دوره و شماره: دوره 12، شماره 4 - شماره پیاپی 47، زمستان 1402 
تعداد مقالات: 11

ارزیابی توان واقعی ارتش محمدرضا پهلوی بر اساس رهیافت سنجش ورودی/قابلیت تبدیل استفان بیدل

صفحه 7-33

جواد حقگو، حسین مولائی

چکیده اشغال سریع ایران در جنگ جهانی دوم و شکست برق‌آسای ارتش رضا شاه یکی از موضوعات مهمی است که به جهات مختلف آثار زیادی بر روندهای شکل‌دهنده به تاریخ معاصر ایران گذارده است. به نظر می-رسد در نتیجه همین تاثیر بود که محمدرضا شاه با صرف هزینه‌های بالا و گاهاً غیرقابل‌توجیه در تجهیز قوای نظامی تلاش کرد تا بزرگ‌ترین ارتش منطقه را شکل دهد. در راستای همین اقدامات بود که توصیفاتی چون «پنجمین ارتش دنیا»، «بزرگ‌ترین نیروی دریایی خلیج فارس»، «پیشرفته‌ترین نیروی هوایی خاورمیانه»، «قدرت نظامی اول منطقه» و نظایر آن به شاه‌بیت حکومت محمدرضا شاه و طرفدارانش تبدیل شد. ادعایی که با گذشت چندین سال از انقلاب اسلامی همچنان هم توسط طرفداران حکومت پهلوی به گونه‌ای مطرح می‌شود که گویا پیروزی انقلاب اسلامی مانعی در برابر رسیدن ارتش ایران به جایگاه‌های یاد شده بوده است. همین موضوع سنجش قدرت واقعی ارتش محمدرضا شاه پهلوی را به یکی از موضوعات مهم حوزه تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند. پُرواضح است که بررسی دقیق این موضوع می‌تواند اولاً؛ خلاء‌های مهمی از تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی را باز نماید و ثانیاً؛ تصور جای اُفتاده برای بخشی از جامعه ایرانی مبنی بر جایگاه والای ارتش شاهنشاهی ایران را بکاود. سنجشی که به دلیل عدم وجود نبردی گسترده و کلاسیک در آن مقطع هیچگاه صورت نگرفت. بر اساس همین ضرورت، در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از رهیافت سنجش ورودی/قابلیت تبدیل استفان بیدل، ادراکی دقیق از این موضوع حاصل شود. بر اساس یافته‌های این مقاله شاخص‌ها و آمارهای ارائه‌شده توسط حکومت پهلوی درباره توان ارتش که عمدتاً در حوزه «تک معیارها» قرار داشته به دلیل وجود نوعی عدم توازان در منابع ورودی چندان قابل‌اعتنا نبوده و در سوی دیگر و از منظر قابلیت تبدیل(کسب توان و کارایی نظامی از منابع ورودی) ارتش شاهنشاهی دارای مشکلات اساسی بوده است.

تحلیل مبانی و مؤلفه های روحیه جهادی در اندیشه آیت الله خامنه ای

صفحه 35-57

علی محمدیان، رضا سرابی، منصوره بکایی

چکیده در منظومه فکری رهبری معظم انقلاب، جهاد با اقسام و انحای گوناگون آن، نقش محوری در پیشرفت و اعتلای کشور دارد. در این میان، در اندیشه ایشان، داشتن فرهنگ و روحیه جهادی، لازمه جهادگری در جهت تحقق آبادانی و عمران کشور دانسته شده و این مهم در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نیز که به مثابه منشور انقلاب اسلامی در نقطه‌ عطف چهل‌سالگی آن به شمار می‌رود، بازتاب و انعکاس یافته است. جستار حاضر نظر به اهمیت موضوع، در پژوهشی مسئله‌محور و با اتخاذ شیوه توصیفی-تحلیلی، با عنایت به اینکه ازیک‌سو استخراج شاخصه‌های روحیه جهادی در آرای رهبری انقلاب به جهت تجارب ارزنده ایشان در مدیریت کلان کشور از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ و از دیگرسوی با توجه به اینکه معیار تعیین مؤلفه‌های روحیه جهادی از سوی ایشان به مثابه اسلام‌شناسی حاذق، معارف اصیل و معتبر دینی بوده است، ضمن استخراج شاخصه‌های فرهنگ و روحیه جهادی، به تحلیل مبانی شرعی این شاخصه‌ها پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد مؤلفه‌های فرهنگ و روحیه جهادی را می‌توان ضمن پنج محور کلی در بیانات معظم‌له مورد شناسایی قرار داد: خودباوری، اعتماد جوانان، تلاش بی‌وقفه، سازماندهی نیروها و تشکیلات و در نهایت خلوص نیت و انجام امور در جهت تأمین رضای الهی.

کارکرد نهاد مزار در تحولات اجتماعی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی

صفحه 59-95

علی ایمانی

چکیده مرگ‌اندیشی و معادباوری از اجزاء بنیادی نظام باورها در جامعه ایرانی است، اما چگونه مرگ‌اندیشی و معادباوری در بستر نهاد آرامستان در ایران متعین گردید و چه تاثیری بر تحولات اجتماعی و گفتمان‌های قدرت در ایران داشت؟؛ به نظر می‌رسد تبیین نهاد مزار راهی برای گشایش این گره باشد.مقاله حاضر با مسئله"نهاد مزار و تحول اجتماعی در ایران"و طرح این سوال که"چگونه مرگ‌اندیشی و معادباوری از طریق نهاد مزار مبداء تحولات اجتماعی و تغییر در نظام اجتماعی در ایران گردیده است" آغاز می‌گردد. تلاش پژوهش بر اینست که ضمن ارجاع به تئوری «نهادگرایی» به تبیین تاثیر نهاد مزار بر تحولات اجتماعی در ایران از انقلاب مشروطه تا عصر انقلاب اسلامی بپردازد. روش تحقیق تبیین علِی و روش گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه‌ای است. نتایج پژوهش مدخلی بر تبیین نهادهای قدرتمند اجتماعی در ایران است. به زعم مقاله حاضر نهادهای قدرتمند اجتماعی قادر به گفتمان‌سازی و نقش‌آفرینی موثر در تحولات اجتماعی هستند و نهاد مزار در ایران واجد این ویژگی است. نوآوری پژوهش حاضر تلاش محققانه برای تبدیل تبیین کارکرد نهادهای اجتماعی در ایجاد نظام دانایی و ایجاد تغییر اجتماعی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی است.

سرمایة اجتماعی و راهکارهای تقویت آن در فضای رسانه‌ای ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران: با تأکید بر رویکرد شناختی

صفحه 97-137

سید زکریا محمودی رجا، رفیع الدین اسماعیلی

چکیده با تغییر و تحولات عمیق در حوزه‌های ارتباطات و تعاملات انسان‌ها، سرمایة اجتماعی (اعتماد و تعامل مردم با مردم، مردم با دولت، دولت با مردم و...) به‌عنوان مؤلفه‌ای مؤثر و برجسته در زیستمان سیاسی ـ اجتماعی شهروندان مطرح شد. درهمین چارچوب در الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، سرمایه اجتماعی و قدرت نرم، نقشی کلیدی و محوری داشته است؛ به‌طوری‌که قریب به‌اتفاق اندیشمندان و تحلیلگران داخلی و خارجی علل وقوع انقلاب اسلامی، استمرار و تثبیت اهداف و عبور از بحران‌های مختلف (سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی) پس از انقلاب را به همین امر نسبت دادهاند. جنگ ترکیبی و شناختی ازجمله تاکتیک‌هایی است که با هدف تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی و در استمرار راهبرد‌های فرهنگی ـ سیاسی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران در پروپاگاندای و فضاسازی رسانه‌ای آنها مطرح‌شده است.
در بررسی مسئله و جمع‌آوری داده‌ها علاوه‌بر استفاده از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و فضای مجازی از مصاحبة عمیق با نخبگان و افراد صاحبنظر (رسانه‌ای، سیاسی، دانشگاهی و...) نیز بهرهگیری شد. پس از جمع‌آوری داده‌های مفهومی و کدگذاری محورهای مختلف، در نفر هشتم اشباع نظری حاصل شد. یافته‌های پژوهش با روش کیفی و استراتژی گرنددتئوری حاکی از آن بود که مؤلفه‌های رسانه‌ای (فضاسازی رسانه‌ای، شبهات سیاسی ـ مذهبی و...)، اقتصادی (التهابات اقتصادی، وضعیت معیشتی ـ رفاهی، اشتغال و...)، سیاسی (فضای باز سیاسی، مطالبهگری، حکمرانی خوب، شایسته‌سالاری و...، فرهنگی ـ اجتماعی (ذائقه‌سنجی، سبک زندگی، کارآمدی نهادهای فرهنگی ـ تربیتی و...)، روان‌شناختی (احساس محرومیت و تبعیض، مختصات دوران جوانی)، نقش مستقیم و غیرمستقیم در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی دارند؛ ضروری است با نگاهی میان‌رشته‌ای و جامع، راهبردها و راهکارهای عملیاتی مناسبی طراحی و تدوین شود.

رهیافتی به نظریۀ شعر انقلاب اسلامی در پرتو سخنان رهبر انقلاب اسلامی دربارۀ شعر

صفحه 139-157

حامد صافی

چکیده انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، حادثه‌ای چند بُعدی بود که کشور ایران را از زوایای گوناگون دستخوش تغییر و دگرگونی کرد. ادبیات و به ویژه شعر که از چند دهه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، در خدمت مبارزه با رژیم پهلوی قرار گرفته‌بود، تحت تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی متحوّل شد. این تحوّل هم از نظر قالب، فرم، محتوا و...قابل بررسی است. توجّه دوباره به قالب‌هایی چون دوبیتی و رباعی، مضمون‌یابی‌های نو در بستر شعرهای عاشورایی، مهدوی، فاطمی و نیز کثرت رویش‌های جوان حاکی از تحوّل عمیق شعر فارسی در این مقطع تاریخی است که خود ضرورت پرداختن به تاریخ ادبیات انقلاب اسلامی، سبک شعر انقلاب اسلامی و نظریۀ شعر انقلاب اسلامی را فرا یاد می‌آورد. در جستار پیش رو، تلاش می‌شود با تحلیل و بررسی سخنان حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، دربارۀ شعر، چهارچوب اصلی نظریۀ شعر انقلاب اسلامی توصیف شود. بر اساس این بررسی، روشن شد که بر اساس نظریۀ شعر انقلاب اسلامی، شعری ارزشمند است که معناگرا و مخاطب گرا باشد. معانی مورد نوجّه در این نظریه نیز معارف دینی و اخلاقی، مسائل روز دنیای اسلام، ارزش‌های انقلاب و از این قبیل است. مخاطب گرا بودن شعر در نظریۀ شعر انقلاب اسلامی نیز بدین معناست که اوّلا شعر باید در برابر جامعه متعهّد و موضع‌دار باشد و ثانیا در زبانی قابل فهم برای مخاطب آفریده شود.

مشروطیت به مثابه تخیل سیاسی

صفحه 159-181

محمد علی فتح الهی

چکیده تخیل سیاسی عبارت از هویت یابی سیاسی است و مشروطیت را می توان شروع تخیل علمی در سیاست ایران دانست. تخیل با ایجاد شک و تردید عمل می کند که نوعی آموزش و پرورش سیاسی و اجتماعی است و البته با نقادی توأم است و به خلاقیت منجر می شود. تخیل مشروطیت هم برای ایجاد شک و تردید بود. مشروطیت ماهیت علوم انسانی داشت و برای آن بود که جامعه با علوم انسانی اداره شود. مدیریت با علوم انسانی در مشروطیت را می توان خط مقاومت ملی نامید که بویژه در برابر مداخلات استعمار انگلیس معنی پیدا می کرد. مشروطیت هرچند مسبوق به زمینه های مردمسالارانه در تاریخ سیاسی ایران بود ولا به شکست منجر شد و البته زمینه حرکتهای بعدی ملت ایران را فراهم آورد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران باعث شد که نگاه عمیق تری به مشروطیت شکل بگیرد.اما انقلاب اسلامی را نمی توان تجربه دیگری از مشروطیت تلقی کرد.

بررسی الزامات سیاستگذاری قومی در جمهوری‌اسلامی ایران با تأکید بر عصر جهانی‌شدن

صفحه 183-204

حدیث باقری نیا، عباس کشاورز شکری، علی مرشدی زاد

چکیده سیاستگذاری در حوزه­های اجتماعی نمایانگر عقلانیت و تلاش برای هدایت و رهبری جامعه و سازمان­دهی اوضاع اجتماعی با مرجعیت بزرگ قدرت حاکم است. لذا یکی از حوزه­های مهم سیاستگذاری، تنوعات قومی است. در این راستا قومیت­ها یکی از حوزه­های مهم اثرپذیر از فرآیند جهانی­شدن است که جمهوری اسلامی ایران را با مسائل جدی و متعددی مواجه ساخته است. هدف نوشتار حاضر ارائه الزامات مطلوب در سیاستگذاری قومی با تاکید بر عصر جهانی­شدن است. در این راستا، پژوهش پیش­رو درصدد پاسخ به این پرسش است «الزامات سیاستگذاری قومی را در جمهوری اسلامی ایران باتوجه به عصر جهانی شدن کدامند؟» در پژوهش پیش­رو از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و شیوه گردآوری داده­ها به روش کتابخانه­ای بوده است. فرضیه پژوهش براین است که جمهوری اسلامی می­تواند با در پیش گرفتن الگوی تکثُّرگرای وحدت­گرا برپایه­ی ایرانیت- اسلامیت به عنوان مؤلّفه­ی اصلی توسـعه­ی همه جانبه و متوازن، به مثابه مدل مناسبی برای سیاست­های قومی در ایران توجه داشته باشد. نتایج به دست آمده حاکی از این است که عناصری همچون؛ به کارگیری نخبگان قومی در مشاغل و مناصب بومی، تثبیت الگوی شهروندی به عنوان مبنای سیاست، تکثرگرایی فرهنگی، راه­حل­های اقتصادی به عنوان الزامات سیاستگذاری قومی در ایران با توجه به مسئله جهانی شدن نام برد.

جایگاه استراتژی دفاعی- امنیتی در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در محور تحت نفوذ

صفحه 205-228

محسن جمشیدی، نصرت الله حیدری، مهدی احمدی

چکیده استراتژی دفاعی - امنیتی کشورها بدون توجه به قابلیت ، توانمندی و جهت گیری رفتاری آنها در سطح داخلی ، منطقه ای و بین المللی در حوزه سیاست خارجی امکانپذیر نمی باشد . پژوهش فوق از نوع بنیادی با روش کیفی– تفسیری و استنباط اطلاعات از طریق اسناد موجود با رویکرد توصیفی– تحلیلی و گرداوری اطلاعات و داده ها نیز به طریق کتابخانه ای بوده است. بنظر می رسد استراتژی دفاعی – امنیتی ایران در راهبرد سیاست خارجی خود در منطقه و محور تحت نفوذ، اهمیت و جایگاه ویژه ای داشته و در برنامه ریزی های صورت گرفته و با استفاده از منابع و پارامترهای در اختیار، ایران مصمم است که به قدرت اول و بالقوه منطقه (هژمون منطقه ای) تبدیل شود. استراتژی دفاعی- امنیتی در بعد نظامی با استفاده از امکانات بالقوه خود و متاثر از پارامترهایی همچون: گسترش مرزهای امنیتی– دفاعی(محیط عملیاتی) ، جنگهای نیابتی ( تقویت گروههای نیابتی همسو)، دفاع از ژئوپلتیک شیعه( شیعه گرایی ) وپیشبرد اهداف میدان ( دیپلماسی نظامی ) با کمک به راهبرد سیاست خارجی در صدد تحقق این امر مهم ( هژمون منطقه ای) بر اید( یافته های پژوهش). هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقش و جایگاه استراتژی دفاعی – امنیتی جمهوری اسلامی ایران در راهبرد سیاست خارجی ایران در منطقه و محور تحت نفوذ می باشد.

مرگ اندیشی در آثارنقاشی انقلاب اسلامی

صفحه 205-254

کریم زارعی، کاظم چلیپا، مرتضی افشاری، سید رضا حسینی

چکیده در جریان شکل گیری انقلاب که رویکردی والا نسبت به تعالی انسان ترسیم می کند، گسترش مفاهیم شهادت، با الگوپذیری از اندیشه دینی مرگ آگاهی خاص در قرآن کریم، مرگ اندیشی را که مفهومی مستمر از درک و اندیشه معرفت درباره مرگ است در بستر انقلاب و جامعه برجای می گذارد. از این حیث نقاشی انقلاب اسلامی ایران، تحت تاثیر تفکرات این جریان اجتماعی در بطن انقلاب، در مورد مفهوم مرگ قرار گرفته و با توجه به شرایط فرهنگی اجتماعی جامعه، مفهوم مرگ اندیشی در رویکرد نقاشان انقلاب اسلامی بروز پیدا می کند و بازتاب هایی از تاثیرات مفاهیم آن، در آثار آنها ظهور یافته و مورد توجه قرار می گیرد، که نشان از تاثیرات ایدئولوژیکی و بنیادین جریان انقلاب اسلامی، بر روند شکل گیری آثار نقاشی بوده و می باشد. مسئله اصلی این پژوهش واکاوی مفهوم و مولفه های مرگ اندیشی به منزله یکی از شاخصه های اصلی تجلی یافته متاثر از اندیشه انقلاب، در خلق و تکامل آثار هنری در آثار نقاشی دهه اول انقلاب اسلامی ایران است. بر این اساس پرسشهای پژوهش عبارتند از: 1. مولفه های مرگ اندیشی، چه میزان در رویکرد نقاشان انقلاب در خلق آثار نقاشی نقش داشته است؟ 2. آثار چه میزان از مبانی دینی اسلامی تاثیر گرفته است؟ این پژوهش از نظر هدف، بنیادی- نظری است و از منظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. شیوه‌ی جمع آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و میدانی می باشد. جامعه پژوهش، از میان آثار نقاشی انقلاب انتخاب شده است. نتایج پژوهش گویای آن است که انتخاب و موضوع قرار دادن این مفاهیم، آگاهانه در اندیشه و عمل نقاشان بوده است که مبانی نظری آن از اندیشه دینی اسلامی تاثیر گرفته و انعکاس معنایی و ترجمان تصویری آن در رویکردهای صریح و نظام رمزگانی و نشانه شناسی بروز پیدا کرده است.

ظرفیت‌های فراگفتمان انقلاب اسلامی و بازتولید گفتمانهای درونی

صفحه 255-278

رشید رکابیان، ناصر پورحسن

چکیده چکیده
در فرایند شکل‌گیری انقلاب اسلامی هویت‌ها و خرده‌گفتمان‌های متکثری فعال بودند که با ابتنا به نظام صدقی، دالها و دقایق و ظرایف خود بر چهره‌ای متمایز ظاهر شدند. اما ناتوانی آنها در سوژه سازی و تثبیت واژگان معنایی خود، ناچار به همزیستی و پذیرش برتری گفتمانی شدند که با محوریت اسلام از یک سو با نهادینه شدن افق معنایی آن درذهنیت‌های اقشار و توده‌های متکثر و متنوع، آنها را در سامانی هویت‌بخش به کنش سیاسی وادار سازد و از سوی دیگر با قوام بخشی و استغنای مفهومی واژگان و دالهای تهی و معتبر در سیاست مدرن امروز ذیل سازه " مردم سالاری دینی " تبدیل به یک فراگفتمان شود. فراگفتمانی که تحت چتر گفتمانی غنی خود گفتمان‌هایی متعدد ،متنوع و فعال در تنازع گفتمانی را باز تولید و میدان گفتمانی گسترده‌ای را برای تعامل و تقابل خرده گفتمانها خلق نموده است. حیات چهار دهه‌ای جمهوری اسلامی شاهد رقابت تنگاتنگ این گفتمانها بوده که هریک توانسته‌اند در مقاطعی با تثبیت مفاهیم و باورهای اصلی خود با بکارگیری، معنا دهی و مشروع سازی دالهای شناور، گفتمان خود را بر سایر گفتمانها استیلا و برتری بخشند. مفروض این نوشته این است که فراگفتمان انقلاب اسلامی، به دلیل فراگیری و تعمیق دقایق گفتمانی آن در بین توده‌های متنوع، همینطور وفاداری گفتمان‌های درونی آن به دال مرکزی فراگفتمان (اسلام) دچار توقف و انسداد فراگفتمان نخواهد شد، هرچند تنازعات درون گفتمانی آن شدید باشد.

پیامدهای انقلاب اسلامی ایران بر نظام سیاسی کویت

صفحه 279-307

حبیب اله سعیدی نیا، زهرا نجفی، دانیال آب یاری

چکیده کویت، سرزمینی کوچک در کرانه‌های خلیج‌فارس می‌‌باشد که به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی خود، همواره یکی از کنشگران مهم منطقه‌ی ‌غرب آسیا و از جمله کشورهای اثرگذار بر روابط سه دولت اسلامی یعنی ایران، عربستان و عراق بوده است. در جریانات انقلاب پنجاه و هفت، دولت کویت یکی از بازیگران تاثیر پذیر و تاثیر گذار بوده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که جوانب و میزان نقش‌آفرینیِ این شیخ‌نشین در فرآیند سقوط حکومت پهلوی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی چگونه بوده است؟. هدف اصلی این مقاله تبیین اثرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جامعه سیاسی کویت از زمان آغاز نهضت امام خمینی تا پایان جنگ هشت ساله می باشد. یافته‌ها و شواهد این پژوهش نشان می‌دهد که کویت به عنوان نقطه‌ی تلاقیِ سه ایدئولوژی تشیع، وهابیت و تسنن؛ رویکرد نسبتاً ملایمی در قبال مخالفان حکومت پهلوی داشته است بنا‌براین ملجا بسیاری از فعالین سیاسی ایرانی بوده و بستر مناسبی را برای اشاعه‌ی تفکر انقلابیون فراهم نموده است. با شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران و طرح مسأله‌ی کلیدی صدور انقلاب، مخالفین آل‌صباح و در رأس آن‌ها شیعیان کویت، تحرکات مبارزاتی خود را گسترش داده و متأثر از آموزه‌های انقلاب اسلامی، آشکارا به رویارویی با دولت کویت پرداختند که این امر موجب واکنش شدید حکومت آل‌صباح گردید. سرکوب جنبش‌های شیعی همانند قیام مسجد شعبان به دست نیروهای امنیتی کویت، سلب تابعیت شماری از مخالفین این شیخ‌نشین توسط دولت کویت و در پایان همراهی آل‌صباح با عراق در جنگ علیه ایران را باید در همین راستا تفسیر نمود.