دوره و شماره: دوره 13، شماره 2 - شماره پیاپی 49، تابستان 1403 
تعداد مقالات: 14

جایگاه بنیادهای آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی آمریکا علیه اسلام سیاسی (مطالعه موردی بنیاد اسمیت ریچاردسون)

صفحه 7-34

حکیمه سقای بی ریا

چکیده مطالعه موردی پیش رو به تحلیل شبکه تحت حمایت بنیاد اسمیت ریچاردسون به عنوان یکی از بنیادهای اثرگذار آمریکایی در سیاست خارجی تقابلی ایالات متحده علیه اسلام سیاسی به خصوص اسلام سیاسی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی می-پردازد. توجه به نقش بنیادها در تحکیم هژمونی آمریکا اغلب از لایه‌های پنهانی است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد و این پژوهش در راستای پر کردن بخشی از این خلاء است. بررسی چارچوب گذاری برخی تولیدات شاخص تحت حمایت این بنیاد، نشان از دو جهت دهی اصلی مبنی بر مقابله با فرهنگ راهبردی مقاومت اسلامی و ترویج نوعی اسلام غرب گرای به اصطلاح میانه رو دارد که با الگوگیری از تجربه جنگ سرد طراحی شده است. در بعد نظری، مقاله «الگوی نخبگانی فرآیند سیاست گذاری عمومی» را برای فهم اهمیت و جایگاه بنیادها در فرایند سیاست گذاری در آمریکا مورد استفاده قرار داده است. بر اساس این الگو و با بررسی گزارش های سالانه بنیاد از طرح های تحت حمایت مالی، شبکه نهادها و افراد مورد حمایت بنیاد اسمیت ریچاردسون در راستای دو هدف فوق متشکل از اندیشکده های رند، مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، هادسون و امریکن اینترپرایز، دانشکده مطالعات عالی بین الملل دانشگاه جانز هاپکینز، مؤسسه تبلیغاتی رسانه آمریکا برون مرزها و موقوفه ملی دموکراسی شناسایی شد. همچنین بنیاد اسمیت ریچاردسون به واسطه اندیشکده رند با وزارت دفاع آمریکا و نهادهای اطلاعاتی امنیتی ایالات متحده ارتباط شبکه ای دارد. تحلیل برخی تولیدات تحت حمایت بنیاد نشان از روندی در شبکه تحت حمایت این بنیاد دارد که مبتنی بر تکفیر گرایی معکوس (مردود دانستن اسلام سیاسی به عنوان یک دین واقعی) و ترویج اسلام سازگار با ارزش های غربی است.

مطلوبیت سیاست خارجی همگرایی و همسایگی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 35-54

رحمت عباس تبار مقری، عباداله اختری

چکیده سیاست خارجی به معنی دنبال کردن منافع کشور در سطوح بین‌المللی و در رابطه با جوامع، دولت‌ها و کشورهای دیگر است. سیاست خارجی، راهنمای موضع‌گیری است؛ و مجموعه‌ای از اهداف بین‌المللی و راه‌های رسیدن به آن‌ها را شامل می‌شود. سیاست خارجی کشورهای مختلف، با هم متفاوت است. مدل جمهوری اسلامی ایران برای پیشبرد راهبردها در سیاست خارجی، مبتنی بر راهبرد همگرایی و همسایگی است . ضرورت و هدف این نوشتار، معرفی سیاست خارجی ایران و همچنین شناخت راهبرد همگرایی و همسایگی است و نیز پاسخ به این سوال که مزایای مطلوب چنین راهبردی در روابط بین الملل چیست؟ پژوهش موجود داده های لازم را از طریق مطالعه کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل وقایع و رخداد ها در سطح بین الملل استخراج می کند. در این پژوهش از روش نظری با ماهیت داده های کیفی به مطالعه متون پرداخته و با برگزیدن گزاره های مختلف به جمع بندی مطالب می‌پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در سیاست خارجی ایران عواملی چون: ترجیحات اقتصادی، نظم عادلانه در روابط بین الدول و ایجاد یک قدرت انضباطی برای جلوگیری از هرج و مرج های منطقه ای با توجه به گزاره نظم نوین جهانی و خروج از نظام تک قطبی موٌثر است.

تحلیل لایه‌ای سطوح تقابل میان ایران و آمریکا و راهبردها

صفحه 55-82

یحیی فوزی، محمد محمودی کیا

چکیده مسئله این پژوهش چرایی تداوم چالش بین ایران وآمریکا با استفاده از رویکرد تفکر انتقادی و تحلیل لایه‌ای علت‌ها بوده و تلاش کرده تا به این سؤالات پاسخ دهد که چالش ایران و آمریکا از چه لایه‌هایی برخوردار است و چه عواملی در هر لایه بر این چالش تأثیرگذار بوده‌اند و چگونه در هر لایه می‌توان این چالش‌ها را مدیریت و یا کاهش داد؟
روش مطالعه روشی ترکیبی شامل روش‌های توصیفی و تحلیل مضمون و روش استنتاجی است که به ترتیب برای تبیین علل در لایه‌های مختلف استفاده شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد: علل چالش بین ایران و آمریکا را در سطح رویین و قابل مشاهده از یکسو در اقدامات و از سوی دیگر در سیاست‌های اعلامی طرفین ریشه دارد. در لایه دوم علل عینی مؤثر بر چالش (همچون منافع طرفین و یا بازیگران دیگر در این چالش و یا مؤلفه‌های قدرت) و یا علل ذهنی مانند (تصویر‌سازی‌های ذهنی از یکدیگر) با اهمیت می‌باشند و در سطح سوم این چالش تحت تأثیر دو نوع گفتمان و جهان‌نگری متفاوت از سوی آمریکا و ایران یعنی تلاش برای تحقق رؤیای بزرگ آمریکایی در جهان و آرمان استقلال‌طلبی و مقابله با سلطه‌طلبی از سوی ایران است و در نهایت در عمیق‌ترین سطح علل دو اسطوره مهم یعنی استثنایی‌گرایی آمریکایی و رسالت انقلابی ایران نقش مهمی در تداوم این چالش دارند که می‌توان متناسب با هر لایه راهبردهایی را برای کاهش، مدیریت یا رفع چالش‌ها ارائه داد.

گفتمان معنوی انقلاب اسلامی و بازتولید قدرت نرم با تأکید بر بیانیه گام دوم انقلاب

صفحه 83-104

موسی یاری خانی، محمدهادی فلاح زاده

چکیده چکیده
انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یک انقلاب برخاسته از فرهنگ دینی با تکیه‌ بر معنویت به‌مثابه قدرت نرم توانست به پیروزی برسد و جمهوری اسلامی را تثبیت کند؛ معنویت، مؤلفه‌ای است که در بیانیه گام دوم نیز به‌عنوان یکی از محورهای اصلی این سند راهبردی موردتوجه قرارگرفته است؛ ازاین‌رو ضرورت دارد جایگاه معنویت در قدرت نرم انقلاب اسلامی مورد بازخوانی قرارگرفته و به مسائلی نظیر « نقش و کارکرد معنویت در ارتقاء قدرت نرم انقلاب اسلامی، شاخصه‌های معنویت دینی و انقلابی، ویژگی گفتمان‌های رقیب نسبت به گفتمان معنوی انقلاب اسلامی، و نقش اساسی عنصر معنویت در افزایش قدرت نرم انقلاب اسلامی در سطح داخلی و بین‌المللی» توجه گردد. در پژوهش حاضر توجه به شاخص‌های معنویت موردنظر بیانیه گام دوم مثل ارزش‌های معنوی اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان و عقلانیت مطرح‌شده که در گفتمان رقیب یعنی معنویت‌های نوظهور دیده نمی‌شود و بلکه آن‌ها با به انزوا کشاندن اعضا، فرقه‌گرایی غیرعقلانی و تکثرگرایی افراطی فرقه‌ها و با استفاده از نمادگرایی به دنبال پر کردن خلأ معنوی انسان عصر مدرنیته بوده‌اند که تبیین گفتمان معنوی انقلاب اسلامی برای افکار عمومی راه مقابله با چالش‌ها و مخاطراتی است که جریان‌های نوپدید برای معنویت اصیل انقلابی ایجاد می‌کنند.
کلیدواژه : گفتمان معنوی ، قدرت نرم، بیانیه گام دوم، شاخص‌های معنویت، گفتمان رقیب.

نقش تغافل حاکمان در کارآمدی حکومت اسلامی

صفحه 105-129

صمد بهروز، سیده عاتکه اصل نژادی، سیدحسین علیاننسب

چکیده یکی از فضیلت‌های اخلاقی، «تغافل» و چشم‌پوشی از خطاها و اشتباهات دیگران است که مورد تأکید عقل و شرع بوده و از همه مطلوب، اما از کارگزاران حکومتی که اختیارات بیشتری دارند، مطلوب‌تر است؛ چرا که اثرات تغافل آنان، عمیق‌تر بوده، موجب جذب بیشتر افراد جامعه گشته، میزان رضایت‌مندی آنها را از حکومت اسلامی بالا می‌برد. سؤال این پژوهش، این است که تغافل حاکمان در مورد اشتباهات و خطاهای افراد جامعه چه تأثیری در کارآمدی حکومت اسلامی دارد. این پژوهش با استناد به منابع کتابخانه‌ای و به شیوه تحلیلی- توصیفی بر مبنای آیات قرآن و سیره حکومتی پیامبراعظم (ص) و امام علی (ع)، به بررسی نقش تغافل حاکمان در کارآمدی حکومت اسلامی می پردازد. از جمله یافته‌های این پژوهش این است که افزایش میزان رضایت‌مندی مردم و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز آنان با حاکمان، جلوگیری از تحریک احساسات مردم، بالابردن جایگاه اجتماعی و معنوی حاکمان در بین مردم و حفظ وحدت جامعه اسلامی از پیامدهای تغافل حاکمان نسبت به خطاها و اشتباهات افراد جامعه اسلامی است و رعایت این اصل اخلاقی از سوی حاکمان، نقش تعیین کننده در پیشبرد اهداف حکومتی دارد که مهم‌ترین آن، هدایت مردم به سعادت دنیوی و اخروی است و عامل تضمین بقا و استمرار آن خواهدشد و در نتیجه کارآمدی آن را بالا خواهدبرد.

کاربست نظریه دولت یاغی برروابط حکومت پهلوی با فرقه بهائیت

صفحه 130-150

رضا قریبی، معصومه قره داغی، عادل پیغامی، فرهاد زیویار

چکیده درباره رویکرد دولت پهلوی در حوزه توسعه قضاوت‌های متفاوت و متناقضی مطرح شده است. برخی عملکرد پهلوی را در این زمینه موفق و برخی دیگر ناموفق می‌دانند. این مقاله در همین راستا بر اساس مدل مفهومی دولت‌های سه گانه ایوانز(دولت توسعه‌گرا، دولت یغماگر و دولت میانی) به تحلیل عملکرد دولت پهلوی در این رابطه خواهد پرداخت. در این چارچوب، پرسشی که این پژوهش به دنبال پاسخ آن خواهد بود از این قرار است: چگونه می‌توان عملکرد دولت پهلوی دوم را به‌مثابه یکی از سه سنخ دولت مورد نظر اوانز تبیین کرد؟ فرضیه‌ای که در پاسخ به این پرسش به بحث خواهیم گذاشت، بر روابط دولت و جامعه در ایران این دوره تأکید دارد. به عبارتی، رفتار گزینش‌شدۀ دولت پهلوی با گروه‌های اجتماعی به‌خوبی بیان‌گر ماهیت ضدتوسعه‌گرای این دولت است. در واقع، این پژوهش معتقد است حکومت پهلوی با تأکید بر یک فرقه (بهائیت)، از ارتباط‌گیری با کلیت جامعه ایران فاصله می‌گرفته است. بر این اساس، چارچوب مفهومی‌ای که پژوهش حاضر بر آن استوار است مفهوم دولت یاغی(دولت یغماگر) است. در چارچوب این مفهوم، و با تأکید بر روابط حکومت پهلوی و فرقه بهائیت، یافته‌های این پژوهش با تأکید بر چهار مؤلفه: دولت یغماگر پهلوی به‌مثابه دولت مرعوب‌کننده و فاقد خدمات، مشارکت‌زدایی و سازمان‌زدایی از جامعه مدنی، مهار دستگاه دولت توسط یک گروه کوچک با پیوندهای شخصی و سرکوبگری و وابستگی به متحدان خارجی، تلاش می‌کند تا فرضیۀ پژوهش را تبیین نماید. روش پژوهش در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی و شیوه گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای است.

بررسی تطور تاریخی گفتمان جنگ در انقلاب اسلامی بر اساس الگوی نورمن فرکلاف.

صفحه 151-180

فاطمه دسترنج، سید محمد حسن هاشمی، علی حسن بیگی

چکیده از جمله مفاهیم مهم در ادبیات سیاسی و اجتماعی جوامع، مفهوم جنگ است. بازخوانی نظرات شاخصی که در خط دهی به سیاست‌های کلی جامعه تأثیرگذار است می‌تواند به تعریف کاملتری از پدیده مورد نظر منتهی شده و چشم انداز سیاسی و اجتماعی جوامع را با دقت بیشتری تبیین نماید. در نوشتار حاضر با پرداختن به مفهوم جنگ در گفتمان انقلاب با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس الگوی سه سطحی فرکلاف مشخص شد که وقوع انقلاب اسلامی به باز تعریف ساختارهای مفهومی و ارزشی تازه‌ای منجر شد و برخی از حوزه‌های معنایی را در مناسبات جهانی قدرت را تغییر داد. محوریّت نظام و ساختار تازه‌ای که در ایران رقم خورد، تشکیل حکومت دینی است. این امر سبب بروز تحولات بنیادین از جمله به وجود آمدن یک رقیب ایدئولوژیک در سطح مناسبات جهانی قدرت شد. با به وجود آمدن چنین شرایطی، نظام‌های سیاسی-اجتماعی و ساختارهای قدرت باز تعریف شده و صورتی جدید می‌یابند. قدرت‌های موجود که گفتمان تازه را بر نمی‌تابند برای حفظ وضع موجود و تثبیت قدرت، ‌به مقابله با آن برخاسته و در این مسیر صورت‌های گوناگون اعمال قدرت را می‌آزمایند. در این سیر تطوّر تاریخی شیوه منازعه و مقابله در ساختار قدرت از جنگ سخت و نظامی به تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، غارت فرهنگی، قتل عام فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ نرم فرهنگی می‌انجامد که در زمان حاضر با مجموعه‌ای از انواع روش‌های اعمال قدرت مواجه هستیم که در نهایت به شیوه جنگ ترکیبی می‌انجامد. غیریّت سازی، دشمن شناسی و اقتدار از جمله دال‌های مرکزی گفتمان جنگ است و مفاهیم دفاع، جهاد، مبارزه،‌ بصیرت و مقاومت مفاهیمی هستند که در تکمیل این شبکه گفتمانی دخیل هستند.

بررسی نقش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در تحقق بیانیه گام دوم

صفحه 181-213

حمید جعفری، مسعود جعفری نژاد، بشیر اسماعیلی

چکیده چکیده
بیانیه گام دوم یک سند راهبردی به منظور تداوم مسیر انقلاب است که علاوه بر تشریح موقعیت گذشته، مسیر راه آینده را نشان می دهد و می توان آن را به عنوان چراغ هدایت برای بهتر دیدن مسیر و راه آینده ایران اسلامی در نظر گرفت. یکی از مهمترین حوزه های که در بیانیه مورد توجه قرار گرفته، حوزه دفاعی و امنیتی کشور است که توسط نیروهای مسلح انجام می شود. هدف این پژوهش بررسی نقش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ایران است . یافته های این پژوهش که به روش توصیفی از نوع تحلیل محتوا انجام شده است، نشان می دهد که نیروهای مسلح از جمله ارتش جمهوری اسلامی با داشتن خصوصیاتی همچون مردمی بودن، داشتن هویت اسلامی، آگاهی و بصیرت و تقید دینی، پایبندی به اصول اسلامی و الهی، آمادگی دفاعی و حفظ امنیت و تمامیت ارضی و سپاه پاسداران با حفظ ارزش ها و آرمان های انقلاب و دستاوردهای آن، آمادگی دفاعی، ایجاد و حفظ وحدت درونی و تربیت مدیران اسلامی لایق و انقلابی ماندن و حفظ اقتدار خود و فراجا با ایجاد برقراری در امنیت کشور، پاسداری و صیانت از فراجا، حفظ اقتدار خود، حفظ اخلاقیات و معنویت و ارزش های دینی و اعتقادی اعضای خود، برخورد صحیح و با رافت با مردم، داشتن اقتدار در برابر قانون شکنان می توانند در تحقق بیانیه گام دوم و رسیدن به دولت اسلامی نقش موثری ایفا کنند.

نظارت بر انتخابات در جمهوری اسلامی ایران

صفحه 215-254

زهرا راغبی، روح اله رحیمی، حمید ضرابی

چکیده امروزه مسئله ی نظارت بر انتخابات در دنیا کاملا پذیرفته شده است، نظارت بر انتخابات بر اساس اصل 99 قانون اساسی یکی از وظایف شورای نگهبان است، تأیید و رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی، ابطال بعضی از صندوق های انتخاباتی از سوی شورای نگهبان در انتخابات موجب شده است که بحث نظارت بر انتخابات و نوع این نظارت یکی از مباحث مهم در عرصه ی سیاسی- اجتماعی، محافل سیاسی و حقوقی باشد.

فرآیند نظارت بر انتخابات نیز می بایست در یک چارچوب حقوقی بصورت واضح و غیر مبهم تبیین گردد تا بدینوسیله به برگزاری یک انتخابات دمکراتیک امیدوار بود.

از طرف دیگر همواره به دلیل هنجارهای درون جامعه و همچنین ساختار قوانین انتخاباتی، آسیب هایی وجود خواهد داشت، بدین معنا که نهاد انتخابات با توجه به ساختار و چارچوب قانونی خود ممکن است تنها مجری برگزاری انتخابات باشد و یا اینکه وظیفه ی اجرا و نظارت را توأمان عهده دار باشند، لذا لازم است نهادهای نظارتی تلاش خود را برای برگزاری انتخابات مفید دوچندان کنند.

با توجه به حق تفسیری که قانون اساسی به عهده شورای نگهبان گذاشته است، این شورا نظارت خود بر انتخابات را در تمامی مراحل (قبل، حین و بعد از انتخابات) استصوابی دانسته است و به دلیل ابهام در تبیین مفاهیم کلیدی همچون نظارت استصوابی، معیارهای ارزیابی و اصول حاکم بر بررسی صلاحیت کاندیداها، نظارت شورای نگهبان همچنان محل بحث بوده است.

آزادی مطبوعات در ایران و انگلیس (بررسی و تطبیق اصول حاکم بر رویه محاکم مطبوعاتی ایران و انگلیس)

صفحه 255-272

شقایق تقوی‌نیا، منوچهر توسلی نائینی، محمد شریف شاهی

چکیده اگرچه طبق برخی قوانین موضوعه خاص و عام در ایران و انگلستان، کلیه محاکم مطبوعاتی، مقید و ملزم به رعایت اصول کلی دادرسی می‌باشد ولیکن گاهی در موارد خاص به نظر می‌رسد به‌علت عدم وجود ضمانت اجرای کافی، امکان تخطی و سرپیچی از این اصول، متحمل است. این پژوهش با روش کیفی و کتابخانه‌ای انجام‌شده و مباحث به‌صورت توصیفی - تحلیلی به تحلیل رعایت اصول دادرسی عادلانه در رویه قضایی محاکم مطبوعاتی ایران و محاکم انگلیس می‌پردازد. پرسش این پژوهش این است که اصول دادرسی عادلانه در رویه قضایی محاکم مطبوعاتی ایران و محاکم انگلیس چگونه رعایت شده است؟ وجود محاکم خاص مطبوعاتی، در برخی کلان‌شهرها چه در مرحله تحقیق (دادسرای رسانه) و چه در مرحله صدور حکم (برخی شعب دادگاه کیفری یک استان تهران) همچنین تدوین و تنظیم قوانین مطبوعاتی طی تاریخ معاصر ایران، حاکی از توجه خاص و ویژه به حقوق مطبوعاتی و رسیدگی جرائم مربوط به آن است، سیر تشکیل و تکوین حقوق در انگلستان و بررسی تاریخی حقوق انگلیس نشان می‌دهد که حقوق انگلیس در جریان عمل ایجادشده و از طریق آراء قضایی شکل‌گرفته است. نتایج نشان می‌دهد در قوانین کیفری ایران و انگلیس، ممنوعیت‌های مرتبط با ضبط و انتشار غیرقانونی پرونده‌های دادگاه و حفظ آزادی مطبوعات موردبررسی قرارگرفته است. در این دو کشور، تعریف مشخصی از جرم مطبوعاتی وجود ندارد و رسیدگی به تخلفات مطبوعاتی در محاکم عادی انجام می‌شود. همچنین، هیئت‌منصفه در هر دو کشور نقش نظارتی و مشورتی در رسیدگی به جرائم مطبوعاتی دارد.

حقوق متقابل ملت و پادشاه در قانون اساسی مشروطه و متمم آن

صفحه 273-288

روح الله طاهرنیا

چکیده در بیست و چهارم جمادی الثانی سال ۱۳۲۴ ق با صدور فرمان مشروطیت به دست مظفر الدین شاه قاجار، مجلس شورای ملی برای نخستین بار در هفدهم شعبان ۱۳۲۴ق کشور افتتاح شد و به دستور مجلس، هیئتی به تدوین نظامنامه قانون اساسی پرداخت. پس از آن ، نظامنامه قانون اساسی در ۵۱ اصل (ماده) تهیه شد و در چهاردهم ذیقعده1324ق ، به امضای شاه و محمدعلی میرزا (ولیعهد) و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله (صدر اعظم) رسید. این قانون که بیشتر مربوط به تشکیل مجلس، وظایف، حدود و حقوق آن بود و چون وافی به مقصود نبود و در این قانون از وظایف مردم نسبت به دولت و بالعکس سخنی نرفته بود، بنابراین مجلس هیئتی را مأمور تهیه متمم قانون اساسی کرد که این هیئت، متمم قانون را در ۱۰۷ ماده و با استفاده از قوانین اساسی بلژیک و فرانسه تدوین و به مجلس ارائه نمود. اما چون روح قانون، متأثر از فرهنگ غیرمذهبی اروپای قرن نوزدهم بود و اصولی از آن آشکارا با احکام اسلامی مغایرت داشت با مخالفت گروهی از منتقدان روحانی در داخل و خارج از مجلس مواجه شد. در نتیجه پس از یک کشمکش سیاسی میان مجلس و دربار بر سر برخی از اصول، از جمله اصولی که اختیارات شاه را به شدت محدود می کرد، سرانجام مجلس، متمم قانون اساسی را در ۲۹ شعبان ۱۳۲۵ق، به امضای محمدعلی شاه رساند. اصول یک تا هفت متمم، راجع به اصول و مبانی کلی نظام، اصول هشت تا بیست راجع به حقوق و آزادی های مردم، اصول بیست وشش تا یکصد و هفت راجع به قواعد و ضوابط ساختار حکومت و نحوۀ توزیع اقتدار حکومت بین قوای سه گانه و بخش های مختلف حکومت بود.

مطالعه علمی عوامل مؤثر بر نگرش دانشجویان به مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (موردمطالعه: دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز)

صفحه 289-310

علی رضا خدامی، سعید عطوفت شعار جهرمی، علی شجاعی فر

چکیده هدف پژوهش حاضر مطالعه علمی عوامل مؤثر بر نگرش دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز به مشارکت سیاسی می‌باشد. روش پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی شهر شیراز می‌باشند که 302 نفر به‌عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه‌گیری سیستماتیک انتخاب شده‌اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که برای تعیین اعتبار آن از روش اعتبار صوری که به کارشناسان موردنظر که اساتید بخش جامعه‌شناسی می‌باشند عرضه شد که نظر آنان مبتنی بر تأیید اعتبار پرسشنامه‌ها بوده است. برای تعیین پایایی، از شیوه هماهنگ درونی به روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش، بیانگر آن هستند که میانگین نگرش دانشجویان به مشارکت سیاسی در سطح پایینی می‌باشد. یافته‌های تحلیلی پژوهش نشان می‌دهد رابطه مشارکت سیاسی دانشجویان با آگاهی سیاسی اجتماعی دانشجویان، آگاهی سیاسی والدین و وابستگی حزبی مثبت، قوی و معنادار می‌باشد. در بین متغیرهای جمعیتی رابطه جنسیت، تأهل و رشته تحصیلی با مشارکت سیاسی معنادار، مثبت و قوی است. تبیین مشارکت سیاسی در حالت کلی، برحسب مجموع متغیرهای مستقل، بیانگر آن است که متغیرهای آگاهی سیاسی اجتماعی دانشجویان (459/0)، وابستگی حزبی (283/0)، تأهل (137/0)، سن (127/0)، آگاهی سیاسی والدین (126/0) به ترتیب قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌های مشارکت سیاسی هستند و قادرند 59 درصد از تغییرات واریانس مشارکت سیاسی دانشجویان را تبیین نمایند.

دیدگاه آیه‌الله خامنه‌ای پیرامون تروریسم دولتی امریکا و ترور شخصیت‌های جهان اسلام

صفحه 311-331

فهیمه فضل زرندی، علیرضا ابراهیمی

چکیده در جهان امروز و ایدئولوژی‌های سیاسی جدید ،دولت‌های متخاصم و بد نیت به جای جنگ‌های سرد و بین کشوری به سمت جنگ‌های روانی و نشانه گرفتن اهداف مهم یک کشور و نیروهای حیاتی و به اصطلاح مهره‌های مهم خط مشی سیاسی و علمی و مذهبی آن کشور روی آورده‌اند. سیاسی از آن جهت که در اهداف آن کشور کارشکنی نمایند؛ علمی به جهت جلوگیری از پیشرفت علوم و فناوری‌های روز برای وابستگی وبه زانو درآوردن دولت‌ها، مذهبی برای اختلاف افکنی‌های دینی و سوء استفاده از آشوب های مذهبی و فرقه‌ای.
یکی از این روش‌های مدرن کشور‌های مستکبر وبه کار‌گیری آن برای سایر کشورهای غیرهمراه با اندیشه‌های فاسد آنان، ترور شخصیت‌ها و تروریسم دولتی و بین‌المللی می‌باشد؛ در این پژوهش با روش کتابخانه‌ای و تحلیلی با نوآوری بررسی تروریست براساس دیدگاه رهبرانقلاب اسلامی آیه الله خامنه‌ای و از منظر فقهی و روایی وتفاوت مفهوم آن در آمریکا و اغواکاری آنها به این امر مهم جهانی بپردازیم که کشور‌امریکا برای ایران و جهان اسلام برنامه ریزی نموده‌ است .در نتیجه مطابق فرمایشات رهنما آیه‌الله خامنه‌ای متوجه می‌شویم که با بصیرت وهمت کافی با شناخت توانایی‌های خود وآگاهی وعدم تفرقه‌پذیری می‌توان اهداف دشمن را شناسایی و راه نفوذ دشمن را بست و چشم امید داشتن به بیگانه راه حل غلطی است و آمریکا خود حامی تروریسم است و از آن برای رسیدن به منافع خود استفاده می‌کند و مسلمانان را در جهان به دروغ تروریست معرفی می‌نماید.

آزادی عقیده درآرای میرزای نائینی و امام خمینی

صفحه 333-356

محمدناصر توسلی زاده، محمد جعفری هرندی، محمد ابراهیمی ورکیانی

چکیده آزادی، خواسته فطری انسان است و به تناسب مقتضیات و میزان درک مردم، مطالبه آزادی یکسان نبوده است. در طول تاریخ درباره آن گفتگوهای بسیاری، صورت گرفته است. صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 و فراگیری مساله آزادی و آزادی عقیده و بیان، واکنش‌های متفاوتی را در پی داشته است. آزادی ارمغان اسلام و آزادی عقیده، در منابع اسلامی مورد تاکید بوده و دانشمندان کلامی و فلسفی ، با رد جبر و تفویض، و اقامه برهان، آزادی و اختیار انسان را اثبات کرده‌اند. فقهای عالم به زمان، در آزادی و دخالت دادن آراء مردم در سرنوشت مملکت و تبدیل حکومت‌های مستبده به ولاتیه و مشروطه، جهاد کرده‌اند. نفی دیکتاتوری و رهایی از خرافات، برقراری آزادی و عدالت، در آراء و مجاهدت‌های فقهای نامداری، همچون میرزای نائینی و امام خمینی در زمان معاصر، گویای این حقیقت است.
روش تحقیق، نظری و توصیفی و با استفاده ازکتابخانه و رساله‌ها و نظر برخی محققین می‌باشد. ساختار این مقاله، دارای سه فراز است: اول- بیان آزادی از دیدگاه بعضی دانشمندان، و حکمای اسلام دوم- آزادی در دیدگاه اسلام، سوم- آراء و سیره دو فقیه حکیم پایان بخش این مقاله است.