انقلابهای بزرگ و چالش دیپلماسی
صفحه 7-26
مسعود اخوان کاظمی، علیرضا تارا، فرزاد رستمی
چکیده مطالعات تطبیقی اندکی در مورد ویژگیهای رفتاری انقلابهای بزرگ در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی صورت گرفته است. این انقلابها که پدیدههایی بشدت کمیاب و نادر هستند، گرایشات و کنشهای انتقادی خاصی را در ارتباط با نظام بینالمللی و قواعد حاکم بر رفتار خارجی دولتها در پیش میگیرند که از نگرشها و مبانی اعتقادی یا ایدئولوژیک آنها سرچشمه میگیرند. در این میان، دیپلماسی و نرمها و قواعد دیپلماتیک موجود، از سوی رژیمهای برخاسته از انقلابهای بزرگ به چالش کشیده میشوند و رفتارها و کنشهایی خلاف عرف دیپلماتیک بعمل میآورند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی این جهتگیریها و اقدامات و درتلاش برای کشف مکانیسم این رفتارها، در صدد برآمده تا شباهتها و همسانیهایی را در کنشهای انقلابهای بزرگ در به چالش کشیدن نرمهای دیپلماتیک در عرصه خارجی و ساختارهای دستگاه دیپلماسی آنها در بعد داخلی کشف و استنتاج نماید. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که همه انقلابهای بزرگ در به چالش کشیدن قواعد و نرمهای دیپلماتیک موجود و تجدید ساختار دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی خود، رفتارهای نسبتا مشابهی را از خود بروز دادهاند. در واقع، رژیمهای برخاسته از انقلابهای بزرگ، آشکارا به اعلام دیدگاهها و اهداف خود در خصوص ایجاد تحولاتی اساسی در مبانی و اصول و رفتار سیاست خارجی خود میپردازند و گسست کامل خود از سیاستها و رفتار خارجی رژیم سابق را خاطر نشان میسازند.

