دوره و شماره: دوره 7، شماره 4 - شماره پیاپی 27، زمستان 1397، صفحه 929-1189 
تعداد مقالات: 11

دولت رانتیر، طبقه متوسط جدید و بی‌ثباتی سیاسی در عصر پهلوی دوم

صفحه 7-27

سعید جهانگیری، ابوالقاسم طاهری، علیرضا ازغندی، احمد ساعی

چکیده سقوط حکومت پهلوی دوم از زوایای مختلف و در چارچوب نظریه‌‌های گوناگون بررسی شده است.  از جمله رویکردها در این زمینه، رابطه میان فرایند توسعه در این دوره و سقوط این حکومت است.  نوسازی و مدرنیزاسیون متاثر از الگوهای غربی و متکی به سیاست‌های آمرانه محمدرضا شاه پهلوی از دهه 40 شمسی به بعد، نگرانی فزاینده گروه‌ها و اقشار مدافع فرهنگ و سنت اسلامی را برانگیخت.  ایران به عنوان کشوری در حال توسعه و با اقتصادی تک محصـولی، بـه خصوص پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 به بعد، دولتی رانتی دانسته شد.  این امر باعث شده که دولت تحصیلدار بـا توجـه بـه سازوکارهای غیرواقعی و بدون توجه به منافع سایر طبقات در مافوق آن‌ها قرار داشته باشد با ورود نفـت و مـدیریت نفتی، دولت تحصیلدار در ایران برای پشتیبانی و مشروعیت کارکردی دست به طبقه سازی بویژه طبقه متوسـط کـه از لحـاظ مـالی مستقل نبوده، زده است. این پروسه باعث شده که طبقات در برابر دولت حقی نداشته باشند و نتوانند دولت را به چالش بکشند. لـذا پرسش نوشتار حاضر این است که: دولت رانتیر چه نقشی در پیدایش، گسترش و ساخت طبقه متوسـط جدیـد داشـته اسـت؟ ماهیت دولت تحصیلدار به گونه‌ای است که در آن جامعه وزنه‌ی قابل اعتنایی به‌شمار نمـی‌رود چـرا کـه دولـت در سـایه‌ی دریافـت رانت‌ها از خارج دیگر به منابع داخلی درآمد (مالیات‌ها، عوارض و …. ) احساس نیاز نمی‌کند.  این باعث می‌شود دولت قـدرت انحصـاری کسب کند و نیازی به دخالت دادن گروه‌ها و طبقات مختلف در قدرت نبیند.

امر سیاسی، شکل‌گیری و هژمونیک شدن گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران

صفحه 27-44

محمدباقر خرمشاد، جواد جمالی

چکیده امر سیاسی در درون یک گفتمان، براساس دوگانه­ی ضدیت و همدلی و یا رابطه­ی متضاد و خصمانه با گفتمان­های "دگر" شکل می­گیرد. گفتمان­ها با تعریفی که از امر سیاسی ارائه می­دهند از یک سو مرزهای هویتی میان نیروهای "خودی" و "دیگری" و از سوی دیگر به نزاع­های سیاسی در یک جامعه معنا می­بخشند. زوال حکومت پهلوی و در نهایت برچیده شدن آن، نتیجه­ی منازعه با گفتمان­هائی بود که در راس آن گفتمان اسلام سیاسی قرار داشت. ظهور این گفتمان بیش ازآنکه کنشی باشد، واکنشی به گفتمان پهلوی بود که کوشید با برجسته سازی عناصر خودی و حذف و حاشیه رانی گفتمان مذهبی در مقام غیر، خود را در جایگاه‌یگانه گفتمان موجود در جامعه تثبیت نماید.
با مقدمات فوق، پژوهش حاضر به بررسی نحوه­ی صورت‌بندی امر سیاسی از سوی گفتمان پهلوی و تاثیر آن بر شکل‌گیری گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در یک دوره­ی مهم و تعیین کننده­ی در تاریخ ایران معاصر می­پردازد. در این پژوهش محقق برآن است تا با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلائو و موف و استخراج مفاهیم و مقولات مرتبط با مفهوم امر سیاسی نشان دهدکه نحوه صورت‌بندی امر سیاسی از سوی گفتمان پهلوی چه تاثیری در شکل‌گیری گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران داشته است؟ فرضیه­ی ما در این پژوهش بدین شکل مطرح می­شود که صورت‌بندی امر سیاسی از سوی گفتمان پهلوی در قالب خصومت تمام عیار با گفتمان مذهبی به سیاسی شدن مذهب و شکل‌گیری گفتمان انقلابی اسلام سیاسی در ایران انجامید.

فرا تحلیل مطالعات انقلاب اسلامی در ایران؛ بررسی چرایی و چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی ایران از منظر پژوهشگران ایرانی

صفحه 45-66

علی خواجه نایینی، صفیه سادات هاشمی، مهدی ترکشوند

چکیده «انقلاب اسلامی ایران چرا و چگونه به پیروزی رسید؟» این سؤالی است که دهه­های متمادی و در زمان حاضر نیز مطرح بوده و پژوهشگران مختلف به دنبال پاسخی به آن برآمده­اند. تاکنون رویکردها و نسل­های متفاوتی از نظریات انقلاب اسلامی ایران متولد شده­اند که به تبیین­های متفاوتی در این زمینه پرداخته­اند. این پژوهش تمرکز خود را بر بررسی و تحلیل مقالات منتشر شده در 4 فصلنامه علمی - پژوهشی حوزه انقلاب اسلامی منتشر شده در ایران یعنی فصلنامه پژوهش­های انقلاب اسلامی، فصلنامه رهیافت انقلاب اسلامی، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی و فصلنامه پژوهش­نامه انقلاب اسلامی از ابتدای انتشار تا پایان سال 1396 قرار داده است. هدف این پژوهش آن است که با بررسی مقالات منتشر شده دریابد که پژوهشگران ایرانی چه دلایلی را برای چرایی و چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی ایران برشمرده و پژوهشگران تولید کننده این ادبیات دارای چه ویژگی­هایی هستند؟ در واقع فرا تحلیل مطالعات حوزه چرایی و چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دو بخش دانش پژوهشی و ویژگی­های پژوهش‌­گران، تمرکز اصلی پژوهش حاضر را تشکیل می­دهد.

آسیب شناسی الگوی عدالت در دولت‌های جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر اندیشه مطهری و امام خمینی

صفحه 67-95

جعفر رضایی، علی علی حسینی، سیدجواد امام جمعه زاده، علیرضا آقاحسینی

چکیده عدالت از کانونی­ترین آموزه­های قرآنی و اسلامی است که در اندیشه­های سیاسی اجتماعی رهبران انقلاب اسلامی همانند امام خمینی و شهید آیت الله مطهری بازتاب بسیاری یافته است. اما به رغم آن که شعار عدالت اجتماعی و اجرای آن از سیاست­های اصلی دولتهای بعد از انقلاب بوده، مسئله عدالت در کارنامه جمهوری اسلامی تا به امروز وضعیت مطلوبی نداشته است. بر این اساس، این پرسش مطرح میشود که چرا با همه سفارش­هایی که در آموزه­های دینی و تاکید رهبران انقلاب در باب عدالت اجتماعی و مباحث مربوط به آن وجود دارد عدالت در جامعه ما حضوری شایسته ندارد؟ در این مقاله با استفاده از روش تحلیل مقایسه­ای تلاش میشود با تاکید بر عدالت از دیدگاه رهبران انقلاب اجرای برنامه­های توسعه دولتهای بعد از انقلاب مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته، تا میزان انحراف آن­ها از مفهوم عدالت از دیدگاه رهبران انقلاب روشن شود و آسیبهای ایجاد شده شناسایی و راه کارهای اصلاح برای تقویت و تداوم حیات و استمرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هموار گردد.

بررسی میزان تأثیر انقلاب اسلامی بر رویکرد‌های دینی نویسندگان رمان‌‌های دفاع مقدّس

صفحه 97-123

یونس شعاعی گمچی، علیرضا شوهانی، رحمان ذبیحی

چکیده از دستاوردهای مهم برقراری نظام جمهوری اسلامی ایران، احیا و پررنگ‌ نمودن نقش دین اسلام در جامعه و به تبع آن جنگ تحمیلی بود که درگسترۀ ادبیّات انقلاب اسلامی و به ویژه در رمان­‌های دفاع مقدّس قابل بررسی و تحلیل است. تحقیق حاضر بر آن است تا نشان دهد رمان‌ نویسان دفاع‌ مقدّس در سه دهۀ رمان ‌نویسی، با دستاورد دینی انقلاب اسلامی چگونه و با چه رویکردهای برخورد کرده­‌اند؟ میزان تأثیرپذیری از محورهای سه ‌گانه دین اسلام (اعتقادات، احکام و اخلاق) در آثار خلق شده، تا چه اندازه بوده ‌است؟ برای پاسخی درخور به سؤال­‌های مورد نظر، ده رمان دفاع مقدّس از سال ۶۱ تا 1390 به شیوه تحلیلی، توصیفی و آماری بررسی محتوایی شده­‌اند. برآیند تحقیق حکایت از متغیربودن میزان و نحوه انعکاس محورهای سه­‌گانه دین اسلام در شخصیّت ‌پردازی، خلق موقعیّت­‌ها، صحنه­‌ها و درون­‌مایه آثار دارد که این امر باعث ایجاد سه نوع رویکرد عمده غالب «تربیتی - تعلیمی»، «فلسفی - کلامی» و «اخلاقی - عرفانی» به دین اسلام در آثار نویسندگان رمان‌‌­های دفاع مقدّس شده‌است.

طراحی الگوی راهبردی - فرهنگی اقتصاد مقاومتی با ملاحظه اقتصادی - دفاعی مبتنی بر اندیشه‏‌های مقام معظم رهبری در ج.ا.ایران

صفحه 145-176

عباسعلی فرزندی اردکانی، حسین صفری، میرمحمود سادات، حسین بازرگانی

چکیده در این پژوهش سعی شده است با توجه به شش مفهوم اقتصادی - فرهنگی: 1. اقتصاد دفاع 2. قرآن و سنت 3. اندیشه رهبران انقلاب اسلامی 4. اقتضائات زمانی اقتصاد ج.ا. ایران 5. دانش و تجارب داخلی و بین ‏المللی در مفاهیم عملیاتی اقتصاد 6. اقتضائات اقتصادی - دفاعی ج.ا.ایران پژوهش‏­های پراکنده حوزه اقتصاد مقاومتی با رویکرد اقتصادی - دفاعی را در 7 محور اصلی دسته‏­بندی و پس از تشریح هر یک، چارچوبی جامع از ارتباط این تحقیقات با مفهوم کلان اقتصاد دفاع ارائه شود.در شناسایی ابعاد 7 گانه تحقیقات این حوزه، از تحلیل داده‏­های میدانی و کتابخانه­‏ای استفاده شده است. در ادامه با رویکرد گروه کانونی ابتدا از طریق مصاحبه مجموعه نظرات افراد خبره دریافت و سپس دسته‏­بندى شد و در نهایت به صورت الگو مطرح گردید.در این تحقیق پژوهش­‏های پراکنده پیرامون حوزه اقتصاد مقاومتی با رویکرد اقتصادی - دفاعی در 7 محور اصلی: تحقیقات با محوریت­‏های مفهوم کلان اقتصاد دفاع، مفهوم اقتصاد مقاومتی، تطبیق مدل‏­های اقتصادی غربی، اندیشه و سیره پیامبرa، علما و نخبگان، تحریم­‏های اقتصادی و پدافند اقتصادی دسته­بندی شد و الگوی راهبردی - فرهنگیاقتصاد مقاومتی با ملاحظه اقتصادی - دفاعی ‏مبتنی بر اندیشه­‏های مقام معظم رهبری ارائه گردید.
 

انقلاب اسلامی ایران؛ انقلابی آزادی ‌خواهانه

صفحه 177-199

مصطفی قربانی، محمد شفیعی‌فر، مهدی حاجیان

چکیده در تلاش برای ارائه­‌ی تحلیل نوینی از انقلاب اسلامی، این سؤال مطرح شده که «آیا انقلاب اسلامی را می­‌توان انقلابی آزادی­‌خواهانه دانست؟» فرض بر این است که انقلاب اسلامی، رستاخیز ملت ایران برای فراز کردن آرمان آزادی بوده و در آن، آزادی در هر دو وجه منفی و مثبتش تجلی یافته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی– تحلیلی انجام شده و یافته‌­های آن نشان می‌­دهد که انقلاب اسلامی ایران به طور عمده در پاسخ به چهار مسئله‌ی اصلی (آزادی منفی)؛ استبداد داخلی، سلطه‌­ی خارجی، اقدامات اسلام­‌زدایانه­‌ی رژیم شاه و افول اقتصادی و تهدید معیشت مردم شکل گرفته و در مقابل، این انقلاب پاسخ مطلوب به این مسائل (آزادی مثبت) را در تأسیس و تحقق ارزش­‌هایی چون مردم­‌سالاری دینی، آزادی، تلاش برای حفظ استقلال و حاکمیت ملی و همچنین کارآمدی با تأکید بر عدالت و محرومیت‌­زدایی، مفصل­‌بندی کرده است.

شناسایی مولفه های راهبردی دکترین، سیاست ها واهداف اداره امور زنان بر اساس گفتمان ولایت فقیه

صفحه 125-145

فهیمه فرهمندپور، ناصر پورصادق، علی اسماعیلی

چکیده تجربه موجود نظام لیبرال دموکراسی غرب در حوزه اداره امور زنان به عنوان هدف غایی و نهایی با آموزه­های دینی و انگاره­های فرهنگی و بویژه احکام نوین اسلام و نظام جمهوری اسلامی سازگارنیست. ازاین رو تدوین و ارائه الگوی راهبردی در اداره امور زنان به عنوان نظام حکومتی الگو و بر اساس گفتمان ولایت فقیه در نظام اسلامی ضرورتی مضاعف و انکار ناپذیر است لیکن با گذشت چهار دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی هنوز چنین الگویی وجود ندارد و نبود این الگو موجب رفتارهای متفاوت دولت­ها در حوزه اداره امور زنان شده  است که این امر نتیجه­ای جز تناقض در اجرای سیاست­ها ،بخشی و سلیقه­ای عمل کردن بازیگران این حوزه و اتلاف منابع در کشور را بدنبال نداشته است. از این رو هدف اصلی این مقاله شناسایی مولفه­های راهبردی اداره امور زنان به منظور تدوین الگوی راهبردی در حوزه اداره امور زنان بر اساس گفتمان ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی ایران است .
یافته های پژوهش نشان می دهد دراداره امور زنان در بخش دکترین مولفه­های  پای بندی به عفت عمومی ،توجه به برابری زن و مردوحفظ شخصیت زن  در بخش سیاست­ها  ، اختیار زن همانند مرد، زنان موجب پیشرفت و تساوی زن ومرد و در بخش اهداف مولفه­های تامین امنیت زنان ، تامین بهداشت وتغذیه سالم،ارتقای علمی،بالابردن شان اجتماعی، مشارکت زنان وتامین شرایط اشتغال مهم ترین مولفه های تدوین الگوی راهبردی می باشند.
تجربه موجود نظام لیبرال دموکراسی غرب در حوزه اداره امور زنان به عنوان هدف غایی و نهایی با آموزه­های دینی و انگاره­های فرهنگی و بویژه احکام نوین اسلام و نظام جمهوری اسلامی سازگارنیست. ازاین رو تدوین و ارائه الگوی راهبردی در اداره امور زنان به عنوان نظام حکومتی الگو و بر اساس گفتمان ولایت فقیه در نظام اسلامی ضرورتی مضاعف و انکار ناپذیر است لیکن با گذشت چهار دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی هنوز چنین الگویی وجود ندارد و نبود این الگو موجب رفتارهای متفاوت دولت­ها در حوزه اداره امور زنان شده  است که این امر نتیجه­ای جز تناقض در اجرای سیاست­ها ،بخشی و سلیقه­ای عمل کردن بازیگران این حوزه و اتلاف منابع در کشور را بدنبال نداشته است. از این رو هدف اصلی این مقاله شناسایی مولفه­های راهبردی اداره امور زنان به منظور تدوین الگوی راهبردی در حوزه اداره امور زنان بر اساس گفتمان ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی ایران است .
یافته های پژوهش نشان می دهد دراداره امور زنان در بخش دکترین مولفه­های  پای بندی به عفت عمومی ،توجه به برابری زن و مردوحفظ شخصیت زن  در بخش سیاست­ها  ، اختیار زن همانند مرد، زنان موجب پیشرفت و تساوی زن ومرد و در بخش اهداف مولفه­های تامین امنیت زنان ، تامین بهداشت وتغذیه سالم،ارتقای علمی،بالابردن شان اجتماعی، مشارکت زنان وتامین شرایط اشتغال مهم ترین مولفه های تدوین الگوی راهبردی می باشند.

بررسی تطبیقی بازنگری در قانون اساسی مشروطیت و جمهوری اسلامی؛ امکان یا امتناع بازنگری در برخی از اصول قانون اساسی مصوب 1368

صفحه 201-223

محمدرضا مجیدی، میثم بلباسی

چکیده  نوشتار حاضر با تشریح سیر تطور قانون اساسی در ایران؛ به دنبال پاسخ به این سؤال است که اصل بازنگری در قانون اساسی مشروطیت و جمهوری اسلامی به چه شکلی بوده است؟ و اینکه اگر بخواهیم درباره بازنگری در برخی از اصول قانون اساسی فعلی (مصوب 1368) جمهوری اسلامی ایران امکان­سنجی کنیم، این امکان یا امتناع بازنگری شامل چه موارد اختلافی مهمی خواهد شد؟ یافته­های پژوهش، حاکی از آن است که در قانون اساسی مشروطه به دلیل جلوگیری از بازگشت استبداد و در قانون اساسی (مصوب 1358) جمهوری اسلامی به دلیل فضا و شرایط ابتدای انقلاب و حفاظت از قانون اساسی در مقابل طوفان­های سیاسی پس از انقلاب، عمداً اصل بازنگری در هیچ کدام از قانون­های اساسی مذکور در نظر گرفته نشده است. با این حال، قانون اساسی مشروطیت چندین بار و به واسطه تفاسیر مختلف مورد بازنگری قرار گرفت. اما در جمهوری اسلامی ایران، پس از اصلاحات قانون اساسی در سال 1368، اصل بازنگری (اصل 177) با شرایط، ضوابط و محدودیت­های خاص خود به همراه برخی تغییرات دیگر در قانون اساسی جدید لحاظ گردیده است. همچنین به نظر می­رسد در صورت بازنگری در قانون اساسی 1368 می­توان از امکان یا امتناع بازنگری در برخی از مسائل اختلافی مانند نظام ریاستی یا پارلمانی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شوراهای شهر و روستا، شرایط ریاست جمهوری و غیره ... نام برد. برای پاسخ به سؤال مقاله از روش تطبیقی - تحلیلی و تکنیک مطالعات کتابخانه­ای بهره گرفته می­‌شود. 

جستاری در چرایی چرخش سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از انقلابی‌گری به محافظه‌کاری

صفحه 225-242

جواد حق گو، محمداسماعیل نباتیان

چکیده سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی در مقایسه با دوره ریاست احمدی‌نژاد دچار تغییرات اساسی شد. غلبه گرایش‌های عملگرایانه و محافظه­کارانه بر گرایش‌های آرمانگرایانه و انقلابی را باید اصلی‌ترین نمود این تغییر به شمار آورد. از آنجائی‌که این تغییر رویکرد در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پدیده جدیدی نیست، بررسی این موضوع آثار مهمی بر درک و فهم بهتر سیاست خارجی ایران می‌گذارد. بر همین اساس بررسی چرایی این مسئله هدف اصلی این مقاله است.
بر اساس ادعای این مقاله، این تغییر اساسی در حوزه سیاست خارجی بیش از هر چیز به تغییر در تعریف مفهوم منافع ملی باز می‌گردد. تغییر و تحول این مفهوم به عنوان جوهر اصلی سیاست خارجی زمینه‌ساز تغییر در اولویت‌ها، جهت‌گیری‌ها و راهبردهای یک کشور در تعامل با محیط خارجی است. در اینجا تلاش شده است تا با در نظر داشتن سه مفهوم تغییر نخبگان، نوع برداشت از هویت ملی و تحولات ساختاری، چرایی
درک متفاوت از منافع ملی در دوره‌ای خاص از سیاست خارجی ج. ا. ایران را مورد واکاوی قرار دهیم. بنابراین شناخت نوع اثرگذاری مفاهیم سه‌گانه بر منافع ملی یک کشور به عنوان چارچوب مفهومی و بررسی نوع اثرگذاری آن بر تکوین سیاست خارجی دولت­های احمدی­نژاد و روحانی بخش‌های اصلی این مقاله را تشکیل داده است.

سه انگاره های هویت ملی و برساخت "ایرانیت" در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(1392-1384)

صفحه 247-266

سعید چهرآزاد

چکیده نوشتۀ پیش رو درصدد آن است تا به پاسخ این پرسش دست یابد که سه انگاره های هویت ملی ایران به چه صورت و طی چه فرآیندی در تکوین، شکل گیری و استحکام و امتداد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طیِ سال های 1384-1392 نقش پردازی می کنند. در این نگاره تلاش گردیده است که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکاء بر داده های مبتنی بر رهیافت کتابخانه ای، ضمن در نظر گرفتن سه انگاره های هویت ملی به عنوان چهارچوب نظری، نحوه شکل گیری، قوام و دوام سیاست خارجی زمانۀ 1384-1392 جمهوری اسلامی ایران را مورد تبیین قرار دهد. کندوکاوها نشان دهندۀ آن است که سه گانۀ هویت ملی ایران یعنی ایرانیت، اسلامیت و تجدد، هر یک به نحوی در بافتارسازی سیاست خارجی این دوره موثر واقع بوده است. از این پژوهش بدین صورت افاده شده می وشد که سیاست خارجی ایران در بازه زمانی مشخص شده بعد از نظام معنایی معماری شده به شدت از سه گانه های اسلامیت، ایرانیت و تجدد و متعلقات آن متاثر می باشد و در واقع سیاست و مراودات خارجی ایران در بین سال های 1384-1392 برساختی از سه گانه های مذکور است.