دوره و شماره: دوره 7، شماره 3 - شماره پیاپی 26، پاییز 1397، صفحه 707-929 
تعداد مقالات: 10

انقلاب‌های بزرگ و چالش دیپلماسی

صفحه 7-26

مسعود اخوان کاظمی، علیرضا تارا، فرزاد رستمی

چکیده مطالعات تطبیقی اندکی در مورد ویژگی­های رفتاری انقلابهای بزرگ در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی صورت گرفته است. این انقلابها که پدیدههایی بشدت کمیاب و نادر هستند، گرایشات و کنش­های انتقادی خاصی را در ارتباط با نظام بین­المللی و قواعد حاکم بر رفتار خارجی دولت­ها در پیش می­گیرند که از نگرش­ها و مبانی اعتقادی یا ایدئولوژیک آنها سرچشمه می­گیرند. در این میان، دیپلماسی و نرمها و قواعد دیپلماتیک موجود، از سوی رژیمهای برخاسته از انقلابهای بزرگ به چالش کشیده میشوند و رفتارها و کنش­هایی خلاف عرف دیپلماتیک بعمل می­آورند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی این جهت­گیری­ها و اقدامات و درتلاش برای کشف مکانیسم این رفتارها، در صدد برآمده تا شباهت­ها و همسانی­هایی را در کنش­های انقلابهای بزرگ در به چالش کشیدن نرمهای دیپلماتیک در عرصه خارجی و ساختارهای دستگاه دیپلماسی آنها در بعد داخلی کشف و استنتاج نماید. یافته­های این پژوهش نشان می­دهند که همه انقلابهای بزرگ در به چالش کشیدن قواعد و نرمهای دیپلماتیک موجود و تجدید ساختار دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی خود، رفتارهای نسبتا مشابهی را از خود بروز داده­اند. در واقع، رژیمهای برخاسته از انقلابهای بزرگ، آشکارا به اعلام دیدگاه­ها و اهداف خود در خصوص ایجاد تحولاتی اساسی در مبانی و اصول و رفتار سیاست خارجی خود می­پردازند و گسست کامل خود از سیاست­ها و رفتار خارجی رژیم سابق را خاطر نشان می­سازند. 
 

تبیین مبانی نقلی و عقلی مردم‌‌سالاری دینی

صفحه 27-48

احمد آقایی میبدی، محمدرضا کریمی والا

چکیده در فلسفه سیاست که در آن به مسائلی، نه با دغدغه­های کاربردی علم سیاست، بلکه مرتبط با جنبه­های نظری و مبنایی این علم پرداخته می­شود؛ نقش اراده مردم در فرآیند حاکمیت یکی از مباحث اساسی است. اهمیت این بحث، این سؤال را به‌طور جدی مطرح می‌­سازد که تحفظ همزمان بر نقش اراده الهی و اراده مردم در استقرار و بقای حاکمیت دینی از چه مبنای نقلی و عقلی برخوردار است؟
یافته­های نظری این پژوهش که با شیوه اسنادی و تبیینی و با بهره‌­گیری از ادله نقلی و عقلی حاصل شده است بدین قرار است که در مردم‌سالاری دینی از یک‌سوی مالکیت و حاکمیت حقیقی عالم هستی به‌ویژه انسان­‌ها از آن خداست و اسلام تنها آیین سامان­‌بخش حیات انسان در تمام عرصه‌­هاست و از دیگر سوی به اقتضای اراده تکوینی خداوند، انسان اختیار تعیین سرنوشت خویش را دارد و حاکمیت اسلام تنها از رهگذر عمل به قوانین اسلام از روی اراده و اختیار انسان­‌هاست؛ اما این اختیار نه منشأ حقانیت و مشروعیت حاکمیت اسلام، بلکه خاستگاهِ عینیت و عامل بقای حاکمیت اسلام و حاکمان الهی است.
 

بازنمایی نشانگان هویت ملی در تکوین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 49-68

سعید چهرآزاد، علیرضا ازغندی، ابوالقاسم طاهری، حمید احمدی

چکیده هدف: نگاره حاضر بر آن است تا به این سوال پاسخ دهد که مولفههای هویت ملی ایران چگونه و به چه صورت در شکلگیری و قوام و دوام سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش­آفرینی میکنند.
روش: در پژوهش حاضر کوشیده میشود که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اطلاعات مبتنی بر روش کتابخآنهای، ضمن تبیین مفهوم «هویت ملی»، نحوه تکوین و شکلگیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران توضیح داده شود.
یافته: کنکاش­ها بیان گر آن است که سه مولفه هویت ملی-اسلامیت، ایرانیت و تجدد- بنا به نحوه تقدم و تاخر، هر کدام به گونه­ای در معماری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران موثر واقع بوده­اند.
نتیجه­گیری: از این مقاله اینگونه مستفاد می­گردد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شدت از هویت ملی و مشخصه­های آن متاثر است و به واقع مناسبات و روابط خارجی ایران ناشی از بینشِ منبعث از هویت ملی آن برساخته میشود.
 
 

وفاداری به دوگانه جمهوریت و اسلامیت شرط انقلابی ماندن

صفحه 69-86

عباس شفیعی نیا

چکیده انقلاب اسلامی، نخستین انقلاب مذهبی عصر حاضر یا به تعبیر دیگر اولین قیام بزرگ علیه نظام­های زمینی و مدرنترین شکل قیام بود. در فرایند انقلاب اسلامی، گفتمانی هژمونیک شکل گرفت که با تمامی بداعتش ریشه در سنت دیرینه اسلام داشت.که در بستر انقلابی، اسلام دینی تعریف شده بود که سیاستش در عبادتش و عبادتش در سیاستش مدغم است، احکام اخلاقیش هم سیاسی است، قدرت را نیز در یک رابطه سازواره با معرفت دینی عرفانی تعریف کرده بود. در این نوشتار بر آنیم الزامات انقلابی بودن و انقلابی ماندن در اندیشه حضرت امام خمینیv و رهبر معظم انقلاب که همان وفاداری و تاکید بر دوگانه جمهوریت و اسلامیت است را مورد پردازش قرار دهیم. در این نوشتار این دو عنصر اساسی در انقلاب اسلامی و مورد تاکید بنیانگذار نهضت اسلامی را بعنوان مبنا و چارچوب بحث خود قرار داده و ویژگی­های مورد نظر را تشریح می­نمائیم.
 

مفهوم متعارض امر سیاسی در انسان شناسی معاصر و انقلاب اسلامی

صفحه 87-102

مرتضی شیرودی

چکیده امر سیاسی، مفهوم متعارضی است و زمانی که به رابطه متقابل انسان و سیاست (انسان شناسی سیاسی) می­اندیشیم، متعارض­تر می­نمایاند! از این رو، نوشتار حاضر تلاشی برای نقد روابط متضاد امر سیاسی و انسان سیاسی و ارائه نگاه جدید به آن است. در نیل به این هدف، عرضه تعریف از امر سیاسی و انسان سیاسی به گونه­ایی که راه را برای تبیین از انسان خطرناک، انسان خنثنی و انسان فعال، همواره کند، اجتناب ناپذیر است. امر سیاسی که بدون انسان، قدرت و دولت،  معنا نمی­یابد پس از طی وضع طبیعی هابزی و وضع مدنی روسویی میل به وضع اخلاقی اشمیتی نهاده است اما هنوز نمی­توان از آینده تثبیت شده آن سخن گفت. مقاله بر این نکته جدید پای می­فشارد که انسان سرگشته از وضع­های گذشته در میلی که در او به سوی وضع اخلاقی معاصر پیش آمده، تنها تعریفی مبهم از آن در ابعاد نظری قابل عرضه است اما این ابهام، مانع از اندیشیدن درباره آن نشده است. 
 

عدالت سیاسی در اندیشه شهید مطهری و راولز در یک نگاه تطبیقی

صفحه 103-120

رحمت عباس تبار مقری، شهربانو فولادی

چکیده عدالت سیاسی به عنوان یکی از دغدغه­های جامعه­ی انسانی به لحاظ داشتن جایگاه و پیشینه­ای که در ادیان و مکاتب سیاسی داشته است در کنار مفاهیمی مانند آزادی، امنیت و دموکراسی همواره مورد توجه بوده است و در این مسیر اندیشمندان و متفکرین در تعریف از عدالت و راه رسیدن به آن به بیان نظریات خود پرداخته­اند. شهید مطهری نیز از جمله متفکرین عدالت­خواه در ردیف اندیشمندانی قرار دارد که بر اساس آموزه­های دینی و اسلامی نظریات خود را در مورد این مسئله بیان کرده است. از این رو هدف این پژوهش بررسی عدالت سیاسی در اندیشه­ی ایشان بوده است و به این پرسش پرداخته که جایگاه عدالت سیاسی در اندیشه­ی مرتضی مطهری و جان راولز چه می­باشد؟ یافته­های پژوهش با روش توصیفی تحلیلی حکایت از این دارد که عدالت سیاسی در نظر این دو متفکر در ذیل عدالت اجتماعی قرار دارد و اﺻﻮﻟﯽ ﻫﻤﭽﻮن آزادی، دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ و ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻦ، منبعث از ﺣﻘﻮق واﻗﻌﯽ اﻧﺴﺎن­ﻫﺎ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭘﺎﯾﻪ­ﻫﺎی ﻋﺪاﻟﺖ و ﺗﻮازن اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﻧﻈﺮ گرفته شده است.
 

پیامدهای سیاسی بازتولید اندیشه اخباری‌گری بر گفتمان انقلاب اسلامی

صفحه 121-142

داود فیض افرا، حسین ارجینی، عیسی مولوی وردنجانی

چکیده بازتولید اندیشه «اخباری­‌‍‌گری» به عنوان یکی از مهمترین رقیب گفتمان انقلاب اسلامی، تهدیدی جدی برای این گفتمان محسوب می­‌شود. بر خلاف گفتمان انقلاب اسلامی، اخباریان با محدود کردن منابع استنباط احکام به احادیث و مخالفت با استفاده از عقل و اجتهاد و اجماع وارد عرصه تنگ نگرش به دین می­‌شوند که محصول آن محدود کردن دین به امور فردی خواهد بود.
بنابراین با توجه به نگرش حداقلی اخباریان به دین، پیامدهای سیاسی بازتولید اندیشه اخباری را در دو حیطه می­‌توان مورد بررسی قرار داد. 1. در حیطه اندیشه سیاسی بازتولید اندیشه اخباری منجر به ترویج اندیشه جدایی دین از سیاست، ترویج اندیشه تعطیلی حکومت اسلامی در عصر غیبت، و تضعیف جایگاه ولی فقیه و اختیارات او خواهد شد. 2. در حیطه عمل سیاسی نیز بازتولید اندیشه اخباری­گری موجب خدشه در مقبولیت نظام، تقابل با نظام اسلامی و بی­اعتباری احکام حکومتی خواهد شد. 

بررسی تطبیقی نظریه ولایت فقیه از نگاه شیعه و اهل سنت

صفحه 143-166

ابراهیم کلانتری، سید محسن آل نبی

چکیده با توجه به اینکه نظریهولایت فقیه در اندیشه سیاسی شیعه به شکل­گیری یک نظام سیاسی در اداره جامعه اسلامی منتهی شده است، این سوال رخ می­نماید که آیا فقه اهل سنت نیز نظریه خاصی در باب نظام سیاسی ارایه کرده است یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا با تکیه بر نظریه ولایت فقیه و با تجمیع و نسبت سنجی دیدگاه­های اهل سنت در زمینه حاکمیت و نظام سیاسی در اسلام، میتوان به طرح و ارایه یک نظام سیاسی مطابق با اقتضایات جوامع اهل سنت دست یافت؟ این پژوهش که با روش استنادی، تحلیلی به سامان رسیده است می­کوشد با تکیه بر عناصر و مؤلفه­هایی ازمشابهت و تجانس در فقه سیاسی شیعه و اهل سنت، از قبیل ضرورت وجود حکومت، ضرورت اجرای احکام، شوری، بیعت، اطاعت از حاکم، شرایط حاکم و... که در فقه شیعه و سنی مورد توجه و بررسی واقع شده­اند نوعی هم گرایی و تقارب را در نظریه ولایت فقیه، حد اقل بر اساس دیدگاه برخی از عالمان اهل سنت و مقایسه آن با آراء فقیهان شیعه، استنتاج نماید. 
 

تکفیر در اسلام و رویکرد انقلاب اسلامی به گروه‏‌های تروریستی معاصر

صفحه 167-184

رعنا قاسمی، هادی واسعی، سید سعید رضا منتظری

چکیده در تعالیم همه ادیان بزرگ، تکفیر، اقدامات تروریستی و خشونت به نام دین مذموم دانسته شده است. از جمله خصوصیات مهم گروه­‏های تکفیری علاوه بر بدعت و تکفیر در دین ایجاد خشونت در جامعه است. امروزه تکفیر و تروریسم دو دین بزرگ الهی را درگیر کرده است. تکفیر و تروریسم در دنیا موجب ناامنی و نابسامانی شده که بیشتر این خشونت­‏گری­‏ها با نام دین صورت می‏­گیرد. افراط­‏گرایی و تروریسم سابقه دیرینه در جهان دارد. به خصوص در دوره معاصر در سراسر جهان اسلام فعالیت دارند، با این وصف تروریسم و افراط­‏گرایی یکی از دغدغه­‏های ملت‏ها و دولت­‏ها در دنیا تبدیل شده است.
مطالعه و پژوهش پیرامون موضوعتکفیرو تروریسم در اسلام و نحوه مواجهه انقلاب اسلامی با گروه‏­های تروریستی معاصرجایگاه ویژه‌ تحقیقی دارد. بر این اساس پرسش این است که تکفیر و تروریسم در اسلام چگونه ایجاد شده و در دوره معاصر انقلاب اسلامی ایران چه واکنش و مواجهه داشته است؟ به‌دلیل اهمیت این موضوع و وجود گروه­‏های تکفیری و بدعت­‏گذار در طول تاریخ ادیان، گروه‏­ها از این سوء­استفاده کرده­‏اند، در دوره معاصر و کنونی، به دلایل مختلف گروه‏­های تروریستی و فرقه‌­های متعددی شکل گرفتند برای نمونه داعش، تکفیر مورد بهره­برداری رهبران گروه‏­ها قرار گرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه­ایی و فیش­برداری از اسناد و منابع به بررسی زمینه و عوامل تاریخی پرداخته است؛ برخی یافته‏­های پزوهش بیانگر این است که موضوع تکفیر  تروریسم ریشه دینی ندارد؛ و انقلاب اسلامی ایران با گروه­های تروریستی و تکفیری در عرصه نظری و عملی مواجهه و مقابله کرده است.
 

نقش مؤلفه‌‌های اندیشه سیاسی امام خمینی در پیروزی انقلاب اسلامی (با تأکید بر وصیت‌نامه سیاسی - الهی)

صفحه 185-207

الهه وکیلی

چکیده تحلیل و تفسیر حرکت امام خمینی، به‌ عنوان مرجع و همچنین رهبر برجسته‌­ی دینی، در عرصه­‌ی سیاست بدون درک بنیان‌­های فکری ایشان میسر نیست. وصیتنامه سیاسی الهی به عنوان عالی­‌ترین اثر مکتوب ایشان که در آن هندسه­‌ی حکومتی ترسیم شده است، معیار مناسبی برای تبیین این اندیشه می­‌باشد زیرا حاصل تجارب سالیان متمادی مبارزه امام خمینی با استبداد و استعمار از یک سو و هم‌­چنین دستورالعمل جامع و اجرایی یک دهه تشکیل حکومت اسلامی از سوی دیگر است. بر این اساس هدف این پژوهش شناسایی و تبیین مؤلفه‌های مبانی اندیشه سیاسی امام خمینی در پیروزی انقلاب اسلامی با تأکید بر وصیتنامه ایشان می‌باشد.
این نوشتار ضمن بررسی اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی می‌کوشد با روش تاریخی- تحلیلی علل موفقیت امام خمینی را در تأسیس نظام سیاسی جدید، با توجه به آثار مکتوب و به‌ویژه وصیتنامه سیاسی-الهی ایشان، تبیین نماید. بررسی مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده اندیشه سیاسی امام خمینی نشان می‌­دهد که سیر تحول اندیشه ایشان از اندیشه اصلاحی به اندیشه انقلابی، اجتهاد و همچنین اهتمام به عملی کردن مفاهیم شیعی در باب حکومت سبب به ثمر نشستن این اندیشه و تشکیل حکومت اسلامی گردیده است.