دوره و شماره: دوره 13، شماره 3 - شماره پیاپی 50، پاییز 1403 
تعداد مقالات: 16

سکولاریزاسیون پهلوی؛ از رویای تجدد تا تثبیت اقتدارگرایی

صفحه 7-28

زهرا احمدی، محمد رسول آهنگران، حسین رضائی

چکیده سکولاریزاسیون در ایران از جمله سیاست‌هایی بود که در سایه‌ سار مدرنیته به دغدغه اصلی رضاشاه تبدیل شد و بر همین اساس در دستور کار دولت پهلوی اول قرار گرفت. اقداماتی از جمله کاهش قدرت روحانیت، حذف شعائر مذهبی، کشف حجاب اجباری، ایجاد نظام حقوقی و قضایی نوین، تاسیس نهادهای نوین، تحول در سیستم آموزشی و... همگی با هدف حذف نقش نهاد مذهب در جامعه ایران محقق شد. اما پرسش قابل طرح اینکه، اقدامات صورت گرفته با هدف سکولارسازی جامعه ایران بود و یا با هدف تثبیت اقتدارگرایی؟ چراکه دولت سکولار به دنبال حذف دین یا اعطای برتری به دین خاصی نیست، بلکه با حفظ بی‌طرفی خود ضامن آزادی مذهبی پیروان ادیان و مذاهب است. دشمنی رضاشاه با نهادها و مظاهر دینی با هدف حذف قدرت رقیب، بیانگر آن است که سکولاریسم در این عصر حربه‌ای در ید قدرت بلامنازع دولت برای نیل ثتبیت اقتدار، استبداد و ایدئولوژی مورد نظر خود بوده‌است.
در این میان مطالعه سکولاریسم ایرانی و روند شکل‌گیری آن، سیاست‌های رضاشاه در تحقق پروژه سکولاریزاسیون و تاثیر وجایگاه اندیشه شیعی در جامعه ایرانی، در بررسی علل ناکامی رویای سکولاریزاسیون پهلوی اول در ایران مورد توجه خواهد بود.

مقایسه تحلیلی اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران

صفحه 29-54

غلامرضا حاجبی، عبدالرضا حاجبی

چکیده با توجه به اینکه اندیشه حکمرانی علوی به عنوان یکی از مکتب‌های اسلامی، اصول و ارزش‌هایی همچون امامت، عدالت اجتماعی و مشارکت مردم را تأکید می‌کند، در فرایند انقلاب اسلامی ایران نقش بسزایی داشت. این اصول، به‌عنوان مبانی اساسی نظام اسلامی ایران در ساختار حکومتی، سیاست‌گذاری داخلی و خارجی، و روابط اجتماعی و اقتصادی مورد تأکید و اجرا قرار گرفتند. رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در بیانات خود به نقل از امام علی علیه السلام، بر عنصر ارتباط اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران تأکید کرده اند.در این نوشتار سعی خواهیم نمود تا اندیشه حکمرانی علوی و انقلاب اسلامی ایران را باز شناسیم تا از این علامت اهل تقوا و مومنان، نمایی واضح تر نزد خود پدید آوریم. این تحقیق،از روش آمیزه‌ای و تلفیقی و به کمک اسناد نوشتاری وسامانه های رایانه ای و نرم افزارهای علمی و روش داده پردازی توصیفی وتحلیلی بهره برده است.نتایج پژوهش نشان می دهد بیان استقامت وصبر در برابر مشکلات وعدم پشت کردن به دشمن توسط کارگزاران انقلاب اسلامی، بصیرت و صبر دو عامل پیروزی انقلاب اسلامی و... توسط امام علی علیه السلام و به پیروی از آن حضرت، رهبر معظم انقلاب اسلامی باعث الگو برداری از آن بزرگواران می شود واسوه قرار دادن آن ها می شود.

تبیین ضرورت، آثار و پیامدهای تربیت معلم به‌مثابه رهبر در گام دوم انقلاب اسلامی ایران

صفحه 53-72

خلیل الله بابالو، محمود مهرمحمدی، علی اکبر فرهنگی، ماشالله ولی خانی

چکیده انقلاب اسلامی ایران وارد دومین مرحله از حیات خود گردیده است نگاهی به دوره اول انقلاب و موفقیت‌ها و ناکامی‌ها در این دوران در حوزه آموزش‌وپرورش و دنیای به‌سرعت درحال تغییر و تحول کنونی ضرورت بازنگری و تغییر در نقش‌آفرینی معلم به‌عنوان مهم‌ترین رکن آموزش‌وپرورش جهت نفوذ و اثرگذاری بر دانش‌آموزان برای رسیدن به اهداف تعلیم‌وتربیت جمهوری اسلامی ایران را ایجاب می‌نماید. پژوهش حاضر با هدف تبیین آثار و پیامدهای تربیت معلم به‌مثابه رهبر در آموزش‌وپرورش جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. نوع پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل خبرگان در حوزه رفتارسازمانی، منابع انسانی و آموزش‌وپرورش بود که نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری با 14 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انجام گردید. وپس از مصاحبه نیمه ساختاریافته مدل پژوهش طراحی گردید. در بخش کمی ابزار گرداوری اطلاعات پرسش‌نامه محقق ساخته میباشد. روایی محتوایی پرسش‌نامه توسط خبرگان تأیید شد و پایایی پرسش‌نامه از طریق آلفای کرونباخ تعیین شد که در همه متغیرهابالاتر از 7/0 مورد تأیید قرارگرفت. براساس یافته‌های پژوهش اثرات و پیامدها و نتایج معلم به‌مثابه رهبر در چهاربعد تأثیربرخود معلم با سه مؤلفه( خروج از انزوا، ظرفیت‌سازی ورضایت ازشغل) با 8 شاخص .تأثیر بر دانش‌آموزان با سه مؤلفه( ایجاد محیط امن آموزش ورشد،ایجاد محیط لذت‌بخش آموزش وفراگیری وتغییر رفتار) با 9 شاخص. تأثیر بر همکاران با دو مؤلفه( مدل‌سازی آموزش مؤثروهم‌افزایی) با 6 شاخص وتأثیر برمدرسه با دومؤلفه( ایجاد یک جامعه‌ی یادگیری حرفه‌ای و تیم ساز و افزایش سرمایه اجتماعی) با 6 شاخص بودند. نتایج تحقیق می‌تواند دربرنامه‌ریزی اجرایی سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش،تدوین نظام صلاحیت حرفه ای معلم، برنامه‌ریزی درسی تربیت‌معلم و اصلاح سیاست‌های استخدامی و جذب و نگه‌داشت نیرومفید بود بوده وزمینه مناسبی برای تحقیقات دیگران فراهم آورد.

تدوین راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی

صفحه 73-97

محمد رحیمیان، مجید رمضانی آرانی، محسن محمدی خانقاهی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی است. بازدارندگی مفهومی است که اغلب در حوزه‌های استراتژی نظامی، جرم‌شناسی و روابط بین‌الملل به کار می‌رود.در چارچوب استراتژی نظامی، بازدارندگی با هدف جلوگیری از شروع تجاوز نظامی توسط دشمن از طریق متقاعد کردن آن‌ها به اینکه هزینه‌ها یا پیامدهای چنین اقدامی بیشتر از منافع احتمالی است، جلوگیری می‌کند. بازدارندگی رسانه‌ای نقش راهبردی در تأمین امنیت سایبری جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کند. به سبب نوپدید بودن شبکه‌های اجتماعی در ایران، برای جمهوری اسلامی ایران، نحوه مواجهه و داشتن برنامه به‌منظور حکمرانی مطلوب بسیار حائز اهمیت است. روش بکار رفته در این پژوهش، روش کیفی و از نوع تحلیل اسنادی است. مقاله حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی چیست؟ در این راستا یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که راهبردهای بازدارندگی رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در شبکه‌های اجتماعی بایستی مواردی همچون اقدامات دفاعی، قابلیت‌های تهاجمی، وضعیت‌های بازدارندگی، تلاش‌های تاب‌آوری، ابتکارات همکاری بین‌المللی، تمرین‌ها و شبیه‌سازی، برنامه ظرفیت ساز و طرح‌های همکاری بین‌المللی باشد.

بررسی عوامل موثر در تنش‌زدایی در روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی

صفحه 99-122

سید محمدرضا موسوی، احسان جعفری فر

چکیده رابطه‌ی ایران و عربستان در طول تاریخ روند پرفراز و فرودی از همکاری و رقابت‌های مسالمت‌آمیز تا خصومت و قطع رابطه به همراه داشته است. عوامل سیاسی، ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیکی و دیدگاه‌های متفاوت نسبت به مسائل منطقه‌ای از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در روابط دو کشور بوده است و بازتاب این تعارض فراتر از روابط دوجانبه بر رویکرد سایر کشورها، سیاست‌ها و تحولات منطقه‌ای نیز متجلی شده است. با قطع روابط دو کشور از 2016 بر رقابت و تعارض دو کشور افزوده شد ولی درنهایت در یک‌روند رو به کاهش تنش‌زایی با میانجیگری چین در سال 2023 رویکرد تنش‌زدایی در دستور کار قرار گرفت. از همین رو بررسی روند تنش‌زدایی روابط دو کشور در این پژوهش مورد توجه است. پرسش اصلی این است که عوامل مؤثر در تنش‌زدایی در روابط ایران و عربستان چه بوده است؟ برای بررسی موضوع تنش‌زدایی از چارچوب نظریه سازه‌انگاری بهره گرفته‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که تنش‌زدایی در روابط ایران و عربستان متأثر از تغییر ادراک دو بازیگر نسبت به مسائل مختلف بوده است که از یک‌سو تحت تأثیر تغییر ادراک در نظم منطقه‌ای بوده است که به ناکارآمدی سیستم تقابل دو کشور در منطقه، افول سیاست‌های آمریکا و تقویت نقش چین در منطقه اشاره دارد؛ از سوی دیگر تغییر ادراک نسبت به محیط استراتژیک رخ‌داده است که معادله امنیت دو کشور با حاصل جمع جبری صفر را به سمت بازی برد-برد پیش برده است و درنهایت بازتعریف منافع ملی برای در اولویت قرار دادن توسعه داخلی و عبور از سیاست‌های نظامی‌گری منطقه‌ای بر روند تنش‌زدایی دو کشور تأثیرگذار بوده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با اسناد کتابخانه‌ای گردآوری‌شده است.

بایسته ها و ابعاد و فضیلت شهروند مطلوب در سند "بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی

صفحه 123-163

محسن رحیمی نیا، حسن مجیدی

چکیده بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی به‌عنوان یک سند بالادستی ، راهبرد کلان ایران پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی است. محتوای بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، بررسی وضعیت موجود و ترسیم آینده مطلوب از منظر رهبر انقلاب است که این مهم می‌تواند راهگشای بسیاری از سؤالات پژوهشگران باشد. مسئله موردنظر پژوهش این است که با انقلاب اسلامی ایران، ساختار حکومت جمهوری اسلامی ایران بر اساس مردم‌سالاری دینی شکل گرفت. طبیعتاً اهداف یک ساختار بدون شهروندان فضیلتمدار هرگز محقق نخواهد شد. با توجه به رویکرد آسیب‌شناسانه و آینده‌نگرانه بیانیه گام دوم، نقطه ابهام اینجاست که ابعاد و فضیلت‌های شهروندی مطلوب در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی چیست؟ در این مقاله با روش تحلیل مضمون و استفاده از نرم‌افزار MAXQDA، ابعاد و فضایل به عنوان مضامین فراگیر، مشخص و ذیل آن‌ها هفت مقوله سازمان دهنده احصاء شده است که مضامین پایه در این دسته‌بندی قرار گرفته‌اند. از مهمترین یافته‌های مقاله این است که اولاً ابعاد شهروندی نسبت به چند دهه گذشته از انقلاب اسلامی، تغییر و ارتقاء یافته است و همچنین شهروند در بیانیه گام دوم، یک مؤلفه راهبردی است که می‌تواند جمهوری اسلامی را وارد الگوهای ساختاری نوین نماید

مبانی نظری نظارت مجلس شورای اسلامی در مردم سالاری دینی

صفحه 165-184

خیرالله پروین، غلامرضا بیات شاه پرست

چکیده یکی از اساسی‌ترین نهادهای مردم‌سالاری کنونی پارلمان (مجلس) است. در کشورهایی که مردم در آن‌ها حق حاکمیت دارند، پارلمان می‌تواند به دو صورت دو مجلسی یا تک مجلسی باشد. اعضای این پارلمان می‌توانند با رای مردم انتخاب شوند یا توسط افراد یا نهادهای دیگر منصوب شوند. در نظام حقوق اساسی ایران، مجلس شورای اسلامی نهاد نمایندگی محسوب می‌گردد و وظایف خود را به دو شیوه اصلی قانون‌گذاری و نظارت ایفا می‌کند. در این راستا این سال مطرح می‌شود که از مجلس شورای اسلامی در مردم‌سالاری دینی چه جایگاه نظارتی دارد؟ در پاسخ به این پرسش و در قالب یافته‌ها بیان می‌شود که در مردم‌سالاری دینی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران، مجلس دارای پنج بعد نظارتی است. این ابعاد شامل نظارت تأسیسی، نظارت اطلاعی، نظارت سیاسی، نظارت مالی و نظارت استصوابی است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. در این روش، اطلاعات و داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی مانند کتاب‌ها، مقالات، و اسناد جمع‌آوری و سپس به طور دقیق و موشکافانه مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند.

تدوین و اعتباربخشی الگوی نظری تبیین اعتراض‌های اجتماعی در ایران: ارائه راه‌کارها

صفحه 185-203

مصطفی قربانی، سجاد فرخی پور

چکیده با وجود وقوع اعتراض‌های ادواری در یک دهه اخیر در ایران و همچنین، تشدید سویه‌های رادیکال این اعتراض‌ها، بررسی‌ها نشان می‌دهد که استخدام رویکردهای بخشی و موزاییکی، مانع از حصول انگاره جامعی از متغیرهای ایجاد این اعتراض‌ها شده است. بنابراین، به منظور درک دقیق بسترها و عوامل ایجاد اعتراض‌های اجتماعی در ایران، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که عوامل و متغیرهای مختلف دخیل در ایجاد اعتراض‌های اجتماعی در ایران امروز کدم‌اند و وزن و جایگاه هر کدام از آنها در شکل‌گیری اعتراض‌ها‌ به چه میزان است؟ فرض بر آن است که عوامل متعدد ایجاد نارضایتی در جامعه ایران، در ضعف نهادهای واسط، با تأثیر بر صورت‌بندی شکاف‌های اجتماعی و ماهیت دولت‌ها، از متغیرهای حیاتی در شکل‌گیری اعتراض‌های اجتماعی در ایران هستند. برای تحقق اهداف یادشده، از روش «مدل‌سازی معادله ساختاری» استفاده شده است. بر این اساس، با مرور نظام‌مند پیشینه تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان و سندپژوهی، 32 گزاره ابتدایی کشف و شناسایی شد که در مراحل بعدی تحقیق مورد اعتباربخشی قرار گرفتند که پس از رسیدن به اشباع نظری و تحلیل محتوا، پایایی تحقیق بر مبنای شاخص کرونباخ آلفا از همبستگی پیرسون تعیین شد. همچنین، نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که بر اساس ارزش ایگن، پنج محور اصلی (اقتصادی، فرهنگی- نگرشی، اجتماعی، ساختاری- نهادی و رسانه‌ای- شناختی) و بر اساس بار عاملی، 20 متغیر ذیل آن‌ها، در برساخت اعتراض‌ها در ایران نقش دارند. افزون بر آن، نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی، حاکی از انطباق معنادار انگاره حاصل‌شده با واقعیت‌های محیطی اعتراض‌ها در ایران است.

سلطانیسم و علل ناتوانی شبه‌ایدئولوژی پهلویسم در فراخواندن

صفحه 205-225

سعید حاجی ناصری، مهند حامدی

چکیده با برکناری رضاخان در شهریور 1320 و پایان دوره استبداد، فضا برای فعالیت‌های گروه‌های سیاسی و فرهنگی مهیا شد و خیلی زود دامنه فعالیت‌هایشان گسترده شد. سه گروه اصلی اسلام‌گرایان، ملی‌گراها و مارکسیست‌ها جریان‌های اصلی سیاسی کشور را تشکیل می‌دادند و هر سه گروه با تفاوت‌هایی اپوزوسیون دربار به حساب می‌آمدند. گروه‌های اپوزوسیون، ضربه‌های سهمگینی به نظام سیاسی حاکم زدند تا جایی که دربار برای حفظ نظام سلطنتی مجبور شد با حمایت آمریکا و انگلیس دست به کودتا بزند. اما علی رغم کودتایی که انجام شد، نظام سلطنتی بازهم از مشروعیت برخوردار نبود و مجبور به تقلب در انتخابات بود. در نهایت با هدف ایدئولوژی‌سازی برای نظام سیاسی حاکم، مجموعه‌ای چهارجلدی به سفارش محمدرضا پهلوی به نام پهلویسم توسط منوچهر هنرمند نوشته شد. این ایدئولوژی از دو جهت برای نظام سیاسی مشکل‌آفرین شد. یکی اینکه با هنجارهای جامعه ایرانی که یک جامعه مذهبی بود، همراه نبود.دیگری اینکه به علت خوی سلطانی نظام سیاسی حاکم، همان ایدئولوژی خودساخته را نیز اجرا نکرد و عمل کارگزاران و سیستم سیاسی حاکم بر خلاف آموزه‌های ایدئولوژی پهلویسم بود. به دیگر سخن ایدئولوژی ساخته شده که قرار بود برای نظام پهلوی مشروعیت بخش باشد، به علت دوگانگی عملکرد و آموزه‌های ایدئولوژی پهلویسم، باعث عدم مشروعیت بیشتر نظام پهلوی شد و در نهایت این ایدئولوژی نتوانست گرمابخش جان‌های ایرانیان باشد و به تعبیر آلتوسری نتوانست آنها به ایدئولوژی خود فراخواند.

تقابل جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در منطقه‌ بالکان؛ مطالعه موردی بحران بوسنی و هرزگوین

صفحه 227-257

وحید پرست تاش، مهناز گودرزی، مسعود جعفری نژاد

چکیده منطقه بالکان یکی از مناطق بحران خیز جهان در قاره اروپا است که پس از فروپاشی یوگسلاوی و پیدایش شش کشور جدید در آن، با وقوع جنگ‌های متعدد و خونینی همراه بوده است. در کانون بحران‌های منطقه بالکان، جنگ بوسنی و هرزگوین در خلال سال‌های 1992 -1995 موجب نقش آفرینی دولت‌های مختلف در این منطقه و ارائه دیدگاه‌ها و نظرات متخلفی گردیده و جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا از مهمترین بازیگران خارجی دخیل در این بحران قلمداد می‌شوند. تحقق حاضر با بهره گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای رویکردهای نظری رئالیسم تهاجمی و سازه انگاری به تبیین تقابل ایران و آمریکا در این بحران پرداخته است. مقاله حاضر با درک صحیح از بحران بوسنی و هرزگوین بر این باور است که جمهوری اسلامی با توجه به سوابق و عمق حضور انقلاب اسلامی در بوسنی و هرزگوین با اتخاذ رویکرد ثابت در حمایت از مسلمانان بوسنی و هرزگوین در عین توسعه ارتباطات با سایر کشورهای منطقه بالکان موجب افزایش ثبات در منطقه بالکان گردیده در حالی که نگاه منفعلانه آمریکا نسبت به بحران بوسنی و هرزگوین موجب تشدید درگیری و استمرار بحران در این کشور شده است.

تحلیلی بر شکست راهبردهای آمریکا در مهار انقلاب اسلامی ایران

صفحه 259-278

مصیب عباسی، یدالله سپهری

چکیده پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده به عنوان یکی از کشورهای تأثیرگذار در غرب آسیا، راهبردهای خود در منطقه تا برای برقراری نظم جهانی دنبال نمود. ظهور کشورهای تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای همچون ایران، روسیه، سوریه و عراق از یک سو و ناکامی‌های پی‌درپی آمریکا در عراق، افغانستان از سویی دیگر، موجب شد تا روسای جمهور آمریکا راهبردهای دیگری در قبال این منطقه در نظر بگیرند. هدف از این تحقیق، تحلیل و بررسی شکست راهبردهای آمریکا در مهار جمهوری اسلامی ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون و تأثیر سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن بر جمهوری اسلامی ایران و افول هژمونی آمریکا در منطقه غرب آسیا و سطح بین‌الملل بوده است. نتایج تحقیق نشان داد تغییر روند اشتباه در راهبردهای آمریکا در ایران و سطح منطقه، ضمن افول هژمون آمریکا در سطح جهانی و منطقه‌ای زمینه‌ساز پیشرفت، نفوذ و ارتقای جایگاه ایران در تصمیم‌گیری‌های مهم منطقه‌ای شده است.

جایگاه عقلانیت در الگوی پیشرفت اسلامی بر اساس اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(حفظه الله)

صفحه 279-300

فاطمه السادات هاشمیان

چکیده هدف از پژوهش پیش‌رو اکتشاف جایگاه شاخصه‌های عقلانیت در عرصه‌های چهارگانه الگوی پیشرفت اسلامی بر اساس اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری بود. عقلانیت یکی از مبانی اساسی گفتمان انقلاب است که دین‌محوری، تفکیک‌‌ناپذیری از معنویت و عدالت، محاسبه درست و به دور از محافظه‌کاری، عدالت‌خواهی، استکبارستیزی، مردم‌سالاری و اقتدار، از شاخصه-ها و مؤلفه‌های اصیل آن به شمار می‌آید. چنین عقلانیتی به عنوان یک اهرم قوی برای حرکت رو به جلو و پیشرفت است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، الگوی پیشرفت را دارای چهار عرصه اساسی «فکر»، «علم»، «زندگی» و «معنویت» می‌داند که با تحقق پیشرفت در این عرصه‌ها، پیشرفت همه جانبه شکل می‌گیرد و زمینه تحقق تمدن نوین اسلامی فراهم می‌آید. گردآوری اطلاعات در این نوشتار با ابزار فیش بوده و پردازش داده‌ها به شکل توصیفی – تحلیلی و به روش تحلیل گفتمان به سامان رسید. فرایند تحقیق به این شکل بود که ابتدا شاخصه‌های عقلانیت از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده و سپس جایگاه این شاخصه‌ها در الگوی پیشرفت استکشاف گردید. به این ترتیب اثبات شد الگوی پیشرفت اسلامی یک الگوی برآمده از عقلانیت اسلامی است و هیچگونه تخالفی با عقلانیت مورد نظر اسلام ندارد.

منابع تأمین سهم «تألیف قلوب» در جهت حمایت از افراد و گروه‌های مختلف در راستای پیشبرد اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 301-320

احسان نظری، فاطمه زهرا امیری، سید مهدی نقیبی، جواد ایروانی

چکیده سهم «تألیف قلوب» که در آیه ۶۰ سوره توبه به آن تصریح شده است، یک حکم راهبردی است که می‌توان از آن، در جهت جلب حمایت افراد و گروه‌های مختلف در راستای پیشبرد اهداف حکومت اسلامی در سطح ملّی و بین المللی بهره جست. برخی از معاندان در صدد هستند اینگونه القاء کنند، این سهم که منفعت آن با جلب و جذب افراد و گروه‌های مختلف به حاکمیّت می‌رسد، چرا باید از قشر زحمتکش جامعه (کشاورزان و دامداران) گرفته شود؟! این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی سامان یافته است و به استناد منابع کتابخانه‌ای به دو سوال اساسی پاسخ داده شده است که؛ «سهم تألیف قلوب در راستای پیشبرد اهداف حکومت اسلامی در سطح ملّی و بین المللی چه نقشی دارد؟» و «منابع تأمین سهم تألیف قلوب چیست؟» و این نتیجه حاصل شده است که می‌توان از این سهم در کمک به کشور‌های قدرتمند غیر مسلمان، کمک به کشورهای ضعیف نگاهداشته شده ذی نفوذ و حمایت از نهضت‌های آزادی بخش در راستای پیشبرد اهداف حکومت اسلامی بهره جست و منبع تأمین آن نیز اختصاص به زکات ندارد و با بررسی روایات و سیره پیامبر(ص) از انفال و فیء و خمس نیز می‌توان استفاده نمود و همچنین با بررسی ادلّه به این نتیجه دست یافته‌ایم که سهم «فی سبیل الله» به عنوان یکی از مصارف زکات نیز عام است و از آن در راستای «تألیف قلوب» می‌توان بهره‌مند شد. لذا شبهه مطرح شده بی‌اساس است.

الگوی مطلوب مدیریت ریسک در حوزه واردات در گمرگ جمهوری اسلامی ایران بر اساس اقتصاد مقاومتی

صفحه 321-340

علیرضا فقیه نصیری، مرتضی یاراحمدی، علیرضا تمجید یامچلو

چکیده امروزه تغییرات وتحولات محیطی، پدیده جهانی شدن و همچنین تغییرات سریع تکنولوژیکی سازمانهای بسیاری از جمله گمرک را تحت الشعاع قرار داده است. به گونه ای که گمرک را به عنوان یک سازمان فعال در عرصه تجارت بر آن داشته تا از اجرای قانونی امور تجاری و عملیات بازرسی دقیق حجم انبوه صادرات، واردات، ترانزیت محمولات مطمئن شود.یکی از ابزارهایی که در بسیاری از گمرکات جهت بهبود اوضاع کاری، تسهیل تجارت ،کاهش هزینه ها و افزایش سرعت در انجام امور تجاری مورد استفاده قرار می گیرد مدیریت ریسک است. هدف از این تحقیق الگوی مطلوب مدیریت ریسک در حوزه واردات در گمرگ جمهوری اسلامی ایران بر اساس اقتصاد مقاومتی می‌باشد. با عنایت به جایگاه و اهمیت این سازمان در ورود و خروج کالا این تحقیق با هدف شناسایی الگوی مطلوب مدیریت ریسک واردات در گمرگ جمهوری اسلامی ایران براساس اقتصاد مقاومتی انجام شد. به همین منظور از طریق مصاحبه با تعداد 15 نفر از مدیران و خبرگان امور گمرکی و استفاده از تکنیک دلفی به شناسایی ریسک های بخش واردات پرداخته و ضمن اولویت بندی آنها در پایان مدل منتج از نتایج این تحقیق ارائه گردید.

نقش حکمرانی استانی در پایداری توسعه: پایه‌های رفاه، امنیت و معنویت

صفحه 341-356

محمد اسماعیل عبداللهی

چکیده تحقیق پیش رو، بر پایه انگاره‌های تئودموکراسی، و بر اساس روش تحقیق کیفی و توصیفی، به کشف پیشران‌های توسعه حکمرانی استانی و هویت‌بخشی تمرکز دارد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که طبقه‌بندی اجتماعات بشری از گروه‌های کوچک گرفته تا استان، موجب تقویت مردمسالاری دینی می‌شود. حکمرانی استانی به منظور ارائه خدمات متمرکز به مردمِ مناطق جغرافیایی کوچک شکل می‌گیرد و منجر به تعالی مدنیتِ جامعه، کاهش فاصله طبقاتی، بهبود کیفیت زندگی و پایداری رفاه، امنیت و معنویت می‌شود. پیشران‌های برجسته حکمرانی استانی شامل چند وجهی بودن، ذوابعاد بودن مسائل، اقتضائات بومی، باورهای عینیت یافته و آزادی عمل است. استناد به تئودموکراسی به‌عنوان سبک ارتباطی بین دین و حکومت نشان می‌دهد که دین مبنای سیاست‌گذاری و مشروعیت سیاست‌ها است. حاکمیت مردم و توجه به اراده آنان نیز از مؤلفه‌های اصلی حکمرانی استانی است. حکمرانی استانی نیازمند اعتمادپذیری، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی است و می‌تواند در قالب مدل‌های مختلف مانند مدل محلی‌گرا، فردیت‌گرا و تمرکزگرا تحقق یابد. پس از بررسی این بحث‌ها و مفاهیم، می‌توان نتیجه گرفت که حکمرانی استانی با توجه به مؤلفه‌های منحصر به فرد خود و همچنین بر اساس مدل‌های مختلف، می‌تواند به بهبود جامعه مدنی، کاهش فقر و فاصله طبقاتی، افزایش مشارکت، بهبود کیفیت زندگی و تعالی امنیت و رفاه و معنویت منجر شود.

بررسی تطبیقی سیاستهای کلی نظام با منویات مقام معظم رهبری در حوزه صنعت

وحید بیگ محمدلو، سید عباس علوی

چکیده امروزه بخش صنعت به بخشی رهبری کننده در عرصه اقتصاد مبدل شده است.هدف پژوهش حاضر تحلیل سیاستهای کلی نظام در حوزه صنعت وتطبیق آنها با منویات مقام معظم رهبری در این حوزه می‌باشد.لذا این پژوهش در پی آن است که پی به بیشترین تأکیدات و ضرایب اهمیت سیاست‌های ابلاغی ایشان مرتبط با بخش صنعت پیرامون چه مواردی است و با مقایسه احکام سیاستی و بیانات ایشان،وجوه افتراق و اشتراک چگونه و شامل چه مواردی است. این پژوهش بر مبنای رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا صورت گرفته است و داده‌های مورد نیاز برای این پژوهش،با استفاده از جستجوی موضوعی کلید واژه‌های پژوهش در بین بیانات رهبر معظم انقلاب،سیاست‌های کلی نظام و اسناد بالادستی کشور،استخراج و سپس به روش آمیخته(کیفی - کمی)تجزیه و تحلیل گردید.جامعه آماری شامل تمامی بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای و مجموعه سیاست‌های کلی نظام است. نتایج حاکی از آن است که در بیانات رهبری،مقوله‌های«حمایت از تولید داخلی»،«ارتباط صنعت و دانشگاه»و «حرکت به سمت استقلال صنعتی در راستای خودکفایی اقتصادی»بیشترین وزن واهمیت را به خود اختصاص داده‌اند.همچنین از بین سیاست‌های کلی،مقوله‌های«حمایت از تولید داخلی»،«ارتقاء و رشد بهره‌وری»و«گسترش اقتصاد وصنایع دانش بنیان»بیشترین سهم و ضرایب اهمیت را داشته‌اند.