دوره و شماره: دوره 14، شماره 2 - شماره پیاپی 53، تابستان 1404 
تعداد مقالات: 14

حزب‌الله لبنان، توسعه عملی نظریه ولایت فقیه، با حل تعارض دوگانه امت – امامت با دولت- ملت

صفحه 7-22

محمد مهدی اسماعیلی

چکیده قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در سنت مالوف فقه شیعی، مرجعیت، فارغ از مرزهای جغرافیایی، جامعه مقلدین ایمانی خود را داشت. بعد از استقرار نظام دینی در جمهوری اسلامی ایران بر پایه اندیشه سیاسی شیعه، تعارض دوگانه امت- امامت در مقابل دولت- ملت، در عرصه های مختلف به چالش جدی برای حاکمیت جدید مبدل شد. عرصه های مختلف این دوگانگی در اموری مربوط به سیاست خارجی و ارتباط با محرومان و مستضعفان در حین احترام به حاکمیت داخلی ملت ها تا حوزه های دفاعی و نظامی ظهور و بروز پیدا کرد. یکی از مهم ترین وجوه بروز این مشکل، در ارتباط با شیعیان ساکن در سایر کشورها نظیر عراق، لبنان، بحرین، جمهوری آذربایجان که به طور طبیعی اکثریت عددی هم اغلب با شیعیان است و انقلاب اسلامی هم به طور ذاتی بیشترین تاثیرگذاری را در این جوامع داشته است. این مقاله با بررسی الگوی حزب الله در لبنان، با این فرضیه به نگارش در آمده است که حزب الله لبنان با درک شرایط محیطی، و ملهم از اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای(حفظه الله) توانست حین حضور در ساختار تشکیلاتی حاکمیتی لبنان در قامت یک حزب سیاسی، ارتباط کلان در استفاده از راهبری های ولایت فقیه در ایران برقرار نماید و به الگوی قابل اتکا در حل تعارض بین دو الگوی امت- امامت و دولت-ملت تبدیل شود.

مقایسه علل و عوامل همگرایی و واگرایی جمهوری اسلامی ایران با عربستان و مصر قبل و بعد از بیداری اسلامی

صفحه 23-47

رضا نجابت، عباس کشاورز شکری، پرویز امینی

چکیده تحقیق نشان می‌دهد که در دوره پیش از بیداری اسلامی، همگرایی ایران و عربستان و مصر بر اساس مشترکات فرهنگی و تاریخی و همچنین منافع اقتصادی شکل گرفته بود، اما واگرایی‌های سیاسی و ایدئولوژیک نیز وجود داشت. بعد از بیداری اسلامی، همگرایی و واگرایی این سه کشور بر اساس تعاملات پیچیده سیاسی، مذهبی، و اقتصادی شکل گرفت. این تعاملات شامل رقابت برای نفوذ منطقه‌ای، اختلاف در تفسیر اسلام سیاسی، و واکنش به تحولات جهانی مانند بیداری اسلامی بود. در نهایت، تحلیل نشان می‌دهد که عوامل داخلی مانند ساختار سیاسی، عوامل خارجی مانند مداخلات قدرت‌های بزرگ، و عوامل ایدئولوژیک، همگی در شکل‌گیری این الگوی پیچیده همگرایی و واگرایی نقش کلیدی داشته‌اند. این مقایسه، به درک بهتر تحولات منطقه‌ای و چالش‌های پیش روی ایران، عربستان و مصر کمک می‌کند. روش این تحقیق مقایسه‌ای است که با توجه به نظریه منطقه گرایی علل و عوامل همگرایی و واگرایی ایران با عربستان و مصر قبل و بعد از بیداری اسلامی مقایسه شده است.

مطالعة تطبیقی مشروعیت نظام سیاسی از منظر امام خمینی‌(ره) و دکتر مهدی حائری یزدی

صفحه 49-69

علی شیرازی

چکیده بحث دربارة مشروعیت نظام‌های سیاسی، همواره در اولویت مباحث اندیشة سیاسی بوده است. این مسئله در اندیشة سیاسی اسلام حساسیتی مضاعف می‌یابد؛ چراکه با اعتقاد دینی و ایمان مردم سروکار دارد. دو نظر کاملا متفاوت در این زمینه، یعنی نظریة «ولایت فقیه» امام خمینی(ره) و نظریة «وکالت مالکان شخصی مشاع» مهدی حائری یزدی در این مقاله در بوتة مقایسه قرار گرفته‌اند. این مقایسه، تفاوت ماهوی نگاه هر دو فقیه نسبت به مشروعیت حکومت را بیش از هر چیز از جنبة هستی‌شناسانه و به تبع آن تقدس یا عدم تقدس سیاست و حکمرانی آشکار ساخته، پیامد هر یک از این نگاه‌ها را تبیین می‌نماید. امام خمینی حکومت را امری الهی و مردم را نه مشروعیت‌بخش، که تحقق‌‌بخش به آن می‌داند، و حائری یزدی حکومت را امری ذاتا زیرمجموعة عقل بشری و خارج از چارچوب توصیه‌های وحیانی شناسایی می‌نماید. سایر تفاوت‌ها در حوزة مشروعیت در
میان این دو اندیشمند را می‌توان در مواردی همچون مسئلة مالکیت، ریشة تبعیت سیاسی و ویژگی‌های حاکم برشمرد.

رفتار جمهوری اسلامی ایران با اسرای جنگی عراقی از منظر کنوانسیون بین المللی سوم ژنو 1949

صفحه 71-96

فریده باوریان، فاطمه سهراب زاده، یعقوب توکلی

چکیده یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، بُعد اسارت و به‌دنبال آن بحث نگهداری اسرای جنگی ‌است. پیامدی که یکی از مسائل مهم را در جنگ ایران و عراق رقم زد. در این میان کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو 1949و پروتکل‌های الحاقی1977 در تعاملات بین‌المللی، مبنای ارزیابی رفتار دولت‌ها با اسراء جنگی می‌باشند. کنوانسیون سوم این مجموعه به صورت مستقیم اختصاص به اسراء جنگی دارد. باتوجه به اهمیت این موضوع در جنگ تحمیلی پژوهش حاضر سعی دارد با استفاده از روش توصیفی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اینترنتی و مصاحبه‌ای ماهیت رفتار جمهوری اسلامی ایران را در قبال اسیران جنگی عراقی حاضر در اردوگاه‌های ایران براساس کنوانسیون بین المللی سوم ژنو مورد بررسی قرار دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد: پیامدهای رفتار مقامات ایرانی با اسرای جنگی عراقی از قبیل جذب گروهی از آنان به دین اسلام، پناهندگی و عدم فرار از اردوگاه‌ها و... نشان از تلاش و پایبندی ایرانی‌ها به اصول کنوانسیون سوم ژنو می-باشد. آنان در این رابطه با تدوین آئین‌نامه‌ای داخلی، به اتخاذ روش‌ها و شیوه‌های خاصی در برخورد با اسرا پرداختند و بدین وسیله حتی در مواردی فراتر از اصول ذکر شده در کنوانسیون ژنو عمل کردند.

نقش سیاست خارجی توسعه‌گرا در تحقق اهداف سند چشم‌انداز بیست ‌ساله جمهوری اسلامی ایران

صفحه 99-120

سید محمدرضا موسوی

چکیده این مقاله به بررسی رابطه تنگاتنگ میان توسعه ملی و سیاست خارجی در چارچوب سند چشم‌انداز بیست‌ساله جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد. در این سند، ایران به‌عنوان کشوری توسعه‌یافته با جایگاه نخست اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه و دارای تعامل فعال با اقتصاد جهانی تعریف شده است. مقاله سه الگوی توسعه (درون‌گرا، برون‌گرا، مختلط) را تحلیل کرده و نشان می‌دهد ایران پس از جنگ تحمیلی به سمت توسعه برون‌گرا (صادرات‌محور) حرکت کرده است. این الگو نیازمند سیاست خارجی تعاملی و دیپلماسی فعال برای بهره‌گیری از منابع جهانی است و با انزواگرایی سازگار نیست. سیاست خارجی توسعه‌گرا باید با الگوی توسعه هماهنگ باشد، تصویر مثبتی از ایران ارائه دهد، اعتبار بین‌المللی کسب کند و از امنیتی شدن جایگاه ایران جلوگیری نماید. این سیاست بر همزیستی مسالمت‌آمیز، تنش‌زدایی، اعتمادسازی و چندجانبه‌گرایی استوار است و ضمن حفظ استقلال و امنیت ملی، توسعه پایدار و تعامل سازنده جهانی را تسهیل می‌کند. پرسش پژوهش این است که سیاست خارجی توسعه‌گرا چگونه به اهداف توسعه ملی در سند چشم‌انداز کمک می‌کند؟ فرضیه پژوهش بیان می‌کند که سیاست خارجی برون‌گرا و تعاملی، با ایجاد بستر مناسب برای استفاده از فرصت‌های جهانی و جلوگیری از امنیتی شدن جایگاه ایران، به تحقق اهداف سند چشم‌انداز، شامل جایگاه نخست منطقه‌ای، کمک می‌کند، ضمن حفظ استقلال و امنیت ملی.

بایسته های توانمندسازی زنان در دوران پساانقلاب اسلامی در پرتو تحلیل اندیشه های آیت الله خامنه ای

صفحه 121-143

لیلا مهرابی راد، علی محمدیان

چکیده در عصر حاضر سخن گفتن از مسائل زنان و چگونگی توانمندسازی ایشان و تأمین عدالت جنسیتی، گفتمانی رایج و غالب در سطح جوامع متمدن بوده و از آنجا که نیمی از هر جامعه را زنان تشکیل می‌دهند، پرداختن به موضوعات مرتبط با زنان، از اهمیت شایانی برخوردار است. نوشتار حاضر نظر به اهمیت بحث، خاصّه از این جهت که تمدن غرب با برکشیدن شاخصه‌هایی که اعتبار آنها محل تردید جدی است، به صورت روزافزون سیطره خود را بر فرهنگ کشورها گسترش می‌دهد، در پژوهشی مسئله‌محور و با کاربست شیوه توصیفی-تحلیلی، بایسته‌ها و لوازم توانمندسازی زنان را در آرای رهبری انقلاب به مثابه مسئول مدیریت کلان جامعه اسلامی مورد مداقه قرار داده است. رهاورد پژوهش حکایت از آن دارد که سه عنصر کلیدی در باب توانمندسازی زنان در آرای معظم‌له قابل شناسایی و استحصال است: 1- اجتناب از فرهنگ تبلیغی غرب در زمینه مسائل زنان. 2- توجه به میراث سترگ دینی و برگرفتن سبک زندگی مؤمنانه با توجه به آموزه‌های قرآن و سنت. 3- ضرورت رعایت اولویت‌ها در باب مسائل زنان و اهمیت شایان خانواده به عنوان محوری‌ترین کانون نقش‌آفرینی زن مسلمان. رهاورد پژوهش حکایت از آن دارد که سه عنصر کلیدی در باب توانمندسازی زنان در آرای معظم‌له قابل شناسایی و استحصال است: 1- اجتناب از فرهنگ تبلیغی غرب در زمینه مسائل زنان. 2- توجه به میراث سترگ دینی و برگرفتن سبک زندگی مؤمنانه با توجه به آموزه‌های قرآن و سنت. 3- ضرورت رعایت اولویت‌ها در باب مسائل زنان و اهمیت شایان خانواده به عنوان محوری‌ترین کانون نقش‌آفرینی زن مسلمان

مفهوم‌‌پردازی هندسه جهاد تبیین در اندیشه مقام معظم رهبری مد ظله العالی

صفحه 145-177

سید جواد امینی، حجت سلیم

چکیده امروزه شاهد یک جنگ وسیع و ترکیبی با نظام جمهوری اسلامی هستیم. نظامی که با رد تمام الگوهای تمدنی استکباری و مبتنی بر جهان‌بینی توحیدی شکل گرفته است. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های دکترین جنگ‌های نوین، استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای ایجاد تهدیدهای امنیتی نرم و به دنبال آن تهدید امنیت فرهنگی و در نهایت امنیت ملی است. این امر عمدتاً به دلیل پیشرفت‌های فزاینده تکنولوژی‌های نوین ممکن گشته است. در این میان طرح مفهوم مترقی جهاد تبیین از سوی مقام معظم رهبری مد ظله العالی در امتداد منظومه فکری کلان ایشان در حوزه مواجهه با جنگ ترکیبی، جنگ نرم و جنگ رسانه‌ای دشمن، بسیار مهم و راهبردی است. پژوهش حاضر با درک جایگاه مهم فریضه جهاد تبیین در عرصه جنگ ترکیبی، به دنبال مفهوم‌‌پردازی هندسه جهاد تبیین در منظومه فکری معظم له بوده است. در این راستا تمام بیانات مرتبط ایشان بر اساس جستجوهای انجام‌گرفته در سایت حفظ و نشر آثار آیت ا... خامنه‌ای مبتنی بر روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و شبکه مضامین بدست آمد. بر همین اساس الگویی برای مفهوم‌سازی و تعیین سازوکارهای تحقق جهاد تبیین در پنج عرصه کلی «مبانی فکری»، «جایگاه و نقش»، «رویکردها»، «الزامات» و «بسترهای جهاد تبیین» طراحی و ارائه شد. مهم‌ترین راهبردهای تحقق جهاد تبیین که در این پژوهش و بر اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری ارائه شد عبارتند از «جهاد تبیین با رویکرد فعالانه»، «تحدید حیطه ورود و عملکرد تبیینی»، «بصیرت‌بخشی و تفکرسازی»، «سازندگی و ویرانگری توأمان» و «پیش‌دستی هوشمندانه در طرح مسائل و تبیین آن‌ها».

نوسازی آمرانه و برنامه‌های توسعه در دوره پهلوی و اقتصاد روستا

صفحه 179-202

غلامعلی سلیمانی

چکیده در طول تاریخ، روستا بخش اصلی اقتصاد ایران را شکل می‌داد و به همین دلیل هم بیشترین نیروی کار و تولید متعلق به این بخش بود. از اوایل شکل‌گیری حکومت پهلوی روستا و معیشت روستایی تحت تاثیر برنامه نوسازی آمرانه رژیم پهلوی دچار تغییر و تحولات اساسی شد. یکجا نشینی و سیاست تخته قاپو کردن عشایر ضربه سختی بر معیشت ایلی وارد کرد و بار جمعیتی این بخش را به روستاها منتقل کرد و در ادامه تبعیض موجود در برنامه حمایتی دولت به نفع شهر و جمعیت شهری و تثبیت قدرت اقتصادی زمینداران باعث شد در دوره پهلوی اول نخستین تکانه‌های شدید معیشت روستائیان را تحت تاثیر قرار دهد. بعد از تثبیت قدرت محمدرضاشاه از دهه سی به بعد معیشت روستائی به شدت متاثر از برنامه اصلاحات ارضی و در ادامه برنامه‌های توسعه قرار گرفت.با این وصف پرسش پیش روی این مقاله این است برنامه های توسعه و نوسازی چه تاثیری بر اقتصاد روستا و به تبع آن معیشت روستائیان داشته است؟ به نظر می‌رسد دولت پهلوی در اجرای برنامه‌های توسعه و صنعتی کردن کشور، روستا را به عنوان یکی از مهمترین بخش‌های اقتصاد کشور در کانون توجه قرار نداد و اولویت بخشی به صنعت، ظرفیت روستاها را خالی و مانع از شکوفایی پتانسیل روستاها به عنوان بستر اولیه و اساسی توسعه شد و باعث کاهش توان و نقش آفرینی آن در دستیابی به توسعه شد.

دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی

صفحه 203-226

سمانه کشوردوست، امیر رضا کاظمی، علی باقرزاده دوغیکلا، ایوب آرامش

چکیده دولت شهید رئیسی و واکاوی سیاست های رفاه اجتماعی



چکیده
پژوهش حاضر تصویری از وضعیت سیاست‌های رفاهی دولت شهید رئیسی و فرصت‌های و چالش‌ها موجود برای بهبود این سیاست‌ها است. مساله اصلی این پژوهش، بررسی سیاست‌های رفاهی دولت سیزدهم در حوزه کاهش فقر، نابرابری و ارتقای سطح زندگی مردم است. در این راستا، مقاله پیش رو با روش تحلیل اسنادی به بررسی و واکاوی اسناد بالادستی و تحلیل گزارشات ارزیابی عملکرد دولتی می پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که دولت شهید رئیسی، با اقدامات متنوعی در حوزه‌های مختلف از جمله اشتغال‌زایی، بیمه و تأمین اجتماعی، توزیع یارانه و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر تلاش کرده تا رفاه اجتماعی را ارتقا دهد. با این حال، چالش‌هایی نیز نظیر مشکلات اقتصادی، تحریم ها، بوروکراسی پیچیده و نابرابری‌های منطقه‌ای همچنان مانع از تحقق کامل اهداف رفاهی شده‌اند. این پژوهش با جمع‌بندی دستاوردها و چالش‌های سیاست‌های رفاهی، زمینه‌ای برای سیاستگذاری این موضوع در آینده فراهم می‌کند.
واژگان کلیدی: سیاست ها ی رفاه اجتماعی، دولت سیزدهم، شهید رئیسی

شناسایی الگوهای مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان بعد از انقلاب اسلامی ایران

صفحه 227-249

امیر علی کتابی، ایوب منتی، طاها عشایری

چکیده توسعه سیاسی؛ امروزه امری فراجنسیتی شده و زنان نیز به‌اندازه مردان در مسائل سیاسی نقش‌آفرینی داشته و مشارکت می‌کنند. معیارهای توسعه سیاسی، تحقق دموکراسی و مردم‌سالاری سیاسی، برابری فرصت، عدالت سیاسی، فقدان موانع و تبعیض برای مشارکت سیاسی زنان است. هدف اصلی پژوهش فهم و شناسایی الگوهای مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان بعد از انقلاب اسلامی ایران است. روش پژوهش از نوع استقرایی فراترکیب کیفی در بازه زمانی 1381 الی 1403 است که به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی (تعمدی) از 123 اسناد علمی (استخراج‌شده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک)، بعد از غربالگری و گزینش، 69 سند علمی به‌عنوان حجم نمونه انتخاب و وارد فاز تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد که الگوهای مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان در شش شاخص کلان اجتماعی (سرمایه اجتماعی؛ تعهد اجتماعی-مدنی؛ توسعه اجتماعی؛ شایسته‌سالاری اجتماعی؛ جامعه‌پذیری اجتماعی)؛ اقتصادی (سرمایه اقتصادی، منزلت شغلی، تحرک طبقاتی - مالی؛ امنیت مالی-شغلی)؛ فرهنگی (سواد رسانه‌ای؛ سرمایه زبانی؛ هویت دینی-اسلامی؛ مصرف رسانه‌ای؛ هنجارهای فرهنگی؛ سرمایه فرهنگی)؛ روانی (انگیزه پیشرفت؛ پنداشت مثبت، منزلت اجتماعی؛ استقلال شخصیتی)؛ سیاسی (تعلق و هویت سیاسی؛ سرمایه سیاسی؛ فرهنگ سیاسی؛ سواد سیاسی؛ احساس اثربخشی سیاسی، انگیزه سیاسی، جامعه‌پذیری سیاسی؛ توسعه سیاسی؛ حکمرانی سیاسی مطلوب) و جمعیتی (سطح تحصیلات، وضع اشتغال، محل زندگی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی) شناسایی و احصاء شده‌اند.

ساختار حکومت دینی با تأکید بر دیدگاه امام خمینی (ره)

صفحه 251-266

علیرضا زمزم

چکیده چگونگی مهندسی و چینش نهادهای قدرت و تقسیمبندی وظایف و اختیارات سازمانها و نهادهای حکومتی از مسائل مهم مکتب اسلام است. از جمله سؤالات کلیدی در این حوزه، پرسش از مهندسی قدرت و نحوه چینش نهادها و قوا در دورۀ غیبت از دیدگاه امام خمینی (ره) است. از نظر وی در این خصوص دستور ثابت و همیشگی وجود ندارد و تصمیمگیری در مورد ساختار حکومت را به مقتضیات و شرایط زمان و مکان پیوند زده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و با استناد به تحلیل محتوا است. گزاره، «گرچه محتوا و ماهیت حکومت دینی از نظر امام خمینی (ره) تغییر و تحول پذیر نیست، ولی ساختار آن بدون الگوی ثابت، به تناسب شرایط و وضعیتها تحول پذیر است»، مهمترین یافته تحقیق است.
ساختار به معنای ساختمان، ترکیب، تشکیلات و سازمان است. در فرهنگ علوم سیاسی «ساخت یا ساختار، بیانگر نظم و نسق مجموعهای از اشیاء، اجزاء و نیروهایی است که به نحوی کنار هم قرار گرفتهاند که کلی خاص را تشکیل می‌دهند.» (آقابخشی، 1374: 330). در دانش سیاست، ساختار حکومت تداعی کننده نحوۀ چینش قوا، نهادها و سازمانهاست. به بیان دیگر، ساختار حکومت، مهندسی نهادهای قدرت به صورت هدفمند و منظم است. ساختار به این معنا تابعی از اهداف حکومت است و به گونهای تعبیه میشود تا هدفها تأمین گردد. و لذا «ساختار، ابزارها و شیوههای هدایت به سوی مقصد و هدف و ابزاری برای کارآمدی» (یوسفی، 171:1389) محسوب میشود.
ساختار با این تعریف، مقولهای سیال و تابع اقتضائات هر عصر و در حال تغییر و تحول است و لذا هیچ ساختاری را نمیتوان جاودانه و سرآمدی تلقی کرد چون ساختار در زمانها، مکانها، نظامها، فرهنگها و ملتهای مختلف، متفاوت است.

بررسی مقایسه ای نگرش انتقادی مکتب اسلام و مکتب فرانکفورت به نظام سرمایه داری در مقوله سبک زندگی

صفحه 267-292

سعید طالبی پور، محمدرضا قنبری سلحشور، محسن نصراصفهانی

چکیده در عصر جهانی‌شدن، مرزهای میان دولت و جامعه به شکل روزافزون در حال تداخل است؛ وضعیتی که منجر به تضعیف عرصه عمومی به‌واسطه گسترش سازمان‌های کلان هم‌راستا با دولت و روند تجاری‌سازی رسانه‌ها شده است. در این زمینه، نظام سرمایه‌داری با تأکید بر گسترش عقلانیت ابزاری و سلطه علم در زندگی اجتماعی، نقشی محوری در بازتولید این شرایط ایفا می‌کند. پیامد این فرایند، به حاشیه راندن دین و سنت، گسترش پدیده‌های شی‌ءانگاری و کالایی‌سازی، و نفوذ این الگوهای مصرف‌گرا به درون مرزهای حوزه خصوصی است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش کیفی و رویکرد توصیفی–تحلیلی، در پرتو آموزه‌های انتقادی مکتب فرانکفورت، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که سبک زندگی ایرانی–اسلامی چه ظرفیت‌هایی برای مواجهه با پیامدهای نظام سرمایه‌داری در بستر جهانی‌شدن دارد. فرضیه مقاله بر این نکته استوار است که سبک زندگی اسلامی نه تنها برای جوامع اسلامی، بلکه برای کل بشریت به‌منزله منبعی برای هدایت معنوی، سامان اخلاقی و تثبیت هویت فرهنگی قابل توجه است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که قرائت‌های معنادار از اسلام توانسته‌اند امکان شکل‌گیری چشم‌اندازهای اجتماعی و سیاسی خاصی را فراهم سازند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر هویت ایرانی–اسلامی، از ظرفیت‌هایی برخوردار است که می‌توانند در قالب یک سبک زندگی بدیل، الگویی متمایز در مواجهه با چالش‌های جهانی‌شدن ارائه دهند.

دانشگاه آزاد اسلامی در نظام علمی و فرهنگی از دیدگاه امامین انقلاب اسلامی

صفحه 303-328

مصطفی محسنی، فرزاد جهان بین، مریم اسماعیلی فرد

چکیده در دهه‌های اخیر، دانشگاه آزاد اسلامی به‌عنوان نهادی گسترده در عرصه آموزش عالی، نقش مهمی در گسترش ظرفیت‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور ایفا کرده است. رهبران انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، این دانشگاه را به‌مثابه سنگری برای تحقق تمدن نوین اسلامی و تربیت نیروهای متعهد می‌دانند. هدف این پژوهش، تبیین نقش دانشگاه آزاد اسلامی در نظام علمی و فرهنگی کشور بر اساس دیدگاه‌های راهبردی امامین انقلاب اسلامی و ارائه چارچوبی مفهومی برای تحلیل مأموریت تمدن‌ساز آن است. این تحقیق، از نوع بنیادی و به شیوه کیفی انجام شده و برای گردآوری داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه بیانات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری درباره دانشگاه، علم، فرهنگ و دانشگاه آزاد اسلامی بوده و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از میان ۱۵ سخنرانی منتخب صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده‌ها، مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی بوده و تحلیل داده‌ها بر اساس مراحل شش‌گانه تحلیل مضمون براون و کلارک و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که بر اساس بیانات امامین انقلاب اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی نقشی کلیدی در مردمی‌سازی آموزش عالی، تحقق عدالت آموزشی، تقویت استقلال علمی، مقابله با نفوذ فرهنگی بیگانه و پرورش نیروهای انقلابی ایفا می‌کند. تحلیل بیانات منجر به استخراج ۱۰ مضمون اصلی، ۲۱ مضمون فرعی و ۹۹ کد اولیه گردید که مهم‌ترین آن‌ها بر مفاهیمی چون مردم‌محوری، خودکفایی علمی، فرهنگ‌سازی اسلامی و نقش دانشگاه در ساخت تمدن اسلامی تأکید دارند. نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که دانشگاه آزاد اسلامی می‌تواند در منظومه فکری انقلاب اسلامی، جایگاهی راهبردی در تحقق اهداف علمی و فرهنگی کشور ایفا کرده و با بازمهندسی سیاست‌های فرهنگی و تقویت ظرفیت دانشی خود، به‌عنوان نهادی تمدن‌ساز عمل نماید.

الگوی نقش‌آفرینی حوزه علمیه در دستیابی نظام اسلامی به اهداف بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

صفحه 329-348

سجاد نیک خو، محمد آزادی، عباس ابراهیمی

چکیده مقام معظم رهبری (مدظله)، با صدور بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، مسیر تعالی کشور به سمت آرمان‌های انقلاب را ترسیم نموده‌اند. بنابراین بایسته است که نهادهای گوناگون کشور، با تحلیل بیانیه گام دوم انقلاب، رسالت و اهداف اختصاصی خویش در روند تعالی کشور بازشناسند و برای نقش‌آفرینی مطلوب در این زمینه برنامه‌ریزی و طراحی‌های لازم را انجام دهند. یکی از مهم‌ترین نهادهایی که در این زمینه باید نقش و رسالت خویش را بشناسد و حضوری کارآمد در این عرصه داشته باشد، حوزه علمیه است؛ زیرا قوام حرکت دینی و اسلامی در دنیا، به جمهوری اسلامی ایران و قوام جمهوری اسلامی به حوزه‌های علمیه است. در مقاله حاضر، برای تعیین جایگاه و وظایف حوزه، بیانات مقام معظم رهبری (مدظله). با روش تحلیل محتوای تئوری داده بنیاد تحلیل شده و اصلی‌ترین چالش‌ها، نقاط ضعف، فرصت‌ها، نقاط قوت و بایسته‌های حوزه علمیه در عرصه علم و پژوهش و عرصه معنویت، اخلاق و سبک زندگی معین شده است. در عرصه علم و پژوهش، تنقیح و تبیین مقررات و احکام و معارف اسلامی، رصد، تحلیل و پیش‌بینی نیاز و مشکلات حال و آینده نظام و آماده‌سازی پاسخ‌ها و راه‌حل‌ها و تربیت نظریه‌پردازان و محققین برای تولید نظریات پیرامون نظام اسلامی به عنوان مهم‌ترین بایسته‌ها محسوب شده‌اند. در عرصه معنویت و اخلاق نیز حفظ ایمان مردم به عنوان حصار منیع نظام اسلامی، روشنگری و پراکندن معرفت و رشد عقلانی و دینی در جامعه و مواجهه کارآمد حوزه با تهاجم فرهنگی، قریب‌ها و اغواگری‌های جهانی و لشکر تبلیغاتی عظیمِ نظام سلطه مهم‌ترین بایسته‌های حوزه را تشکیل می‌دهند.