاسته از امر اجتماعی جهت پیوند با ساخت قدرت بود.

مقایسه علل و عوامل همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران با عربستان و مصر قبل و بعد از بیداری اسلامی

مقایسه علل و عوامل همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران با عربستان و مصر قبل و بعد از بیداری اسلامی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 23-47

رضا نجابت، عباس کشاورز شکری، پرویز امینی

چکیده تحقیق نشان می‌دهد که در دوره پیش از بیداری اسلامی، همگرایی ایران و عربستان و مصر بر اساس مشترکات فرهنگی و تاریخی و همچنین منافع اقتصادی شکل گرفته بود، اما واگرایی‌های سیاسی و ایدئولوژیک نیز وجود داشت. بعد از بیداری اسلامی، همگرایی و واگرایی این سه کشور بر اساس تعاملات پیچیده سیاسی، مذهبی، و اقتصادی شکل گرفت. این تعاملات شامل رقابت برای نفوذ منطقه‌ای، اختلاف در تفسیر اسلام سیاسی، و واکنش به تحولات جهانی مانند بیداری اسلامی بود. در نهایت، تحلیل نشان می‌دهد که عوامل داخلی مانند ساختار سیاسی، عوامل خارجی مانند مداخلات قدرت‌های بزرگ، و عوامل ایدئولوژیک، همگی در شکل‌گیری این الگوی پیچیده همگرایی و واگرایی نقش کلیدی داشته‌اند. این مقایسه، به درک بهتر تحولات منطقه‌ای و چالش‌های پیش روی ایران، عربستان و مصر کمک می‌کند. روش این تحقیق مقایسه‌ای است که با توجه به نظریه منطقه گرایی علل و عوامل همگرایی و واگرایی ایران با عربستان و مصر قبل و بعد از بیداری اسلامی مقایسه شده است.

نقش سیاست خارجی توسعه‌گرا در تحقق اهداف سند چشم‌انداز بیست ‌ساله جمهوری اسلامی ایران

نقش سیاست خارجی توسعه‌گرا در تحقق اهداف سند چشم‌انداز بیست ‌ساله جمهوری اسلامی ایران

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-120

سید محمدرضا موسوی

چکیده این مقاله به بررسی رابطه تنگاتنگ میان توسعه ملی و سیاست خارجی در چارچوب سند چشم‌انداز بیست‌ساله جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد. در این سند، ایران به‌عنوان کشوری توسعه‌یافته با جایگاه نخست اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه و دارای تعامل فعال با اقتصاد جهانی تعریف شده است. مقاله سه الگوی توسعه (درون‌گرا، برون‌گرا، مختلط) را تحلیل کرده و نشان می‌دهد ایران پس از جنگ تحمیلی به سمت توسعه برون‌گرا (صادرات‌محور) حرکت کرده است. این الگو نیازمند سیاست خارجی تعاملی و دیپلماسی فعال برای بهره‌گیری از منابع جهانی است و با انزواگرایی سازگار نیست. سیاست خارجی توسعه‌گرا باید با الگوی توسعه هماهنگ باشد، تصویر مثبتی از ایران ارائه دهد، اعتبار بین‌المللی کسب کند و از امنیتی شدن جایگاه ایران جلوگیری نماید. این سیاست بر همزیستی مسالمت‌آمیز، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و چندجانبه‌گرایی استوار است و ضمن حفظ استقلال و امنیت ملی، توسعه پایدار و تعامل سازنده جهانی را تسهیل می‌کند. پرسش پژوهش این است که سیاست خارجی توسعه‌گرا چگونه به اهداف توسعه ملی در سند چشم‌انداز کمک می‌کند؟ فرضیه پژوهش بیان می‌کند که سیاست خارجی برون‌گرا و تعاملی، با ایجاد بستر مناسب برای استفاده از فرصت‌های جهانی و جلوگیری از امنیتی شدن جایگاه ایران، به تحقق اهداف سند چشم‌انداز، شامل جایگاه نخست منطقه‌ای، کمک می‌کند، ضمن حفظ استقلال و امنیت ملی.

نوسازی آمرانه و برنامه‌های توسعه در دوره پهلوی و اقتصاد روستا

نوسازی آمرانه و برنامه‌های توسعه در دوره پهلوی و اقتصاد روستا

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 179-202

غلامعلی سلیمانی

چکیده در طول تاریخ، روستا بخش اصلی اقتصاد ایران را شکل می‌داد و به همین دلیل هم بیشترین نیروی کار و تولید متعلق به این بخش بود. از اوایل شکل‌گیری حکومت پهلوی روستا و معیشت روستایی تحت تاثیر برنامه نوسازی آمرانه رژیم پهلوی دچار تغییر و تحولات اساسی شد. یکجا نشینی و سیاست تخته قاپو کردن عشایر ضربه سختی بر معیشت ایلی وارد کرد و بار جمعیتی این بخش را به روستاها منتقل کرد و در ادامه تبعیض موجود در برنامه حمایتی دولت به نفع شهر و جمعیت شهری و تثبیت قدرت اقتصادی زمینداران باعث شد در دوره پهلوی اول نخستین تکانه‌های شدید معیشت روستائیان را تحت تاثیر قرار دهد. بعد از تثبیت قدرت محمدرضاشاه از دهه سی به بعد معیشت روستائی به شدت متاثر از برنامه اصلاحات ارضی و در ادامه برنامه‌های توسعه قرار گرفت.با این وصف پرسش پیش روی این مقاله این است برنامه های توسعه و نوسازی چه تاثیری بر اقتصاد روستا و به تبع آن معیشت روستائیان داشته است؟ به نظر می‌رسد دولت پهلوی در اجرای برنامه‌های توسعه و صنعتی کردن کشور، روستا را به عنوان یکی از مهمترین بخش‌های اقتصاد کشور در کانون توجه قرار نداد و اولویت بخشی به صنعت، ظرفیت روستاها را خالی و مانع از شکوفایی پتانسیل روستاها به عنوان بستر اولیه و اساسی توسعه شد و باعث کاهش توان و نقش آفرینی آن در دستیابی به توسعه شد.

دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی

دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی

دوره 14، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 203-226

سمانه کشوردوست، امیر رضا کاظمی، علی باقرزاده دوغیکلا، ایوب آرامش

چکیده دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی



چکیده
پژوهش حاضر تصویری از وضعیت سیاست‌های رفاهی دولت شهید رئیسی و فرصت‌های و چالش‌ها موجود برای بهبود این سیاست‌ها است. مساله اصلی این پژوهش، بررسی سیاست‌های رفاهی دولت سیزدهم در حوزه کاهش فقر، نابرابری و ارتقای سطح زندگی مردم است. در این راستا، مقاله پیش رو با روش تحلیل اسنادی به بررسی و واکاوی اسناد بالادستی و تحلیل گزارشات ارزیابی عملکرد دولتی می پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که دولت شهید رئیسی، با اقدامات متنوعی در حوزه‌های مختلف از جمله اشتغال‌زایی، بیمه و تأمین اجتماعی، توزیع یارانه و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر تلاش کرده تا رفاه اجتماعی را ارتقا دهد. با این حال، چالش‌هایی نیز نظیر مشکلات اقتصادی، تحریم ها، بوروکراسی پیچیده و نابرابری‌های منطقه‌ای همچنان مانع از تحقق کامل اهداف رفاهی شده‌اند. این پژوهش با جمع‌بندی دستاوردها و چالش‌های سیاست‌های رفاهی، زمینه‌ای برای سیاستگذاری این موضوع در آینده فراهم می‌کند.
واژگان کلیدی: سیاست ها ی رفاه اجتماعی، دولت سیزدهم، شهید رئیسی