کلیدواژه‌ها = حکمت متعالیه
تعداد مقالات: 3
سیر تطور حکمت متعالیه از صفویه تا پهلوی و تأثیر آن بر اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی

سیر تطور حکمت متعالیه از صفویه تا پهلوی و تأثیر آن بر اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی

دوره 14، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 241-271

نصرالله نخعی زرندی، یحیی فوزی، سید صدرالدین موسوی جشنی، گیتی پورزکی

چکیده حکمت متعالیه، که در دوران صفویه توسط ملا صدرا مطرح شد با تلفیق عقل، نقل و شهود، وارائه نظامی هماهنگ از معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی، توانست جایگاه ویژه‌ای در عرصه نظری وعملی در نظام فکری مسلمانان واندیشمندان ورهبران انقلاب اسلامی پیدا کند. که در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش توصیفی و جمع‌آوری اطلاعات به روش اسنادی و کتابخانه‌ای و نیز بکارگیری نظریه پخش روند پخش، گسترش و تکامل حکمت متعالیه از صفویه تا انقلاب اسلامی بررسی قرار گیرد. سئوالات این پژوهش عبارتند از: بسترها و زمینه‌های رشد و گسترش حکمت متعالیه کدامند؟حاملان این تفکر در طول این دوره چهار صد ساله چه کسانی هستند؟سیر حکمت متعالیه از صفویه تا انقلاب اسلامی با چه موانع وچالشهایی مواجهه بوده است؟ودرنهایت این تفکر فلسفی چگونه برانقلاب اسلامی تاثیر گذار بوده است ؟
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهدکه حکمت متعالیه از صفویه تا انقلاب اسلامی عمدتا از طریق پخش غیر سلسله مراتبی و با فراز و فرودها ی مختلف وتوسط مجموعه ای از حاملان انجام شد ودر سیر این روند اندیشه های اخباری وعقل ستیز از یکسو واندیشه های سکولار تحت تاثیر مدرنیته غربی از سوی دیگر از جمله چالشهای مهم این تفکر بوده اند که متفکران حکمت متعالیه با نقد جدی این دو جریان فکری وبهره مندی از نقاط مثبت آنها ، موفق به ارائه الگوی میانه ای مبتنی بر گزینش وتصرف در مواجهه با اندیشه ها شدند. که مبتنی بر دوگانه هایی مانند پیوند بین دنیا وآخرت ، پیوند بین عدالت وآزادی وپیوند بین فرد وجامعه وهمچنین بین اسلامیت وایرانیت وپیوند عقل ونقل و... می باشد که این اندیشه های پیوندی نقش مهمی در شکل گیری اندیشه های انقلاب اسلامی داشت.

عدالت‌سیاسی در اندیشه آیت الله جوادی آملی و جان راولز

عدالت‌سیاسی در اندیشه آیت الله جوادی آملی و جان راولز

دوره 7، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 225-242

امین نوروزی مصیر، شریف لک زایی، علیرضا گلشنی

چکیده عدالت عنصری راهبردی است که همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است، می­توان گفت که برداشت از این مفهوم و توجه به ریشه عدالت در همه بخش­های خود وجه تمایز مکاتب فکری اندیشمندان در حوزه علوم مختلف بوده است. این تمایزات به دلیل نوع جهان­‌بینی و انسان­‌شناسی است. ازاین‌رو هدف مقاله حاضر بررسی عدالت­سیاسی در اندیشه سیاسی آیت‌الله جوادی آملی و اندیشه سیاسی جان راولز می­باشد. یافته­های پژوهش بیانگر آن است که عدال­سیاسی در اندیشه آیت‌الله جوادی آملی به دلیل روش­شناسی چند لایه­ای، مطلق­گرایی و توجه به انسان الهی دو بعدی، به مثابه حقیقت است که هرچه غیر از آن باشد باطل است و عدالت­سیاسی متعالیه را به همراه دارد که از شدن انسان در مسیر کمال سخن می­گوید. در حالی­که عدالت­سیاسی در اندیشه جان راولز متقدم و متأخر به دلیل تک لایه­ای بودن روش‌­شناسی،نسبی­گرا و توجه صرف به ماده و تک‌ بعدی بودن انسان و به مثابه انصاف است. عدالت­سیاسی در هر دو شخصیت راولز ابزاری برای رسیدن به سود و قدرت است،به ‌طورکلی برآیند عدالت­سیاسی در اندیشه جان راولز، متدانیه می­باشد.

مبانی حکمت متعالیه برای اداره امور انسان در تراز انقلاب اسلامی و تأملاتی آسیب‌شناسانه در توسعه غیر متألهانه

مبانی حکمت متعالیه برای اداره امور انسان در تراز انقلاب اسلامی و تأملاتی آسیب‌شناسانه در توسعه غیر متألهانه

دوره 3، شماره 1، بهار 1393، صفحه 165-188

مجتبی زارعی

چکیده سؤال اصلی در این نوشتار آن است که با توجه به مرکب بودن ساختار وجودی انسان از روح و بدن آیا سیاست و حکمت عملی متکفل امور او می‌تواند تک ساحتی و تک بعدی باشد؟ با توجه به این پرسش بنیادی و سؤال اصلی در مقاله پیش روی که اجمالاً پاسخ منفی را در پی دارد پیش فرض این پژوهش نیز بر این اساس استوار می‌باشد که انسان‌شناسی انقلاب اسلامی، سیاست و حکمت عملی غیر سکولار را برای اداره انسان ضروری می‌سازد و سنخ سکولار و غیر متألهانه آن فاقد پاسخی جامع به نیازهای چنین است.