صفحه 7-28
فیروز اصلانی، عیسی خیری
چکیده با ظهور سلسله صفویه، صفحات جدیدی در تاریخ اندیشه سیاسی و شیوه زمامداری ایرانیان با تکیه بر شریعت اسلام و بهویژه فقه سیاسی شیعه ورق خورد. مؤسسان صفوی در پویش برای مشروعیتیابی خود و تمسک به قواعد عقلانی و ریشهدار متصل به وحی و نصوص دینی برای اداره کشور بهسوی اندیشمندان حوزههای علمی شیعه روی آوردند و در مقابل، علما نیز این فرصت را برای ارتقای تشیع و حاملان آن به سطح اداره سیاسی و اجتماعی کشور پهناور و تازه استقلال یافته ایران مغتنم شمرده، به نظریهپردازی مدرن از نوع «ولایت و نظارت فقیه» بر سلطنت دست زدند. برخی آثار به جای مانده از آن دوران حکایت از وضعیت حقوق عمومی و اساسی در 230 سال حکومت صفویان دارد که در این مقاله به آنها استناد شده است. در تحلیل این متون به تئوری مشروعیت و مبانی شرعی آن و توجیه حاکمیت سلاطین صفوی در دستگاه سلطانی و فضای اقتدارگرایی آن دوره توجه شده است.
صفحه 29-52
عبدالله جاسبی، رضا پریزاد
چکیده بررسی نقش و عملکرد احزاب سیاسی در شکل دادن به نهادهای مدنی و تأثیرگذاری آنها در پیکره سیاسی جامعه و همچنین علل ناپایداری و ناکامی آنها در عرصه سیاسی ضرورتی انکارناشدنی دارد. حزب جمهوری اسلامی یکی از همین احزاب است که پس از یک دهه فعالیت حزبی، سرانجام رأی به توقف فعالیتهایش در حیات سیاسی جامعه ایران داد. این حزب پس از انقلاب اسلامی، نقش مهمی در تدوین قانون اساسی، شکل دادن به نهادهای مدنی و قوای سهگانه در جمهوری اسلامی از طریق حضور اعضایش در این نهادها و ارگانهای سیاسی داشت. علاوه بر اینها حزب مذکور، در آغاز حیات فعالیت سیاسی خود توانست با کمک سایر نیروهای ارزشی با برگزاری (9) انتخابات مهم و سرنوشتساز، همچون همهپرسی جمهوری اسلامی، انتخابات دوره اول و دوم مجلس شورای اسلامی، انتخابات مجلس، بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، همه پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انتخابات سه دوره ریاست جمهوری و انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان رهبری و در کنار آنها مرتفع کردن مشکلات و بحرانهای مختلفی که در کشور و پس از پیروزی انقلاب به وجود آمده بود؛ ایفای نقش کند. اما پرسش اصلی این است که چه عواملی باعث شد تا چنین حزب فراگیری که در تاریخ این کشور منحصر به فرد بوده، ناپایدار باشد و نخبگان این حزب چه نقشی در عدم نهادمندی و به تبع آن توقف فعالیتهای این حزب داشتند. در این مقاله سعی شده با استفاده از الگوی نظری ساموئل هانتینگتون در خصوص نهادمندی و معیارهای نهادمندی، به تبیین این موضوع پرداخته و این فرض استوار شود که برای تقویت سطح نهادمندی لازم بود تا نخبگان حزب تغییراتی در مواضع و عملکرد خود به وجود آورند، اما این تغییرات با ارزشهای اسلامی و انقلاب کاملاً سازگار نبود؛ لذا نخبگان حزب جمهوری اسلامی برابر اساسنامه و تعهدات اولیه در دفاع از ارزشها و مصالح نظام بهجایی رسیدند که باید بین حفظ حزب و حفظ ارزشهای اسلام و انقلاب یکی را برمیگزیدند و آنها دومی را انتخاب کردند. این تحقیق به لحاظ هدف، پژوهشی نظری و کاربردگرایانه و از حیث ماهیت، آسیبشناسانه میباشد و از روش توصیفی و تحلیلی بهره برده است.
صفحه 53-74
ابوذر رجبی
چکیده از ویژگیهای دین اسلام که در قانون اساسی نیز بخشی از آن متبلور شده است، نحوه تعامل و رفتار با غیر مسلمانان است. اصل چهاردهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت ج. ا.ا و مسلمانان را براساس آیه هشتم سوره ممتحنه موظف میداند که نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل رویکرد اخلاقی جمهوری اسلامی را در برابر غیر مسلمانان بیان میدارد. اگرچه کثرتگرایان در ادله اثبات دیدگاه خود، مسئله حسن رفتار با پیروان همه ادیان را مطرح میکنند، تفاوت جدی بین مدعای آنان و این اصل از قانون اساسی وجود دارد. پلورالیسم هنجاری یا رفتاری پیش از ادعای کثرتگرایان از سوی اسلام مطرح شده بود؛ اما نتیجه آن تن دادن به کثرتگرایی معرفتی و نجاتشناختی نیست. در این مقاله ضمن تحلیل انتقادی از دیدگاه کثرتگرایان در این حیطه، به تفاوت اساسی اصل چهارده قانون اساسی با نگره یادشده اشاره خواهیم کرد.
صفحه 75-86
بهاءالدین قهرمانی نژاد شایق
چکیده از اصلیترین مبانی اندیشه، سیره و منش امام خمینی، که بازخورد بیرونی آن بهعنوان سیاست راهبردی انقلاب اسلامی بروز نموده، توجه به اتحاد امت اسلامی است. به همین جهت، وحدت کلمه، پرهیز از تفرقه، تمرکز بر مشترکات، اتحاد و همدلی و منافع امت اسلامی از آموزههای اصیل و دیرین امام راحل و خلف صالحش، رهبر معظم انقلاب اسلامی است. واکاوی و بررسی مؤلفهها و تعیین معیارهای این آموزه راهبردی، مسئلهای است که این مقاله عهدهدار پاسخ آن است. ضرورت این پژوهش، علاوه بر اهمیت موضوعی، کاربردی و راهبردی آن، اثبات این واقعیت است که از دید امام (قده)، اتحاد امت اسلامی، نه یک تاکتیک و روش، بلکه ضرورتی فطری و فریضهای الهی است.
روحالله شاکری زواردهی، زینب مختاری
چکیده در سدههای اخیر مسئله حکومت فقیه در دوران غیبت امام عصر# واکنشهای جدی را در میان فقها پدید آورده است که برخی موافق و برخی دیگر مخالف آن میباشند. اما در میان فقهایی که به وجوب تشکیل حکومت رأی دادهاند، مسئلهای مهم وجود دارد و آن اینکه آیا فقها در تحصیل و آمادهسازی مقدمات حکومت وظیفهای دارند یا خیر؟ در کنار فقهایی که معتقدند برای تشکیل حکومت باید منتظر شرایط شد تا مردم زمینه حکومت فقیه را ایجاد کنند، امام خمینی نظری نو را مطرح کردهاند. ایشان با تکیه بر دلایل عقلی و نقلی و بینشی عمیق از ماهیت احکام اسلامی معتقدند بر فقها واجب است تا برای تحصیل شرایط حکومت، اقدام و شرایط را آماده کنند و سپس مسلمانان را به پیروی از خود و پذیرش حکومت فقیه دعوت نمایند. بر این اساس از نظر ایشان تحصیل مقدمات حکومت، از باب مقدمه واجب است نه مقدمه وجوب. در این نوشتار برآنیم تا با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی به تبیینی کامل از نظریه امام خمینی در باب تحصیلی بودن حکومت فقیه، در مقابل حصولی بودن آن پرداخته و دلایل ایشان بر وجوب تحصیل مقدمات حکومت را بیان کنیم. در انتها به این نکته اشاره میشود که طبق این نظریه، اگرچه مشروعیت حکومت فقیه الهی است، تحصیل آن با قهر و غلبه و زور نبوده و نیازمند مقبولیت مردمی است.
صفحه 103-128
مجتبی زارعی، رویا فتحعلی بیک
چکیده دوگانه تشیع و هوّیتِ ملی در ایران با نسبتهای مختلفی مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است. پژوهش حاضر مطابق نظر امام خمینی بر آن است که تشیع در ایران از سوی سلطنت صفوی با مؤلفههای زور یا اجبار، «اتفاق» نیفتاده، بلکه در فرایند زمان براساس تعلیم و ارشاد علما «ساخته» شده است؛ اگرچه نهاد سلطانی پس از رسمیت مذهب تشیع و هوّیت ملی شیعی در سرحدات ایرانی به سیاستگذاریهای حاکمیتی مبادرت کرد، اما هویت ملی شیعی و بسط آن از ما قبل سلطنت صفوی و از طریق «سیاستهای تعلیمی ـ ارشادی» عالمان و متفکران دینی آغاز و پس از آن با تأییدات و تعلیمات علما، سیاستگذاریهای فرهنگی کارگزاران صفوی نیز بسط و تعمیق یافت. نتیجه اینکه صفویه نهتنها علّت تکوین فکر و هویت شیعی نیست، بلکه خود صفویه و ملیت شیعی محصول تکاپوی تشیعِ تعلیمْ بنیاد و ارشادْ محور است که در مؤلفههای گوناگون و متعددی عینیت معرفتی، اجتماعی و سیاسی پیدا کرد.
صفحه 129-150
جلیل دارا، محمود بابایی
چکیده انقلاب اسلامی ایران یکی از اتفاقات مهم و تأثیرگذار بر جامعه شیعیان یمن بوده است؛ چون انقلاب اسلامی همواره یکی از ماموریتهای خود را حمایت از خیزشهای مردمی علیه رژیمهای مستبد اعلام کرده است. از طرفی رهبران ایران نیز، داعیه صدور نرم انقلاب را داشته و دارند. واقعیت حمایت جمهوری اسلامی ایران از مستضعفین در برابر مستکبرین و همچنین تصویرسازیهای ایران هراسانه از صدور این انقلاب، در کنار تهدید و تحدید منافع عربستان در منطقه، موجب شکلگیری دو قطبی موجود در اندیشه افراطگرایانه اعراب عربستان شده است. سؤالی که برخی مطرح میکنند این است که آیا تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر یمن و ترویج اندیشههای رهبران قبلی و فعلی انقلاب اسلامی ایران بر جنبشهای اسلامی یمنی همچون انصارالله از نوع سخت بوده، یا به شکل نرم اتفاق افتاده است؟ در واقع تصویرسازی از مبانی نظری و اندیشهای جنبش انصارالله بهعنوان مهمترین بازیگر تأثیرگذار در حوادث اخیر یمن و متاثر بودن آن از انقلاب اسلامی ایران را چگونه میتوان تحلیل نمود؟ فرضیه پژوهش این است که تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جنبش انصارالله و الحوثیها بر دو محور تأثرپذیری اندیشهای ـ فکری و تأثیرپذیری جریانی و مبتنی بر «نظریه پخش» قابل تحلیل است. به عبارتی انقلاب اسلامی هم تأثیر فکری و هم تأثیر جریانی بر جنبش انصارالله داشته است.
صفحه 151-166
مصطفی ملکوتیان، حسن جوکار فارسی
چکیده یکی از پدیدههای قابل توجه سالهای اخیر، رسانههای اجتماعی و شبکههای اجتماعی بودهاند که با توجه به قابلیتها،کاربردها و آثار، نگاههای مختلفی را به خود معطوف داشتهاند، به ویژه پس از تحولات انقلابی بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که به زعم برخی اگر این نوع رسانهها نبودند، انقلابها به وقوع نمیپیوستند. این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی ایفای نقش رسانههای اجتماعی در انقلابهای عربی است؛ انقلابهایی که برخی معتقدند توسط شبکههای اجتماعی پیش رفتهاند و عناوینی چون انقلابهای «فیس بوکی» و «توئیتری» به آنها دادهاند. لذا برخی مدعیاند که اینترنت و ابزارهای آن نقش تعیینکنندهای در حرکتهای انقلابی بیداری اسلامی داشتهاند. این مطالعه ضمن پذیرش اصل تأثیرات رسانههای اجتماعی در تحولات بیداری اسلامی، در خصوص میزان آن ادعایی ندارد، اما در نحوه ایفای نقش رسانههای اجتماعی بر این ادعاست که رسانههای اجتماعی در توانمندسازی شهروندان و تعمیق حرکتهای اعتراضی نقش مؤثری داشتهاند. این نوشتار همچنین تلاش میکند ذیل دیدگاههای ارتباطات توانمندساز و نظریه صدا با استفاده از اطلاعات و منابع در دسترس به این مسئله بپردازد که کنشگران تحولات بیداری اسلامی تا چه حد از رسانههای اجتماعی چون فیس بوک توئیتر و یوتیوب جهت افزایش آگاهی و ساماندهی شرایط سیاسی استفاده نمودهاند. لازم به ذکر است در این نوشتار، تحولات کشورهای عربی به دلایل مختلف ـ که تبیین آن مجال خود را میطلبد ـ ذیل عنوان بیداری اسلامی توصیف شدهاند.
صفحه 167-192
فاطمه قربانی، غلامرضا بهروزی لک، محمدصادق جمشیدی راد
چکیده جهانی شدن با ابعاد و دامنه گسترده خود و با گذشت بیش از دو دهه، به مدد فناوریهای اطلاعاتی توانسته عرصه را برای ورود منابع جدید هویتساز فراهم آورد. انقلاب اسلامی در ایران بر مبنای ارزشهای دینی به پیروزی رسید و تا امروز سه نسل را پشت سرگذاشته است. در حال حاضر پدیده جهانی شدن هویت نسل جدید انقلاب اسلامی را با چالش مواجه نموده است. در پژوهشهای پیشین تحقیقی درخور در این باره صورت نگرفته است و این پرسش که جهانی شدن حامل چه تهدیداتی برای نسل جدید انقلاب میباشد. هنوز به پاسخگویی نیاز دارد. تهدیدات جهانی شدن با توجه ویژگیها و نیازهای دوره جوانی، هویت این نسل را بسیار مستعد تأثیرپذیری از این پدیده میکند. هدف این پژوهش یافتن برخی تهدیدات و مصونیت بخشی به نسل جدید در برابر چالشهای جهانی شدن است. همچنین این مقاله در صدد است با بهرهگیری از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، تهدیدات جهانی شدن و اثرآن را بر نسل جوان تحلیل نماید.
صفحه 193-208
امین نواختی مقدم، حمید سرمدی
چکیده هدف از نگارش این پژوهش، بررسی تطبیقی نقش امام خمینی و دکتر علی شریعتی در بسیج انقلابی انقلاب اسلامی میباشد. انقلاب 1357 موسوم به «معجزه کبیر قرن» موجب ظهور ایدئولوگهای بزرگی در نقش بسیجگری انقلاب شد که بیتردید نقش این دو شخصیت به وضوح قابل مشاهده است. نگارندگان معتقدند به دلایل عدیدهای نقش امام خمینی در فرایند بسیج انقلابی، فراگیرتر از دکتر شریعتی است و برخلاف جمعی از اندیشمندان و محققان برجسته انقلاب که به دکتر شریعتی بهعنوان رهبر فکری و ایدئولوگ اصلی بسیجگری انقلاب نظر دارند، استدلال این پژوهش این است که نقش امام در این خصوص بیبدیل بوده، شامل همه اقشار جامعه اعم از توده و روشنفکر میشد و گفتمان خمینیسم در روند مبارزات انقلابی و نیز استقرار نظام جمهوری اسلامی گفتمان مسلط بود، ولی بسیجگرایی دکتر شریعتی عمدتاً به محافل روشنفکری و آکادمیک محدود میشد و حیطه شمول آن محصورتر بود.
صفحه 209-232
محمد حسن جباری
چکیده این مقاله به دنبال بررسی و ارزیابی عدالت در اندیشه و عمل در میان نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی می باشد؛ اینکه چه نگرش و عملکردی نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی در تحقق عدالت در حوزه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با توجه به اهداف انقلاب اسلامی داشته اند؟ تاچه حدودی نیازهای چندساحتی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه با توجه به اهداف انقلاب اسلامی مورد توجه نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی بوده است؟
روش تحقیق مقاله توصیفی-تحلیلی با رویکرد نهاد گرایی می باشد. سعی خواهد شد با رویکرد نهادگرایی بر اساس نگرش های اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی با توجه به اسناد و مدارک دست اول و دست دوم، به بررسی و ارزیابی عدالت در اندیشه و عمل نخبگان اجرایی جمهوری اسلامی پرداخته شود.
یافته های پژوهش نشان می دهد؛ نخبگان جمهوری اسلامی(میرحسین موسوی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد) براساس اندیشه های اسلامی(بااثرپذیری از اندیشه لیبرالیستی و سوسیالیستی) و قانون اساسی جمهوری اسلامی مبتنی بر تحقق نیازهای چندساحتی جامعه، به دنبال تحقق تک ساحتی نیازهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با توجه به خواسته های جامعه بودند که منجر به مغفولیت نیازهای چندساحتی شد. این مساله به نوبه خود محرومیت نیازهای چندساجتی جامعه را به همراه داشت و منجر به پیروزی دولتهای با ترجیحات تک ساحتی نیازهای جامعه شد.