تساهل لیبرالیستی از دیدگاه امام خمینی و هربرت مارکوزه : تفاوت در مبانی ، تشابه در نتایج

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 خیابان وصال شمالی - کوچه 10- پلاک 3- طبقه سوم

2 دانشجو

3 رئیس دانشکده علوم انسانی

چکیده

مقاله حاضر به مقایسه اندیشه امام خمینی و هربرت مارکوزه در خصوص تساهل لیبرالیستی اختصاص دارد با این هدف که نشان داده شود چگونه دو متفکر با مبانی کاملا متفاوت و حتی متعارض ممکن است به نتیجه مشابهی برسند. در مقاله حاضر این پرسش به بحث گذاشته می شود که وجه اشتراک نظرامام خمینی و مارکوزه در مورد تساهل لیبرالیستی چیست و این فرضیه را به آزمون گذاشته می شود که وجه اشتراک در این است که هردو معتقدند مفهوم تساهل موجود در لیبرالیسم، ازبروز و تداوم ایدئولوژی انقلابی جلوگیری می کند. روش مقاله توصیفی تطبیقی و رویکرد مقاله فلسفی-سیاسی است و از لحاظ موضوع، جدید و فاقد سابقه مطالعاتی با این نحوه نگرش است. جنبه نوآوری مقاله در مقایسه اندیشه دو متفکر است که در ظاهرا قیاس ناپذیر به نظر می رسند. نتیجه مقاله این است که در هنگام مطالعه نظریات غیر اسلامی ٍعلاوه بر بررسی و نقد، باید به دنبال درسهائی از آن نظریه بود که در غنی سازی نظریه پردازی در گام دوم انقلاب به کار آید. به اعتقاد نگارندگان، این نوع نگرش راه درس آموزی بین نظرات اسلامی و سکولار را هموار خواهد ساخت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Liberal Tolerance, Imam Khomeini and Herbert Marcuse Attitude; Differences in Bases, Similarities in Results

نویسندگان [English]

  • HamidReza Haghighat 1
  • atefeh abbaszadeh 2
  • Mohammad Ali Akhgar 3
1 خیابان وصال شمالی - کوچه 10- پلاک 3- طبقه سوم
2 student
3 Dean of Humanities Faculty
چکیده [English]

The present article compares the ideas of Imam Khomeini and Herbert Marcuse regarding liberal tolerance with the aim of showing how two thinkers with completely different and even conflicting principles may reach the same conclusion. The present article discusses the question of what Imam Khomeini and Marcuse's views on liberal tolerance have in common, and tests the hypothesis that they both believe that the concept of tolerance in liberalism prevents the emergence and continuation of revolutionary ideology. The method of the descriptive article is comparative and the approach of the article is philosophical-political, and in terms of subject matter, it is new and has no study history with this kind of attitude. The innovative aspect of the article is the comparison of the ideas of two thinkers who seem incomparable. The conclusion of the article is that when studying non-Islamic theories, in addition to reviewing and criticizing, one should look for lessons from that theory that can be used to enrich theorizing in the second step of the revolution. According to the authors, this kind of attitude will pave the way for learning between Islamic and secular views.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Imam Khomeini
  • Herbert Marcuse
  • Revolutionary Ideology
  • Liberalism
  • Tolerance