نویسندگان

چکیده

طبقه متوسط جدید روایت پرفرازونشیبی در تاریخ ایران داشته است. این طبقه از دوره معاصر و در قالب روشنفکران و تحصیل‌کردگان به مشارکت در جنبش مشروطه پرداخته است. جنبش ملی کردن صنعت نفت عرصه دیگری برای نقش آفرینی این طبقه در مبارزات اجتماعی ایرانیان بوده است. در این دو نهضت آزادی خواهانه، طبقه متوسط جدید نقش پیشرو و اصلی را داشته است، اما این هدایتگری در انقلاب اسلامی به حاشیه رانده شد و این طبقه نظاره‌ گر قدرت آفرینی طبقه متوسط سنتی و روحانیت گشت. درحالی‌ که در جوامع غربی طبقه متوسط موتور محرک تغییرات و فرایندهای مدرن بوده است. در ایران اما طبقات دیگری هم انحصار این طبقه را در رهبری جنبش ها به چالش طلبیده اند. هدف اصلی این تحقیق بررسی علل ناکامی طبقه متوسط در رهبری انقلاب اسلامی است. بدین منظور ابتدا به مطالعه شکل‌ گیری و تحولات کیفی این طبقه در تاریخ معاصر می پردازیم و سپس نقش دیگر اقشار اجتماعی را در مبارزات پیشرو و ضداستبدادی مردم ایران از نظر می گذرانیم. فرضیه اولیه نیز این است که به دلیل اجرای سیاست های مدرنیستی در دوره پهلوی، طبقه متوسط نسبت بدان علاقمندی نشان می داد و توان رهایی و نقش آفرینی در قالب گفتمان مخالف رژیم را نداشت. بدین ترتیب انقلاب اسلامی را عرصه ایفای نقش سازنده دیگر طبقات نمود.
 

کلیدواژه‌ها